برچسب ها بـ ‘بحران’

نسبت ما با توسعه 17

شنبه, 22 سپتامبر, 2018

واما در جامعه توسعه نیافته:
۱-موضوعاتی در کانون توجه قرار می گیرند که به بحران تبدیل شوند(دندانها تا قبل از درد غیر قابل تحمل به دندانپزشک نشان داده نمی شوند،زندگی ها تنها با احتمال فروپاشی با مشاور در تماس قرار نمی گیرندو …)

۲-جامعه از بحرانی وارد بحران دیگر می شود و کمتر می تواند به رویاها وآرزوهای خود فکر کند.

۳-جامعه به علت ترس از گرفتار نشدن به بحران بعدی مدام در حال شتاب واسترس به سر می برد.

۴-افراد جامعه مدام احساس عقب ماندگی دارند و مرتب دچار “هیجان جبران” هستند چون فکر میکنند هر لحظه احتمال دارد مقابل اتفاقات احتمالی تمام دستاوردهای خود را یا از دست بدهند ویا دستاوردهایشان ارزش خود را از دست بدهد.
به همین دلیل فرزندانشان را دچار بیش فعالی آموزشی می کنند و می خواهند فرزندشان از هر انگشتش هزار هنر بریزد تا هر هنری اگر به فردای او کمک نکرد هنر دیگر به مدد او بیاید!

۵-درکی از لذتهای معنایی ندارند و در به در بدنبال لذتهای سریع و با طول عمر کوتاه هستند چون به آینده امیدی ندارند. بنابراین شاید به انواع اعتیادها روی آورند ویا به تباهی اخلاقی کشیده شوند.

پی نوشت:
حسی در درونم میگوید ،سهیل دیگه ننویس! چون در جامعه توسعه نیافته افراد حوصله کمی برای عمیق خواندن ودقیق شدن در موضوعی دارند ؛ چون مدام دنبال روشهای سریع وجادوگرانه وخرافی برای حل مسائل می گردند واگر شما تا اینجای مطلب را خوانده اید می توانید امیدوار باشید که خیلی هم صاحب سبک تفکر توسعه نیافته نیستید.

اما چاره چیست؟

۱-اول باید اعتراف کنیم که ما دچار تفکر توسعه یافته نیستیم وذهنمان در روند رشد تاریخی جهان جا مانده است.

۲-به فرایند تفکر خود هشیار شویم تا بفهمیم اکثر اضطرابها و انتخابها ریشه در عقده وترس دارند ویا از عمق وجود ما ریشه گرفته اند؟

۳-آرام آرام ماسکهای کاذب خود را کنار بگذاریم تا خود واقعیمان را به محیط نشان دهیم ،چون این تنها راهی است که شاید جهان هم شکل حقیقی وکم اضطرابتر خود را به ما نشان دهد .

۴-برای آینده بهترفرزندانمان بیشتر از آموزش روی پرورش وشکوفایی آنها از طریق فراهم کردن ارتباط اجتماعی بیشتر و مراوده فراوان تر با بخشهای مختلف جامعه وسفرهای گسترده تر بهره بگیرید و از تمام روش های استعداد شناسی نه برای رقابت، بلکه برای کشف مسیر بهتر ومناسب واختصاصی وی بهره ببرید.

۵-مطالعه متون عمیق و پیگیری آموزش هایی که می تواند درک موثرتری از زندگی ،روابط واصول اداره بهتر زندگی به ما بدهد.

۶-تنها به بهتر شدن زندگی خودمان فکر نکنیم و بخشی از وقت و درآمد خود را برای بهبود اطرافیان وجامعه اختصاص دهیم تا بفهمیم اگر هوای شهر آلوده باشد شما در خانه خود بمانید آسیبی نمی بینید بیشتر یک طنز است تا یک حقیقت علمی و معنوی.

مقالات 57

یکشنبه, 24 جولای, 2016

دانته در کتاب کمدی الهی خود می گوید: اکثریت فضای جهنم را افراد بی تفاوت پر کرده اند،
در روزگاری که سرعت ارائه پی درپی دستاوردهای متنوع علمی ،آدمی را گیج می نماید،
در زمانه ای که آتش جنگ های قومی و عقیدتی و قدرت طلبانه ،دنیا را با چالشی عظیم مواجه نموده است،
در حالی که منابع طبیعی و نعمت های خدادای این کره خاکی با حماقت های بشری رو به زوال و نابودی است،
و در نتیجه فرزندان تو و فرزندان همنوعان تو با تهدیدهای جدی روبرو هستند،
نمی توان در این جهان بی تفاوت زیست.
انسان چاره ای ندارد که به خود بیاید و در مقابل فجایع وبحران هایی که خود برای خود ایجاد نموده،به تدبر و چاره اندیشی مبادرت ورزد.پیامبر اسلام می فرماید:
من از فقر مردم بیمی ندارم،نگرانی من از سوئ مدیریت آنان است
باید به خود بیاییم و زمام امور را به شایستگان متخصصی بسپاریم که غم آحاد انسان ها را در هرکجای این کره خاکی در سر دارند و دلشان برای تک تک آدمیان و بشریت می تپد.
می گویند جنگل آتش گرفته بود و گنجشک با جدیت منقار خود را از آب رودخانه پر می کرد و پرپر زنان خود را به بالای آتش می رساند و یکی دو قطره آب داخل منقارش را بر روی آتش می ریخت و به کنار رودخانه برمی گشت تا این کار خود را تکرار کند.بسیاری به او خندیدند که :این چه زحمت بیهوده ای است که می کشی؟
گنجشک در جواب گفت:این قدر از من برمی آید.از شما چه؟

