برچسب ها بـ ‘اهل’

غافلم

دوشنبه, 7 اکتبر, 2019

غافلم،مست غرورم،زخدا بی خبرم
مگر اینکه خود او به منش رحم کند
ای خدایی که مرا غافل و نادان به جهان آوردی
من به امید که باشم که مرا اهل کند؟
شیخ و عابد،پیر و زاهد، همگی بیراهند
راه وصل خود تو، آتش دل سرد کند
من ندارم امیدی به کسی در افلاک
مگر آن لطف الهی دل من نرم کند

غافلم!

دوشنبه, 5 آگوست, 2019

غافلم،مست غرورم،زخدا بی خبرم
مگر اینکه خود او به منش رحم کند
ای خدایی که مرا غافل و نادان به جهان آوردی
من به امید که باشم که مرا اهل کند؟
شیخ و عابد،پیر و زاهد، همگی بیراهند
راه وصل خود تو، آتش دل سرد کند
من ندارم امیدی به کسی در افلاک
مگر آن لطف الهی دل من نرم کند

از خواجه عبدالله انصاری

یکشنبه, 12 دسامبر, 2010

مست باش و مخروش.

گرم باش و مجوش.

شکسته باش و خاموش،

که سبوی درست را به دست برند و شکسته را به دوش کشند.

نجات خواهی،مبتلا شو.

بقا خواهی،از پی فنا شو.

اگر داری طرب کن و اگر نداری طلب کن.

یار باش و اغیار مباش.

کمال انسان به تصرف دل است و باقی مثال آب و گل است.

اگر یار اهل است،صحبت با اهل بدرقه دل و جان است و صحبت با نااهل،تفرقه خانمان است.آن مصاحبی است برای افزودن جان و این مصاحبی است برای ربودن نان.مصاحب اول را شفیق جان خوان و مصاحب نااهل را رفیق نان دان.