برچسب ها بـ ‘اهانت’

نقد و تحلیل جباریت 38

یکشنبه, 17 می, 2020

حاكم خودكامه چنين نتيجه مي گيرد كه به هيچ كس اطمينان نكند، مگر آن كه بخواهد عليه شخص ثالثي با كسي متحد شود . بدين ترتيب او ديگر توان هيچ گونه همبستگي و اتحاد مثبتي را نداشته و تنها كاري كه مي تواند انجام دهد طرح ريزي يك رشته نقشه هاي اهريمنانه براي ديگران است . او انواع و اقسام جناح ها ودسته هاي مختلف را پيرامون خود ايجاد مي كند. هر يك از اين جناح ها تنها خود را پيرو او مي دانند تا بدين وسيله شايد بتوانند با جلب حمايت او برجناح هاي ديگر پيشي بگيرند.
افراد اين گروه ها نيز از زمرة شيادان بازي خورده اند كه هر گروه ازآنان در پي بهره گيري و سوءاستفاده از گروه هاي ديگر است . اما جايگاه شخص خودكامه يا به قولي رهبر اين جماعات تا زماني در ميان آن ها محترم و مصون است كه همة آن ها به او، به عنوان يك محور مركزي ومرجع داوري نيازمند باشند و تا وقتي كه بتوانند همه چيز را به او نسبت دهند و گناه پيامدهاي نامطلوب و احتمالي تمامي امور را بر عهدة او بگذارند. با اين وجود حاكم خودكامه در همين زمان نيز مجبور است گاه گاهي دست به قدرت نمايي زده و با ضربه اي ناگهاني با تشري پرنهيب، به آنان حالي كند كه هيچ يك مصون نبوده و بايستي همگي در ترس وهراس از او به سر برند.
از اين روست كه حاكم خودكامه همواره فهرستي از افرادي كه بايد تعقيب و تبعيد شوند در دست دارد . در اين ليست نام هر كسي را مي توان ديد. تمام بشريت در اين ليست ملعون وجود دارند . چرا كه تا زماني كه هنوز كسي در زندگي فعال است هر چقدر هم كه وفادار باشد، باز هم احتمال عهدشكني او مي رود تا زماني كه هنوز يك نفر باقي مانده كه با او بيعت نكرده اين احساس در او وجود دارد كه گويي صاحب هيچ قدرتي نيست.
بدين خاطر است كه در نظام استبداد و خودكامگي در خصوص مسألة اهانت به مقام والاي حضرت حاكم (پيشوا، پدر خلق هاي جهان و …) چنان مجازات شديدي وضع مي شود كه حتي در يك حكومت سلطنتي هم به چشم نمي خورد. در اين نوع حاكميت، نفس عدم ابراز احساسات نسبت به شخص حاكم، توهين محسوب مي شود. حتي سخن ناخوشايندي كه قبل از به قدرت رسيدن شخص حاكم كسي بر زبان آورده باشد، جرم محسوب مي شود. در اين حالت است كه حاكم خودكامه رفته رفته گرفتار نوعي وسواس فكري براي سلطة تام و فراگير مي گردد.

کلید توسعه ایران 18

چهار شنبه, 1 ژانویه, 2020

بعد فرهنگی رفتارهای توسعه در دوره کودکی شکل می گیرد. در واقع،سرمایه گذاری برای تولید رضایت،باید در کودکی و بر روی کودکان ما انجام شود و سرمایه گذاری برای تولید رفاه،باید بر روی نوجوانان و جوانان ما انجام شود.
دبستان،پیش دبستان و خانواده،محل سرمایه گذاری بر روی بعد فرهنگی و رفتاری توسعه است که به معنای سرمایه گذاری برای تولید رضایت در نسل بعدی است. در همان دوران کودکی است که احترام به قانون،رعایت قوانین رانندگی،مدارا،توانایی نقد عقلایی و توانایی گفتگوی اخلاقی و عقلانی شکل می گیرد و اینها همان مولفه هایی هستند که موجب رضایت می شوند.
دقت کنیم که اگر در مدیریت ها به بن بست می رسیم به خاطر این است که هرکس در موضع شغلی خود دیکتاتورمابانه عمل می کند.از نانوا گرفته تا رییس بانک و نظائر آن. در واقع چون ما در نسل قبل،انسانهایی پرسشگر و عقلانی و دارای توانایی نقد کنندگی م نقد شوندگی بار نیاورده ایم،کم کم عادت کرده ایم در موضع ضعف،سکوت و کرنش و در موضع قدرت،دیکتاتوری کنیم. ما هنوز یاد نگرفته ایم که اگر کسی در جمع،ما را نقد کند به معنای توهین و اهانت نیست.

نقد و تحلیل جباریت 3

یکشنبه, 28 جولای, 2019

در میان هر ملتی هزاران هیتلر و استالین بالقوه وجود دارد.ولی با این حال،به ندرت یکی از اینها موفق می شود تا مرحله کسب قدرت مطلق پیش رود و به اشتیاق رام نشدنی اش برای همتایی با خدایان نائل آید.این توفیق به شرایط و وضعیت اقتصادی،اجتماعی و سیاسی بستگی دارد.فی المثل،می توان موقعیتی را تصور کرد که در آن،زندگی اکثریت ملت زیر فشار باشد و مردم از این وضعیت اضطراری به شدت احساس اهانت و تحقیر کنند و قشر حاکم به دلیل خطراتی که می تواند متوجه امتیازات و یا مواضع قدرتش بشود،قادر یا مایل به رفع و رجوع مشکلات نباشد.در این وضعیت، مردم که به جز در مورد نیازمندی های ناگزیر زندگی طاقت فرسای روزمره،معمولا بین نوعی بی اعتقادی قضا و قدری و عصیانهای خسته و پراکنده در نوسانند،سرانجام به تب اشتیاق یک منجی مبتلا می شوند،منجی ای که بیاید و در یک چشم بر هم زدن،همه چیز را روبراه کند.
و بدین سان ،مردمی که به جای تلاش و کوشش در جهت تغییر و بهبودی وضع خود،به ظهور معجزه دل می بندند و انتظار آن را می کشند،سرانجام معجزه گران را نیز به قدرت می رسانند و آنان نیز به سرعت به جبارانی خودکامه بدل می شوند.

خلق محمدی

سه شنبه, 14 ژوئن, 2011

 

 

روزی شتری را دید که زانوهایش بسته شده و هنوز بار سنگینی برروی آن است . گفت به صاحب شتر بگویید خود را برای مواخذه خداوند در روز قیامت آماده کند

کافری را که در جنگ اسیر شده بود، آزاد کرد زیرا اعتقاد داشت که او مرد خوش اخلاقی است که همواره با عفت رفتار می کند

مردی بادیه نشین در زمانی که او در مدینه هم پیامبر و هم حاکم بود، به سراغش آمد و یقه او را گرفت که باید خرماهایی که از من قرض گرفته بودی، برگردانی. اصحاب عصبانی شدند و خواستند با آن مرد برخورد کنند. پیامبر برآشفته شد و گفت شماها باید طرف صاحب حق را بگیرید. من برای همین مبعوث شده ام تا هرکسی بتواند حق خود را از حاکم بدون لرزش صدا بگیرد

گفت اگر در حال کاشتن نهالی بودید و علائم روز قیامت فرا رسید، به کار خود ادامه دهید و نهال را بکارید

گروهی از اصحاب خود را برای تبلیغ اسلام به منطقه ای دیگر فرستاد. قبل از سفر از او پرسیدند تا چگونه این کار را انجام دهند. گفت تعلیمشان دهید و آسان بگیرید. سه بار از او این را پرسیدند و هر بار جواب همین بود

بارها گفت که بر مردم آسان بگیرید زیرا مبعوث نشده ام تا آن ها را به زحمت بیاندازم 

گفت مبادا قبل از ذبح گوسفند، در جلوی چشمان گوسفند چاقو را تیز کنید. بدانید که حیوان هم می فهمد ،حق ندارید در دل حیوان غصه بیاندازید

گفت زنی به بهشت رفت و تنها کار خوبش این بود که به گربه ای غذا می داد

روزی زنی را دید که ناخن های خود را از ته کوتاه کرده. گفت برای زن ها زیباتر است که ناخن های خود را بلند کنند

روزی مردی را دید که ژولیده است. گفت آیا در خانه ات روغن نبود تا با آن موهای خود را مرتب کنی؟

گفت اسراف همیشه حرام است مگر برای خرید و استفاده از عطر. خودش همیشه عطر گل بنفشه می زد و در سفر هم همواره آن را با خود می برد

می گفت ریش های خود را کوتاه نگه دارید زیرا به تمرکز و حافظه تان می افزاید

در زمانی که قدری با کفار صلح شده بود. به قصد خریدن زمینی در منطقه خوش آب و هوای طائف، عازم انجا شد. چند روز بعد برگشت و گفت که قبلا همه زمین ها را مردم خریده اند… نخواست بعنوان حاکم به زور چیزی را تصاحب کند

در زمانی که دختران سنگسار می شدند،دختران خود را برروی زانو می نشاند و در جلوی دیگران آن ها می بوسید تا محبت را بیاموزند. از او پرسیدند فرزند پسر بهتر است یا دختر؟ گفت هر دو خوبند اما دختر ریحانه است، برگ گل است.

وقتی پسرش ابراهیم در سن خردسالی فوت کرد، بسیار گریست. گفتند چرا اینقدر بی تابی می کنی؟ گفت گریه از رحم است. کسی که رحم ندارد، خدا هم به او رحم نمی کند

هنگام دفن پسرش ابراهیم، کسوف شد. همه مردم این را بدلیل مصیبتی دانستند که به پیامبر وارد شده، حتی کفار هم کم کم داشتند ایمان می آوردند اما او از این موقعیت استفاده نکرد. به بالای منبر رفت و گفت: خورشید نه برای من و نه برای هیچ کس دیگر نمی گیرد و نخواهد گرفت. خورشید گرفتگی نشانه قدرت خداوند است 

روزی در حال عبور از حاشیه شهر به گروهی یهودی برخورد که در حال ساز زدن و خواندن بودند، او را به بزم خود دعوت کردند و او پذیرفت. شخصی از اصحاب او را دید و به یهودیان حمله کرد که چرا با این کار به پیامبر خدا اهانت می کنید. پیامبر بر آشفت و به صحابی گفت که آن ها قصد محبت داشته اند و باید از آن ها عذر بخواهد

او پیامبر اسلام بود، رحمة للمومنین، رحمتی برای جهان. … مهم نیست که امروز پیروانش به نام او و مکتب او سرها را قطع می کنند و با نشان دادن چنگ و دندان بر مردم سخت می گیرند، مهم آن است که او چنین نبود. او پیامبر و موسس دین اسلام، محمد(ص) بود. رحمتی جاودانه برای مردم جهان

 

 
 

 

.