گفتا ز که نالیم؟

شنبه, 26 دسامبر, 2015

دوباره مورد هجوم هوای آلوده واقع شده ایم و همه ،بخصوص بچه ها و پیرها در معرض صدمات جدی و همه ما قطعا با کوتاهی عمر مواجه خواهیم بود.

نکته بسیار درد آور این موضوع هم این است که نه مسئولی به فکر چاره کار است(اگرچه شعارش را بسیار می دهند) و نه خودمان حاضر به اقدامی برای کمتر کردن این بحران هستیم.

ای کاش کمپینی هم برای کمتر استفاده کردن از خودروهای شخصی و ….. راه می افتاد و با راه حل های کوچک اما موثر خودمان به داد خودمان می رسیدیم!

مقالات 24

یکشنبه, 18 اکتبر, 2015

عرفان غربی و عرفان شرقی 4

به هر حال دکتر فرانکل برای حل رنج ناشی از درد و مرگ خود و عزیزانش نسخه و راه حل زیر را پیشنهاد می کند:
– نخست اینکه پذیرفتن مسئولیت امری است ضروری که لوگوتراپی قاطعانه بر آن تکیه دارد.
– دوم روش درمانی که در این جهت گام برمی دارد که ،”چنان زندگی کن که گویی بار دومی است که به دنیا آمده ای و اینک قصد جبران خطاهایی را داری که در زندگی نخست مرتکب شده بودی”.
به نظر ایشان هیچ قاعده کلی و شعاری بهتر از این نمی تواند احساس مسئولیت و حس وظیفه شناسی را در انسان بیدار کند،زیرا نخست وی را بر آن می دارد که تصور کند زمان حال گذشته است ،و سپس بپذیرد که گذشته را هنوز هم می توان تغییر داد و اصلاح کرد.(همان روش ملاصدرایی که در اوائل این کتاب توضیح داده ام).
این شیوه اندیشه انسان را برآن می دارد که از یک سو با محدودیت های جهان و از سوی دیگر با غایت آنچه که می تواند از خود و زندگی خود بسازد،روبرو گردد.
اگر باز هم مطالب فوق را مرور کنید ،می بینید که نهایتا دکتر فرانکل هم به دنبال رهایی انسان از رنج خویش است وبه این منظور از سلاح “عشق” استفاده می نماید و آن هم در حد عشق به معشوق شخصی. او همانگونه که در جای جای کتاب و خاطراتش اشاره می کند ،در آن شرایط بسیار سخت و بحرانی دیدن رنج و گرسنگی و حتی مرگ دوستانش تاثیر چندانی بر روی او نداشت و به حدی تحت فشارهای روحی با دیگران بیگانه شده بود که در کنار جسد دوستش به خوردن سوپ مشغول بود – می توان این رفتار را با رفتار اسرای ایرانی در عراق در راستای حمایت از سایر اسیران دربند،مقایسه نمود – و این نقطه ضعف اصلی و اساسی این نوع نگاه به زندگی است.

سلسله مباحث مدیریتی 5

سه شنبه, 15 جولای, 2014

دكتر سريع القلم اما شرط بين المللي شدن را شناخت جهان خواند و گفت: شناخت جهان در كشور ما بسيار ضعيف است.امروز كشور چين يكي از قطب هاي مهم سياسي و اقتصادي و مالي جهان است، اما در ايران حتي يك مركز چين شناسي نداريم. امروز 95 درصد كشورهاي جهان به يك اصول و اهداف مشترك براي توسعه رسيده اند كه مورد اجماع جهاني است. اگر اين اصول به ايران نرسيده به دليل بحران شناخت ما از تحولات بين المللي است.
وی در ادامه به توضیح این اصول پرداخت و گفت:
نخستین اصل که مهم ترين هدف يك كشور افزايش ثروت ملي است.
دوم همكاري هاي به هم تنيده دولت ها، بنگاه ها و دانشگاه هاست.
سوم همگرايي منطقه يي- اقتصادي است. امروز همگرايي منطقه يي اقتصادي تا اندازه يي به دلايل علمي و تحولات عمومي جهاني، جايگزين جهاني شدن و جهان گرايي شده است.
اصل چهارم حل و فصل سريع اختلافات غيراقتصادي ميان يك كشور و همسايگان آن كشور است.
اصل پنجم آن است كه ثبات سياسي و رضايت مندي عامه مردم نتيجه آن است كه حداقل نرخ رشد اقتصادي در يك كشور بايد 3% باشد.مهم ترين گروه اجتماعي كه هيات حاكمه يك كشور مي تواند به آنها اتكا كند، طبقه متوسط است كه توليد ثروت، ثبات سياسي و آينده يك كشور براي آنها اهميت دارد.
اصل ششم برنامه ريزي براي حفظ محيط زيست است.

