برچسب ها بـ ‘بازرگان’

ایران و ایرانی 68

چهار شنبه, 20 آگوست, 2014

باز همین امام همام است که در فرمان و حکم خود به مالک اشتر برای حکومت مصر در مورد سرمایه داران چنین می فرماید که:
ای مالک گوش دار که اکنون نوبت به بازرگانان و ارباب پیشه و هنر رسیده است .بدان ای پسر حارث که رشته حیات کشور در دست بازرگانان و هنرمندان است.این طائفه سرچشمه منافع و درآمد جامعه می باشند که بدون آنها مملکت تهیدست و بینوا گردد و گرفتار فقر و فلاکت شود.
ترا سفارش می کنم در باره تجار و صنعتگران از هرگونه مساعدت و تشویق خودداری مکن و آنان را که پیوسته به نفع مملکت و ملت کار می کنند نیک احترام بگذار.بازرگانان آن سامان خزانه های متحرک دولتند که پیوسته با کاروانیان خشکی و کشتی رانان دریا اینجا و آنجابسود کشور جلب منفعت می کنند و مبانی اقتصادی ومالی کشور را استوار و محکم می دارند.
این جماعت را می توانم سربازان اقتصاد نام بگذارم که در سینه پهناور اقیا نوس ها و آغوش دره های ژرف و حتی قله آسمان سای کوهها مرکب میرانند و با فقر و فلاکت میهن خویش مبارزه و پیکار می کنند.
هنگامی که عازم سفر حج واجب تمتع بودم برای خداحافظی خدمت عالمی وارسته و بزرگوار رسیدم.ایشان به من توصیه فرمودند که آنجا که خدا وعده داده هیچ دعایی را بدون پاسخ نمی گذارد دو دعا به خواسته هایت اضافه کن.یکی روزی حلال بی حساب.دوم توان خوردن و خوراندن به گرسنگان و بی نوایان.لذت بردن حلال از زندگی و لذت بخشیدن به نیازمندان

ایران و ایرانی 59

چهار شنبه, 11 دسامبر, 2013

. عشق و علاقه به میهن و زادگاه و نیز پیوندهای نژادی،زبانی،باوری و فرهنگی که هر انسانی به همراه خود دارد مانع بزرگی بر سر راه اینگونه “خود شناسی نقادانه” می باشد. یکی از راه های بایسته در این میدان نقد و بررسی موشکافانه و دانشورانه ی سفرنامه های غربیان است، و توجهی از سر اندیشه به نسبت دادن صفات ناپسندی به ما که در نوشته هایشان حتا با فاصله ی چند سده تکرار شده و بسامدی قابل توجه در این نوشته ها دارند. بهتر است این انتقاد ها و گاهی بد گویی ها که با اهداف و اغراض گوناگونی گفته و نوشته می شده است، را به عنوان گنجینه هایی با ارزش بیانگاریم و از دل این مواد اولیه نتایج سود مند و سازنده ی فرهنگی بیرون بیاوریم و برای ساخت آینده ای بهتر و جامعه ای شکوفا از آنها بهره بگیریم که نگارنده نیز هدفی جز این از پرداختن به این موضوع ندارد و این مهم را چونان “خویشکاری بنیادین فرهنگی” خود می پندارد. کاوش دیگری که اهمیت آن شاید بیش از کاوش در سفر نامه ها باشد، نقد و بررسی دیدگاه ها و نوشته های خودمان در مورد ایرانیان است. که شامل دیدگاه های بسیار کهن مانند متون زرتشتی و نیز استوره های ایرانی و سپس نوشته ها ی پهلوی و در کل متون پیش از اسلام است. دوره ی پس از آن شامل متون ادبی،اخلاقی،عرفانی و تاریخی است که بسیار سترگ و پر شمار می باشند. در پایان، نوشته های هم روزگار ما که به دلایلی از جمله همزمانی با مدرنیته و نقد نوین و نیز توجه دانش آموختگان فرنگ رفته ی ایرانی به این موضوع و یافتن ریشه های عقب ماندگی ایران در سنجش با غرب ،بسیار قابل توجه می باشند. بررسی دو دوره ی نخست بسیار بایسته می باشد ولی نیازمند مجالی دیگر و بسیار فراخ است که امیدوارم در آینده فراهم شود و به آنها بپردازم. در این پژوهش تلاش نگارنده بر این است که نخستین نوشته های هم روزگارمان به گونه ای موشکافانه بررسی شوند. که در این میان به دو نوشتار مهم از “جمالزاده” و “بازرگان” خواهم پرداخت. گفتار نخست: پیشینه ی نگاه به “خود” یافتن نوشته ها و دیدگاه هایی هر چند کوتاه و پراکنده ،در مورد خلقیات و ویژگی های اخلاقی و رفتاری ایرانیان، در متون و نوشته های تاریخی ایران،چه نظم و چه نثر، کار بسیار دشواری است. چه رسد به اینکه پژوهشگر خوش بینی به دنبال کتاب،جستار یا رساله ای در این مورد، ویا حتا فصل جداگانه ای با این عنوان، در درازای تاریخ چند هزارساله،و دریایی از نوشته ها باشد! این پژوهشگرنگون بخت پس از مدتی از روی ناچاری،به چند بیت شعر یا چند سطر نوشته در لابلای دیگر مطالب راضی شده و به همان ها بسنده می کند! ویا باید با هوشیاری و باریک بینی زیاد و با برداشتی به سود هدف مورد نظرخویش، از لابه لای نوشته هایی که با هدف دیگری گرد آمده اند، و نویسنده به دنبال بیان موضوع دیگری بوده است، در یابد که نیاکان ما در مورد خود و مردم هم زبان و هم زمان خویش چگونه می اندیشیده اند؟!

واگویه ها(7)

سه شنبه, 22 می, 2012

هرکسی جنسی دارد

باید دید رفتار غالب هرکس چیست

و به این ترتیب پی به جنسش برد

و اینکه با جنس ما سازگار است یا نه؟

بعضی ها دوست دارند از هرکسی درآمدی کسب کنند

این ها از جنس بازرگانان و تاجرانند

دسته ای دیگر از هر صاحب نعمتی،خواهشی دارند

اینان از جنس گدایانند

قومی به دنبال کسب قدرت و سالاری به هر قیمتی هستند

این مردم از دسته ظالمانند

گروهی بی دلیل به هرکس برسند،آزاری می دهند

جنس اینان از خبیثان است

و دسته ای در غم بیچارگان هرچه توانند،کنند

اینان از طایفه مهربانانند

عده ای به دنبال آگاهی رساندن و ارشاد مردمند

این ها از جنس پیامبرانند

و……………..

راستی من از چه جنسی هستم؟

باید بیشتر بیندیشم