برچسب ها بـ ‘ایرج شهبازی’

دین پرستی و بت پرستی 3

چهار شنبه, 13 دسامبر, 2017

هدف سلوک دینی آن است که انسان گردنفرازی و ناز را رها کند و در فقر و نیاز کامل با خدا روبه رو شود. طبق این تلقی، هر چیزی که رنگ تعلق و تملک بپذیرد، میان انسان و خدا فاصله می اندازد. وابستگی به دل و با آن احساس هم هویتی پیدا کردن نیز، چنین است و ممکن است همچون «حجابی بس ستبر» انسان را از خدا دور کند؛ لذا سالک حقیقی باید همهٔ داشته های خود را در پای خداوند قربانی کند و مذهب نیز از جمله چیزهایی است که باید قربانی شود، تا شخص به مقام تسلیم برسد:
رخ بگردان ز کیش و قربان شو!
بگذر از ملت و مسلمان شو!
(همان کمال نامه،صفحه149)
از این روست که خواجو به ما توصیه می کند که در دین متوقف نشویم و از طریق «کفر ورزیدن به دین»، خود را به خدا نزدیک کنیم. این کفر که پس از ایمان میاید، کفری ارجمند است و به معنی رها کردن داشته های ایمانی خود و در نهایت نیاز و فقر و شکسته دلی، تسلیم خدا شدن است:
بندگی پیشں بندہ سلطانی است
کافری غایت مسلمانی است
(همان، ص 138)

دین پرستی و بت پرستی 2

چهار شنبه, 29 نوامبر, 2017

گذشته از این، متوقف شدن دردین و آن را به هدف تبدیل کردن، درهای وجود انسان به سوی آفاق هستی را مسدود می کند و بهداشت روانی او را از بین می برد. به نظر می رسد که کلمهٔ «عقیده» خیلی خوب این مسأله را نشان می دهد، کلمه عقیدہ و « عقدہ» از یک ریشه اند و همان گونه که میدانیم عقدہ دراصل به معنی «گرہ» است و در روانشناسی هم به «گره های روحی» عقده گفته میشود. از اینجا می توان دریافت که شخصی که “عقیدہ” دارد ، درواقع گره های محکمی بر اندیشه و احساس خود زده و خود را از درک و دریافت واقع بینانه و همه جانبهٔ زندگی محروم کرده است. اکنون ما در پی تحلیل روان شناختی عقده های درونی اشخاص «معتقد» نیستیم و صرفا در مقام بیان این حقیقتیم که تبدیل شدن دین به هدف مانع رسیدن ادمی به حضرت حق می شود. دین تا آنجا ارزشمند است که جنبهٔ ابزار وراهکار و برنامه داشته باشد. کم نیستند کسانی که «اعتقادشان به خدا» آنها را از خدا دور کردہ و وابستگی شان به دین مانع توجه شان به حضرت حق شدہ است.
خواجوی کرمانی از حکیمانی است که بسیار نیکو به این نکته اشارہ کردہ است. به نظر او «قبله شدن دین» عین کفر است؛ یعنی تبدیل شدن دین به هدف تفاوتی با کفر ندارد:
کفر بود قبله ز دین ساختن
کعبه ز بتخانه چین ساختن
(خمسهٔ خواجوی کرمانی، روضه الانوار، ص 89

دین پرستی و بت پرستی 1

چهار شنبه, 22 نوامبر, 2017

دین راهی است برای رسیدن به «خدا» و ابزاری است برای پاکسازی درون از رذایل نفسانی و دستیابی به یک زندگی مسالمت آمیز با خود،مردم و طبیعت.
خوبی دین در ان است که به ادمی راهکار می دهد،سلوک او را منظم می کند و نوعی انضباط شخصی به او ارزانی می دارد. بی گمان چنین چیزی می تواند بسیار سودمند باشد و همهٔ زندگی شخص دیندار را در چارچوبی دقیق، منسجم و منظم قرار دهد.
مشکل از آنجا آغاز می شود که دین قداست یابد و از درجهٔ «ابزار» به مرتبهٔ «هدف» بر کشیده شود. بی گمان به محض اینکه دین به هدف تبدیل شود، تمام سودمندیهای خود را از دست می دهد و بلکه به ضد خودش بدل میگردد. گفتنی است که این امر اختصاصی به دین ندارد و هر برنامه و راهکاری که به هدف تبدیل شود، شخص را از دستیابی به هدف اصلی خود بازمی دارد؛ برای نمونه توقف کردن در نسخهٔ پرشک مانع بهبودی یافتن می شود. به همین منوال، هر دین و مذهب و مکتب و مسلک و فرقه و مرامی اگر به هدف شخص تبدیل شود، او را به کلی از مقصد و مقصود خود دور می کند. همهٔ کسانی که دین خود را به هدف خود تبدیل کرده و در آن متوقف شده اند، ناخواسته به دام بت پرستی افتاده اند؛ چراکه هر چیزی که ما را از خداوند غافل کند، بت است، خواہ یک سنگ و چوب باشد، خواہ یک پیامبر و امام و خواہ یک مسلک و مذھب.