برچسب ها بـ ‘انرژی’

مقالات 102

یکشنبه, 23 جولای, 2017

دکتر محمود سریع القلم 1

طبق مستندات تاریخی، طی 170 سال گذشته، انگلستان، روسیه و آمریکا، وقت و انرژی قابل توجهی از ایران گرفته‌اند. در این دوره، کشور سال‌های محدودی در آرامش و ثبات سپری کرده است. به نوعی می‌توان گفت: 170 سال است ایران با سه قدرت جهانی درگیر بوده است. 

بلافاصله این کنجکاوی را مطرح می‌کنیم: آیا یک قدرت میان‌پایه می‌تواند با یک قدرت جهانی به روابطی معقول برسد؟ تاریخ به وضوح معرف این واقعیت است که ایران بارها و بارها طی 170 سال پیش به دلیل نیاز مالی و مشکلات جدی اقتصادی، یک امتیاز مهم امنیتی و سیاسی به یک قدرت جهانی داده است.

 آیا می‌توان تصور کرد که ایران بتواند به نوعی یک استراتژی طراحی کند و سیاست خارجی خود را با قدرت‌های هم‌پایه و هم‌سطح خود تنظیم کند و از قدرت‌های بزرگ فاصله بگیرد؟ آیا می‌توان به گونه‌ای محاسبه کرد تا سیاست خارجی از مدار حساسیت‌های قدرت‌های بزرگ رها شود تا انرژی خود را صرف توسعه کند و از راهبرد بقا به سوی راهبرد رشد حرکت کند؟

در سال 1980، دن شائو پینگ مقرر کرد که چین به نیم قرن صلح نیاز دارد تا مدام رشد و توسعه را تجربه کند. نتیجه این شد که از 1980 تا 2016 و طی 36 سال، 1.6 تریلیون دلار در این کشور سرمایه‌گذاری خارجی شد. ضمن اینکه به صورت آرام و بی‌صدا و مبهم حدود 233 میلیارد دلار سال گذشته برای قدرت نظامی خود هزینه کرد. چین در عین حال سومین صادر‌کننده اسلحه در جهان است. اقتصاد ایران نیز اقتصادی نیست که از طریق بحران‌های موجود درآمد کسب کند و بر تولید ناخالص ملی آن اثر جدی بگذارد. 

ایران و ایرانی 119

چهار شنبه, 4 ژانویه, 2017

پیشرفته‌ترین کشور در آمریکای‌لاتین از لحاظ قرارداد اجتماعی، شیلی است. مکزیک در 20سال گذشته، رشد غیرقابل تصوری در ایجاد یک قرارداد اجتماعی داشته ‌است و همین‌طور آرژانتین. وقتی قرارداد اجتماعی در داخل یک کشور شکل می‌گیرد، به همان تناسب تضادهای داخلی بسیار کم می‌شود و انرژی آن کشور صرف تولید قدرت می‌شود. هند و چین مدت‌هاست به این مرحله رسیده‌اند.
ژاپن بیش از یک قرن است که این حالت را به خود گرفته است. اما در خاورمیانه، به ندرت قرارداد اجتماعی داریم. به ندرت دولتی داریم که ظرفیت آن ‌را داشته باشد در چارچوب قرارداد اجتماعی مسائل خود را تعریف کند و منابع ملی را در چارچوب قرارداد اجتماعی به استخدام بگیرد. برای همین است که در خاورمیانه، ما این همه تضاد داریم؛ چراکه برای تحقق این مسئله، فرایندهای طولانی در پیش داریم؛ برای مثال، مصر باوجود اینکه کشور بسیار قدیمی و کهني است، اما مصری‌ها درباره مواردي از اين دست كه از مصر چه تعریفی دارند و چگونه می‌خواهند ثروت تولید کنند و ماهیت روابط خارجی آنها چیست و جایگاه مفاهیمی کلیدی مانند دولت، دین، زمان، آینده، حقوق مردم یا بخش خصوصی کجاست، به تعریف‌های مشترک نرسیده‌اند. انسان هم همین‌گونه رشد می‌کند: هر انسانی که تعاریف دقیقی از مسائل داشته باشد، انسان متعادل‌تری است. برای همین، هرچقدر تعاریف ما، چه فردی و چه اجتماعی، کلی‌تر باشد، تضاد خواهیم داشت.
هرچقدر جزئی‌تر باشد تضاد ما کمتر خواهد بود. شما اگر نصف روز با یک ژاپنی، معاشرت کنید، دقیقا می‌فهمید او چه رنگی را دوست دارد و تفریح برای او چه معنایی دارد، برای آینده خودش چه چارچوبی ترسیم کرده است و چه تناسبی بین خود، جامعه و کشورش وجود دارد. حتی اگر یک آدم معمولی باشد. چون او به این تعاریف رسیده‌ است، در درون خود به یک صلح درونی رسیده‌ است و در چارچوب آن تعاریف، زندگی می‌کند. در خاورمیانه به دلایل پیچیده تاریخی، ما انسان‌های کلی و داراي کشورهایی با تعاریف کلی هستیم. انسان‌ها و جوامعی که خیلی کلی حرف می‌زنند، در یک دایره بسته متوقف هستند.

