برچسب ها بـ ‘انصاف’

درمانده ام!

دوشنبه, 27 نوامبر, 2017

ای سرو سبز جان من،با من بمان،با من بمان
ای قوت روح ویار من،با من بمان،با من بمان
من یکه و بی خانمان،حیران و از خود بیگمان
بر حال من رحمی نما،ای جان جان با من بمان
گویند که با درماندگان،بخشنده ای و مهربان
پس ترک من چون کرده ای؟ای مهربان با من بمان
من در غم هجران تو،گریان به پیدا و نهان
ای تو طبیب درد من،با من بمان،با من بمان
ای حاکم روح و تنم،مولای هر کون و مکان
من روسیاهی بنده ام،یاری نما،با من بمان
ترکم مکن،پیشم بمان،دستم بگیر،نزدم بمان
آخر تو خلقم کرده ای،راهم نما،با من بمان
ما را توآوردی به خاک،بی اذن وبی وقت وامان
حالی رهایم کرده ای؟ انصاف نیست،با من بمان

آزاده باشیم

شنبه, 5 مارس, 2016

بیهوده است مجادله بر سر اثبات دیانت یا بی دینی آدم ها !
کسی که دروغ نمی گوید،
کسی که مهربان و با انصاف است،
کسی که از رنج دیگران اندوهگین می شود و از شادمانی دیگران شاد است،
کسی که انسان را و پرنده را و گیاه را و زمین را محترم می دارد،
به مقصد رسیده است.
از هر راهی که رفته باشد !

ایران و ایرانی 72

چهار شنبه, 15 اکتبر, 2014

حال شما کنکاشی در ذهن خود نمایید و ببینید که چه مدت است که این بحث در کشور شروع شده و همچنان ادامه دارد که باید مفسدین اقتصادی را معرفی نمود و اول هم از دانه درشت ها شروع کرد و همینطور به صورت یک بحث بی انتها و بدون نتیجه عملی ادامه دارد و البته خلافکاران نیز یا با آزادی کامل در جامعه به ادامه فعالیت ناشریف خود مشغولند یا با پرداخت جرایمی آزاد شده و با تتمه و سود تخلفات خود براحتی زندگی می کنند.مسلما این نه انصاف است و نه مورد تایید دینمان و عقل و خرد.
عدم برخورد جدی و واقعی با این بیماری اجتماعی باعث سلب اعتماد عمومی در مردم شده است و به همین خاطر هرگونه دروغی را در مورد سهیم بودن مسئولین بالای مملکتی در این غارت ثروت عمومی به راحتی به مردم قبولاند و بی اعتمادی آنها را بیشتر نمود و این همان دلیل اصلی است که این چنین امیر مومنان را به خشم آورده و حاضر نیست ذره ای از تنبیه خاطی بکاهد یا دقیقه ای آن را عقب بیاندازد.
به راستی چرا این امر مهم را بر بسیاری از دعواهای غیر ضروری در جامعه ترجیح نمی دهیم و با پرداختن به امور با الویت بسیار کمتر این چنین به تضعیف بنیادهای اقتصادی جامعه و باور عمومی و اعتماد مردم به نظام لطمه می زنیم؟
این یک واقعیت تلخ و دردآور است که با پذیرفتن دریافت یا پرداخت رشوه در حقیقت مشغول به بریدن شاخه ای می شویم که خودمان هم روی آن نشسته ایم و در نتیجه سرنوشتی دردآور در انتظار ماست.
همانگونه که اشاره کردم گناه پرداخت رشوه کمتر از گناه گرفتن آن نیست و در این مورد و در پیشگاه خداوند سبحان و هر عقل سلیمی هیچ عذری هم پذیرفته نخواهد بود.چرا که هنگامی که پذیرفتی پرداخت کنی یعنی دریافت کننده ای هم وجود خواهد داشت و در نتیجه اشاعه سریع و روز افزون آن هم امری اجتناب ناپذیر خواهد بود.
مسلما علاج این واقعه با اقدام به برخورد با دانه درشت ها و بدون هیچگونه تعارف و مصلحت اندیشی باید شروع گردد و لا غیر.چنین باد

واگویه ها 58

یکشنبه, 8 ژوئن, 2014

هریک از ما چنین می اندیشیم
که چون ما نباشیم،دنیا هم نیست
یا اگر کمی انصاف داشته باشیم
می گوییم:
چون ما نباشیم
دنیا باشد یا نباشد،تفاوتی ندارد
اما اینگونه نیست
میلیاردها چون ما به تدریج رفته اند
و دنیا ادامه دارد
ما محور عالم هستی، نیستیم
به خود آییم!

واگویه ها 50

یکشنبه, 30 ژوئن, 2013

 هریک از ما چنین می اندیشیم

که چون ما نباشیم،دنیا هم نیست

یا اگر کمی انصاف داشته باشیم

می گوییم:

چون ما نباشیم

دنیا باشد یا نباشد،تفاوتی ندارد

اما اینگونه نیست

میلیاردها چون ما به تدریج رفته اند

و دنیا ادامه دارد

ما محور عالم هستی، نیستیم

به خود آییم!

عاشقانه ها 12

یکشنبه, 8 جولای, 2012

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد               نقش هر پرده که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی                     که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

**********

مستم ز می عشق،چنان کز پس مرگم          صد میکده از خاک من آباد توان کرد

انصاف کجا رفت ببین مدرسه کردند          جایی که در آن میکده بنیاد توان کرد

آیین جوانمردان(1)

چهار شنبه, 8 دسامبر, 2010

گویند دزدی در راهی،بسته ای یافت که در آن دری گرانبها بود و دعایی نیز همراه آن.

دزد،بسته را به صاحبش برگرداند!

او را گفتند:چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت:صاحب مال عقیده داشت که این دعا،مال او را حفظ خواهد نمود.من دزد مال او هستم،نه دزد عقیده اش.

اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب مال خللی می یافت،آنوقت من دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.

کشف الاسرار