برچسب ها بـ ‘بادبان’

ایران و ایرانی 40

یکشنبه, 3 فوریه, 2013

آندره زیگفرید در باب انگلیسیها چنین می نویسد:در نظر ایشان تنها راه حل های که می توان به آنها رسید،جنبه موقتی دارد و باید پیوسته در آنها دستکاری شود.هنگامی که مسافرت با کشتی های بادی صورت می گرفت،وضع کشتی و جهت آن و شکل بستن بادبانها را ،با جهت بادها و جریانهایی که دائما در حال تغییر بود ،منظم می کردند و این کار پیوسته ادامه داشت،یعنی همیشه با وضع موجود،منطبق و سازگار می کردند.فرد انگلیسی در زندگی،و بالخاصه در زندگی سیاسی همچون دریانوردی عمل می کند و در محیط ناپایداری رشد می کند.این ناپایداری را همچون واقعیتی می پذیرد که تغییر آن ممکن نیست و اعتراض کردن به آن کار بیحاصلی است.در این طرز تفکر انگلیسی تنها نیست،چینیان از مدتها پیش چنین درسی را آموخته بودند،و ایتالیاییها نیز اینچنیند.

بنابراین کشف مسئله روحیه ایرانی ها یا حل معادله روح ملی ،منتهی و منجر به جواب یابی برای دو سوال یا دو فتح باب زیر می شود:

1-اجداد اولیه ما که پا به سرزمین ایران گذاشتند و نطفه های ما را منعقد ساختند ،چگونه مردمی بودند؟

2-اجداد بعدی ما تا برسد به پدر مادر و به خود ما ،از چه راه نان می خورده اند و در این محیط و اجتماع،زندگی را چگونه می توانسته اند بگذرانند و بالاخره روزگار چه بر سرشان آورده است؟

در سوال اول مواریث طبیعی و پایه های اساسی ساختمان ملی را جستجو باید کرد و در سوال دوم می خواهیم طریقه یا طرق ارتزاق ملی را کشف کنیم.بدیهی است که ارتزاق یا اشتغال ملی،ترکیبی از ممکنات و تولیدات جغرافیایی کشور با واردات خارجی و شرایط محیطی و اجتماعی است.ارتزاق و اشتغالی که جوابگوی تقاضاها و متناسب با شرایط حاکم نباشد،نمی تواند سودآور و با دوام و اثر باشد. منظور آن که با مبنا قرار دادن سیستم معاش ،ما معتقد و منحصر به یک عامل جامعه شناسی نمی شویم،بلکه طریقه ارتزاق را به نوبه خود،تحت تاثیر سایر عوامل جغرافیایی و انسانی و اجتماعی دانسته،آن را به عنوان واسط و حاصل معرفی می نماییم.

 

شراب عشق در شعر شاعران

یکشنبه, 30 ژانویه, 2011
 

كاش در جانم شراب عشق باد

  خانه جانم خراب عشق باد

هركجا عشق آيد و ساكن شود

  هرچه ناممكن بود ممكن شود

 

*****

عشق يعني دل تپيدن بهر دوست

  عشق يعني جان من قربان اوست

عشق يعني خواندن از چشمان او

  حرفهاي دل بدون گفتگو

عشق يعني عاشق بي زحمتي

  عشق يعني بوسه بي شهوتي

عشق ، يار مهربان زندگي

  بادبان و نردبان زندگي

عشق يعني دشت گلكاري شده

در كويري چشمه اي جاري شده

يك شقايق در ميان دشت خار

  باور امكان با يك گل بهار

********

چون شراب عشق دردل کارکرد

دل ز مستی بیخودی بسیارکرد

شورشی اندرنهاد دل فتاد

دل درآن شورش هوای یارکرد

جامعه ی دریوزه برآتش نهاد

خرقه ی بیروزه رازنان کرد

هم زفقر خویشتن بیزارشد

هم ز زهد خویش استعفارکرد

نیکویی های که دراسلام یافت

بر سر جمع مغان ایثارکرد

ازپی یک قطره درد درد دوست

روی اندرگوشه ای خمارکرد

چون بیست ازهردوعالم دیده را

در میان بیخودی دیدار کرد

هستی خود زیرپای آوردپست

وزبلندی دست دراسرار کرد

آنچه یافت از یاری عطار یافت

وآنچه کرد ازهمت عطار کرد