برچسب ها بـ ‘انعکاس’

نقد و تحلیل جباریت 17

یکشنبه, 10 نوامبر, 2019

ارادة قدرت طلب انعكاس احساسي است كه هراس پرخاش گرانه متأثراز آن درصدد جبران كاستي هاي گذشته است كسي كه در جست وجوي شأن و منزلت است، به داشتن چيزي تظاهر مي كند كه مشتاق است دروجودش از آن برخوردار باشد. او در راه ظاهرسازي و زدن صورتك حقيقت تلاش مي كند. اما فردي كه سوداي قدرت دارد خواهان آن است كه همه متواضعانه تأييد كنند كه او”همان” است که خودش اراده کرده.
چنین فردي به دنبال آن است كه با هر وسيله ممكن “ظاهر” خود را به عین حقيقت جلوه دهد، همانند يك مجنون وروا ن پريش ، فرد روان پريش اين حالت را در حرف زدن هاي بسيار و تكرارهاي بي معناي خود نشان مي دهد،فرد روان پريش به جاي خود د نياي اطراف را بيمار مي پندارد و تلاش دارد در نقشي ظاهر شود كه آن را دوست دارد . اما فرد قدرت طلب به دنبال آن است تا دنياي اطرافش را پريشان كند و در اين هدف به كارگيري هر نوع اعمال زوري را موجه مي داند. افراد روان پريش و ديوانه را به بيمارستان هاي رواني منتقل مي كنند، اما آناني كه به جنون قدرت مبتلا هستند، اگر بخت آن ها را ياري كند و نحوة تفكرشان با نياز تحولات اجتماعي زمانه همخواني داشته باشد، آيندة بسيار درخشاني در پيش خواهند داشت . سرنوشت اين افراد زماني رقم مي خورد كه علاوه بر داشتن اين باور كه آن ها ويژگي هاي خاصي داشته و بار رسالت مهمي را بر دوش مي كشند، پيام آور يك نظرية ريشه دار اجتماعي نيز شوند كه در آن شرايط خاص اجتماعي قابليت پاسخ دهي به برخي از مسائل را داشته باشد . در چنين شرايطي پس از مدت کوتاهي فرد قدرت طلب را در رأس يك تشكيلات يا جنبش مي بينيم. او به سرعت رشد مي كند . او از آرمان انقلاب سخن خواهد گفت و خود را پيام رسان و مبلّغ آن آرمان معرفي خواهد كرد . او در حالي كه خود را تجسم عینی آن “آرمان” می داند،فریاد خواهد زد:”برای استقرار آرمان های مقدس انقلات به پیش!” که البته مقصود آن است که با “تلاش خود مرا بر اسب قدرت بنشانید” و چون اين گونه شد، يك بار ديگر تاريخ فرصتي خواهد يافت تا به خيل بي شمار انسان ها در خصوص “نظام استبداد و خودکامگی”درس عبرتي ديگر بدهد . تمامي پيچيدگي هاي غيرقابل محاسبه در طرح و نقشه هاي خودكامان در نهايت از آن جا نشأت مي گيرد كه به محض آن كه مسألة بينش و نوع تصميمات آن ها مطرح مي شود، درتعارض ظاهر و باطن واقعيت وجوديشان دست و پا زده و نمي توانند خود را از اين دوگانگي برهانند. “رمانتیسیسم” نهفته در انواع مختلف “خودکامگی ها”نيز از همين واقعيت سرچشمه مي گيرد.

نقد و تحلیل جباریت 7

یکشنبه, 25 آگوست, 2019

حال اين پرسش پيش مي آيد كه چرا رفتار و انعكاس كردار آقاي ايكس اين گونه است؟
پاسخ به اين پرسش مشكل است . قبلاً توضيح داده شد كه كل وجود به عنوان يك جريان در حال شدن قابل فهم است . بر اين اساس در چه روندي آقاي ايكس دچار تغيير رفتاري شده است؟
آنچه در مرحلة نخست براي ما اهميت دارد، آن اصول و قوانيني است كه در ساية آن ها امثال آقاي ايكس تحول مي يابند. از آن جا كه هر آدم كم و بيش منصفي اين نكته ر ا تأييد مي كند كه در برخي از ويژگي ها و خصوصيات با آقاي ايكس اشتراك دارد، اين پرسش شكل مي گيرد كه آيا اين امكان وجود دارد در جهاني كه تمامي مسائل و امور به نوعي در ارتباط با يكديگرند، فردي پيدا شود كه از همة عوامل و عناصري كه ديگران را به نوعي تحت تأثير قرار داده، متأثر نشده باشد؟
آنچه وجود دارد، جرياني در حال شدن و در عين حال مملواز تناقض است.
بر فرض كه در اين ميان كسي پيدا شود كه به يك خدا و به يك نظم قديم اعتقاد داشته باشد، چنين فردي نيز به ناچار قبول مي كند كه اين نظم يا اسم اعظم نيز نمي خواهد از وقوع نابساماني ها و التهابات جلوگيري كند. پس حتي از ديدگاه چنين فردي جهان از دريچة پذيرش ناهماهنگي ها و تضادها قابل فهم است . چرا گناه مي بايست وجود داشته باشد؟ آيا اگر گناه نمي بود رحمت و آمرزش الهي بر بشر قابل تفسير بود؟ زندگي به صورت هاي مختلفي تعبير و تفسير شده است، اما تمامي كساني كه به دقت به موضوع زندگي توجه كرده اند، هستي را جرياني مملو از موانع و مشكلاتي ديده اند كه بايد از آن ها عبور كرد و معنا و مفهوم زندگي را پاداش انجام اين كار بسيار مهم و در عين حال پرمشقّت تعبير كرده اند.