دكتر سريع القلم در ادامه براي تشريح اين اصول اطلاعاتي از برخي كشورهاي دنيا با استفاده از مشاهداتش در داووس بيان كرد و گفت: از ميان كشورهاي “آسه آن”،یعنی 10کشور آسیای جنوب شرقی ،اندونزی در سال 2012 204ميليارد دلار صادرات داشته است. اين كشورها 2/2 تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. مجموعه فعاليت اين كشورها هم رديف برزيل است و از روسيه بيشتر است.
اين كشورها براي همگرايي ميان خودشان برنامه ريزي كرده اند. بر اين اساس تصميم گرفته اند طي يك دهه آينده 540 هزار مايل جاده بكشند و 11 هزار و 700 مايل ريل آهن بين خودشان تاسيس كنند.
كشور بعدي كه اطلاعات آن را مي گويم، كره جنوبي است. درآمد سرانه كره جنوبي 23 هزار دلار است، نرخ رشد اقتصادي آن در نيم قرن اخير حداقل 7 درصد بوده است. ارزش صادرات و واردات اين كشور 2/1 تريليون دلار بوده است.
كشور بعدي تركيه است. در سال 2012، 36 ميليون توريست و گردشگر از تركيه بازديد كرده اند. نرخ رشد اقتصادي تركيه در يك دهه گذشته حداقل 8 درصد بوده و طي 10 سال گذشته، 10 هزار كيلومتر اتوبان در اين كشور ساخته شده است. درآمد سرانه اين كشور 10 هزار و 500 دلار است و در سال 2012، 67 ميليارد دلار صادرات محصولات كشاورزي تركيه بوده است.
كشور بعدي لهستان است. 106 ميليارد دلار طي 5 سال آينده از طرف كشورهاي اتحاديه اروپا در اين كشور سرمايه گذاري خواهد شد. اتحاديه اروپا در 10 سال گذشته 40 ميليارد دلار براي ساختار عمراني لهستان سرمايه گذاري كرده است. حداقل نرخ رشد اقتصادي لهستان 4 درصد است و 46 درصد از توليد ناخالص داخلي اين كشور براي صادرات بوده است.

حال تنهايان

شنبه, 5 فوریه, 2011

فرض نمایید ،به هر دلیلی ماه ها از آنان که دوستشان می داری دور شده باشی و از آن هم بدتر،این جدایی ناخواسته و حاصل یک بحران باشد.چه حالی و وضعی برایتان ایجاد خواهد شد؟

خوب است؟

بد است؟

همراهی که این تجربه را داشته،می گفت:احساس ثابتی نداشته است و اگر بخواهد همه را بگوید،ترجیح می دهد در دو حال دسته بندیشان کند.گاه این حال را داشته و گاه حال دیگر را.

با تشکر از ایشان حاصل این تجربه را در اختیار همراهان قرار می دهم.امیدوارم برای روزهای تنهایی به دردتان بخورد!

 

نگاه اول:

-خدایا،خیلی سخت است دوری از آنان که دوستشان می دارم و در این تنهایی،از آنان بی خبرم .پس به تو پناه می برم ای پناه همه تنهایان.

-خدایا،در این تنهایی ها چه کنم با بی اعتنایی آنها که انتظار همراهیشان را داشتم در بی کسی ،اما فراموشم کردند.پس به تو پناه می برم

-خدایا،از اینکه در این لحظه های سخت و خارج از تحملم،کسی را اطراف خود نمی بینم،دلگیرم.پس به تو پناه می برم.

-خدایا،هردم به فکر این یا آن فرزندم هستم که نمی بینمش و به من اعتنایی ندارد و نگران حالشان و روزگارشان.پس آنها را به تو می سپارم.

_خدایا از غم شب های طولانی غربت و تنهایی به تو پناه می برم که یار بی کسانی.

-خدایا،تنهایی می تواند زمینه ساز بروز گناهان نیز باشد .پس به تو پناه می برم ای محافظ این بنده ات.

 

نگاه دوم:

-خدایا،در این تنهایی ها چقدر توانستم به خودم،اشتباهاتم و اصلاح آنها بپردازم.تو را سپاس می گویم.

-خدایا،چقدر در این تنهایی ها به کسانی که دوستشان دارم و آنها نیز پذیرای من بودند،سر زدم و خوشحالشان کردم.تو را سپاس می گویم.

-خدایا،در این مدت توانستم چند دوست واقعی خود را در میان خیل آنان که ادعای دوستی داشتند،بشناسم.تو را سپاس می گویم.

-خدایا به من فرصت دادی تا آنگونه که می پسندم،وقت خود را صرف علائقم کنم.تو را سپاس می گویم.

-خدایا،تنهایی من ،مرا به تو بسیار نزدیک تر نمود و همدمی بیشتر با تو روحم را صیقل داد و جلا بخشید.مرا از نظر توانمندی های شخصی قوی تر کرد.به خاطر همه اینها تو را سپاس می گویم.