اینگونه زندگی کنید!

شنبه, 12 سپتامبر, 2015

1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.
4- بااین 3 تا E زندگی کنید:
Energy
Enthusiasm (شورواشتیاق)
Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از ورزش کمک بگیرید.
6- بیشتر بازی کنید.
7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.
8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.
9- 7 ساعت بخوابید.
10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.
11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.
12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.
13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.
14- خیلی خود را جدی نگیرید.
15- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.
16- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.
17- گذشته را فراموش کنید.. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.
18- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.
19- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید…
20- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.
21- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.
22- بیشتر بخندید و لبخند بزنید..
23- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.
24- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.
25- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.
26- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.
27- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.
28- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.
29- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.
30- زمان بیماری ،شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.
31- کارهای مثبت انجام دهید.
32- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.
33- عشق درمان‌گر هر چیزی است.
34- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.
35- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.
36- مطمئن باشید که بهترین هم می‌آید.
37- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از هستي تان شاكر باشيد.
38- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

چرا سازمان برنامه؟ 8

سه شنبه, 9 ژوئن, 2015

در اﯾﺮان ﭘﺲ از ﺷﺼﺖ ﺳﺎل، ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از راس اﻣﻮر اﻗﺘﺼﺎدي و ﻣﺪﯾﺮﯾﺘﯽ ﮐﺸﻮر ﺣﺬف ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻋﻤﻠﯽ ﮐﻪ در دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎي داراي ﻧﻈﺎم اﻗﺘﺼﺎدي ﻣﺨﺘﻠﻂ (ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺎزار) ﺑﻪ آراﻣﯽ و ﺑﺎ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رخ داده، در اﯾﺮان ﺑﻪ ﺻﻮرت ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ و ﺷﮏ، اﺗﻔﺎق اﻓﺘﺎده اﺳﺖ. ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ اﻓﻮل ﻧﺮخ رﺷﺪ و ﮐﻢ ﺗﺤﺮﮐﯽ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان در ﭼﻨﺪ دﻫﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ، ﺑﻪ رﻏﻢ اﻧﺠﺎم ﺗﻼش ﻫﺎي ﻓﺮاوان آﺣﺎد اﻗﺘﺼﺎدي، ﺗﻤﺎﯾﻞ و ﺧﻮاﺳﺖ ﻣﻠﯽ و داﺷﺘﻦ ﻋﻮاﻣﻞ ﻻزم رﺷﺪ ﺑﺎﻻي اﻗﺘﺼﺎدي، ﺿﺮورت و ﻧﯿﺎز ﺑﻪ اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر و ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﻘﺶ ﺑﺎزﯾﮕﺮان اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان از ﺟﻤﻠﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ را ﻃﻠﺐ ﻣﯽ ﮐﺮد. ﺗﻐﯿﯿﺮ و اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ از دﻫﻪ ﻫﺎي ﭘﯿﺶ در دﺳﺘﻮر ﮐﺎر دوﻟﺖ ﻗﺎﻧﻮن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭼﻬﺎرم ﻧﯿﺰ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد، وﻟﯽ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ اراده و اﻧﺮژي ﻻزم ﺑﺮاي اﻧﺠﺎم آن ﺑﻪ ﺣﺪ ﮐﻔﺎﯾﺖ ﻧﺒﻮده اﺳﺖ ﺗﺎ ﺳﺮاﻧﺠﺎم اﯾﻦ اراده و اﻧﺮژي در دوﻟﺖ ﻧﻬﻢ ﺑﺮوز و ﻇﻬﻮر ﭘﯿﺪا ﮐﺮد. ﻧﺒﺎﯾﺪ از ﻧﻈﺮ دور داﺷﺖ ﮐﻪ اﺻﻼح و ﯾﺎ ﺣﺬف ﺳﺎزﻣﺎﻧﯽ ﮐﻪ در ﻃﯽ ﺳﺎﻟﯿﺎﻧﯽ ﻃﻮﻻﻧﯽ از ﯾﮏ ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺑﺴﯿﺎر ﻣﻨﺴﺠﻢ و ﻧﯿﺮوﻫﺎي ﺑﺎ ﺗﺠﺮﺑﻪ، ﻣﺘﺨﺼﺺ و ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﺑﺮﺧﻮردار ﺷﺪه و ﺑﺮ ﺗﻤﺎم اﺟﺰاي اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان اﺷﺮاف ﮐﺎﻣﻞ ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﺗﺴﻠﻂ ﭘﯿﺪا ﮐﺮده اﺳﺖ و ﻫﻤﻪ ﮔﻮﻧﻪ ﺷﺮاﯾﻂ اﻗﺘﺼﺎدي را ﺗﺠﺮﺑﻪ ﮐﺮده و آﻣﺎدﮔﯽ ﮐﺎر در ﻓﻀﺎﻫﺎ و ﺷﺮاﯾﻂ ﻣﺨﺘﻠﻒ را دارد، ﯾﮏ ﻋﻤﻞ ﭼﺎﻟﺶ ﺑﺮاﻧﮕﯿﺰ و داراي رﯾﺴﮏ ﺑﺴﯿﺎر ﺑﺰرگ اﺳﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺘﺮ دوﻟﺘﯽﺣﺎﺿﺮ ﺑﻪ ﭘﺮداﺧﺖ ﻫﺰﯾﻨﻪ آن ﻣﯽ ﺷﻮد. آزاد ﺳﺎزي اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان از ﻗﻔﺲ ﺗﻨﮓ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﮐﻨﺘﺮل ﻣﻨﺴﺠﻢ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ، اﮔﺮﭼﻪ ﺷﺮاﯾﻂ ﺑﺮاي ﺟﻬﺶ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان را ﻣﻬﯿﺎ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ وﻟﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮاﻣﻮش ﮐﺮد ﮐﻪ ﺧﻼ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ در راس اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر آن ﺑﺮ اﺳﺎس وﺟﻮد ﯾﮏ ﻧﻬﺎد ﻫﺪاﯾﺖ ﮔﺮ و ﮐﻨﺘﺮل ﮐﻨﻨﺪه ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ و ﺑﯿﺶ از ﻧﯿﻢ ﻗﺮن ﺑﻪ آن ﻋﺎدت ﮐﺮده، اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻪ ﺧﺼﻮص ﺑﺨﺶ دوﻟﺘﯽ آن را دﭼﺎر ﻣﺸﮑﻞ و ﺑﺤﺮان ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪي ﻧﻤﻮد. اﻣﺎ ﺳﻮال اﺳﺎﺳﯽ اﯾﻨﺠﺎ اﺳﺖ ﮐﻪ آﯾﺎ دوﻟﺖ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﮐﻨﺎر ﮔﺬاﺷﺘﻦ ﻣﮑﺎﻧﯿﺴﻢ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﺎز ﮐﺮدن ﻓﻀﺎي اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮاي ﺑﺨﺶ ﺧﺼﻮﺻﯽ و ﮔﺴﺘﺮش ﻧﻈﺎم ﺑﺎزار ﺑﺮ ﭘﻬﻨﻪ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ ﺟﺒﺮان ﻧﻘﺎط ﺿﻌﻒ آن ﺑﻮد؟ ﺳﺎزوﮐﺎري ﮐﻪ دﯾﮕﺮ ﮐﺸﻮرﻫﺎي ﻣﺸﺎﺑﻪ ﺑﻪ آن روي آوردﻧﺪ ﯾﺎ آﻧﮑﻪ دوﻟﺖ ﺑﺎ ﮐﻨﺘﺮل ﻧﻈﺎم ﺑﺎزار ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﻫﺪاﯾﺖ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺎ ﺗﻬﯿﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﺟﺪﯾﺪي ﺑﻪ ﮐﻤﮏ ﻧﻬﺎدﻫﺎي ﺑﺎزﺳﺎزي و اﺻﻼح ﺷﺪه ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ در ﺟﻬﺖ دﺳﺘﯿﺎﺑﯽ ﺑﻪ اﯾﺪه ﻫﺎي ﻣﻄﻠﻮب ﺣﺎﮐﻤﯿﺘﯽ اﺳﺖ؟ ﯾﺎ آﻧﮑﻪ راه دﯾﮕﺮي در ﭘﯿﺶ ﺧﻮاﻫﺪ ﮔﺮﻓﺖ. ﺑﻪ ﻫﺮ ﺣﺎل ﺗﺪوﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭘﻨﺠﻢ ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺑﺎ ﻣﺤﻮرﯾﺖ ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﻧﻈﺎرت راﻫﺒﺮدي رﯾﯿﺲ ﺟﻤﻬﻮر ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ دوﻟﺖ ﺑﻪ دﻧﺒﺎل ﺧﺮوج ﮐﺸﻮر از ﯾﮏ اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اي ﺑﻪ ﯾﮏ اﻗﺘﺼﺎد آزاد و ﻓﻌﺎل ﻧﺒﻮده اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽ رﺳﺪ ارزﯾﺎﺑﯽ ﻣﺎ ﭘﺲ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اﻧﺤﻼل ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﯾﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي ﻣﯽ ﺗﻮاﻧﺪ اﯾﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺛﻤﺮه اﯾﻦ اﻗﺪام ﺑﺮاي ﮐﺸﻮر ﺗﻀﻌﯿﻒ ﮐﻨﺘﺮل و ﻧﻈﺎرت ﺑﺮ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ و اﺟﺮاﯾﯽ ﮐﺸﻮر و ﮐﺎﻫﺶ ﮐﺎراﯾﯽ ﻣﻨﺎﺑﻊ و ﮐﻞ اﻗﺘﺼﺎد اﯾﺮان ﺑﻮده اﺳﺖ. ﮐﺎﻫﺶ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدي ﻃﯽ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل اﺧﯿﺮ ﺑﻪ رﻗﻢ ﺗﺰرﯾﻖ ﻣﻨﺎﺑﻊ ﻣﺎﻟﯽ ﻓﺮاوان و ﮔﺴﺘﺮده ﺷﺎﻫﺪي ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺪﻋﺎﺳﺖ.

سلسله مباحث مدیریتی 15

سه شنبه, 7 اکتبر, 2014

حال بد نیست به گوشه ای دیگر از جهان برویم و ببینیم با مدیریت درست و برنامه ریزی شده و مسئولانه چگونه می توان به مردم کشور خدمت نمود و به خدا نزدیک تر شد!اگر دانمارک می تواند چنین کند،ایرانی مسلمان با آن همه پشتوانه دینی و فرهنگی و تاریخی نتواند؟!
نادر رستمی مسن یکی از ایرانیان مهاجری است که بیش از 30 سال است تجربه کار با نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد . وی تجربیات خوبی از کشورهای اسکاندیناوی و نظام آموزشی و تربیتی موجود در این کشورها و به ویژه دانمارک اندوخته است . او 18 سال سابقه حضور در باشگاه های اوقات فراغت نوجوانان و جوانان را در دانمارک دارد و 8 سال است که مدیریت این باشگاه ها را عهده دار است.
دغدغه انتقال تجربیات به ایران نادر رستمی را در سال های گذشته بارها به سفر به ایران واداشته است .
وی می گوید در تلاش است تا سیستم باشگاه های اوقات فراغت برای نوجوانان وجوانان را به ایران منتقل کند و برای این کار با مسئولان مربوطه در کشورمان جلساتی را برگزار کرده است.
با او درباره نظام تعلیم و تربیت در کشورهای اسکاندیناوی و تلاش های او در ایران برای انتقال این تجربیات به کشورمان به گفتگو نشستیم.
آقای رستمی! آن طور که از فعالیت های شما پیداست ، شما در زمینه آموزش و تربیت نوجوانان و جوانان کار می کنید و تجربیات زیادی از کشورهای اسکاندیناوی و به ویژه دانمارک دارید . به طور کلی آیا می توانید برای ما شرح دهید که یک نوزاد از بدو تولد در کشورهای اسکاندیناوی چه مراحل تربیتی را طی می کند و نظام تعلیم و تربیت باچه تدابیری شخصیت یک کودک را شکل می دهد.
در کشورهای اسکاندیناوی به دلیل شاغل بودن والدین ، پس از فارغ شدن مادران ، یک مرخصی با حقوق یکساله به آنها تعلق می گیرد تا مادر بتواند یک سال را در منزل بوده ودر این یک سال اولیه زندگی نوزاد، پیش فرزند خود باشد .
بعد از آن بچه تحویل “ووگستو” می شود.”ووگستو” متعلق به شهرداری ها بوده و دولتی هستند و معمولا در هر محلی یک یا چند ووگستو وجود دارد که هر کدام از آنان تا حداکثر از 60 نوزاد مراقبت می کنند،
اما “داوپلایه ها” شخصی هستند و معمولا مادرانی که در منزل تنها هستند و شاغل نمی باشند از شهرداری ها تقاضای جواز دایر کردن این گونه مراکز نگهداری نوزادان را می نمایند. پس از این مرحله شهرداری ها تقاضا را بررسی می کنند و در نخستین گام باید خانه متقاضی شرایط استاندارد فیزیکی را دارا باشد.
پس از آن مادر متقاضی را به چند دوره آموزشی می فرستند و تعالیم کودک داری را به او می آموزند . پس از طی این مراحل هیئتی از شهرداری صلاحیت نهایی مادر را تایید و جواز کسب را صادر می کند .
همزمان با صدور این جواز کسب بسیاری از اسباب بازی ها و وسایل تفریح بچه ها به انضمام وسایل بهداشتی به صورت رایگان در اختیار مادر متقاضی قرار می گیرد . شهرداری ها کنترل بیشتری بر روی داوپلایه ها دارند چرا که ووگستو ها متعلق به خودشان است ولی داوپلایه ها شخصی بوده و نیاز به نظارت بیشتری دارند.
در دانمارک پس از فارغ شدن مادر ، شهرداری دکتر اطفال پیش او می فرستد تا در گام نخست طفل معاینه و برای او پرونده سلامت تشکیل شود. در همین زمان پزشکان به مادران اطلاعات جامعی درباره نحوه پرستاری از اطفال را می دهند.
پس از طی تقریبا دو سال از تولد نوزاد ، کودکان به مهد کودک های محلی منتقل می شوند و شهرداری ها موظفند تا برای یکایک اطفال در محل شان در مهد کودک ها جا رزرو کنند و دلیل این مساله در این است که والدین شاغل بوده و فرصت حمل و نقل کودکان خود را تا مهدکودک های دوردست ندارند.
وقتی اطفال وارد مهد کودک می شوند مربیان شروع به بررسی شاخص های سلامت و رشد کودکان می کنند و نهایت تلاش را می کنند تا کودکان همپای یکدیگر رشد کنند.

یکی از اهداف و اصول تربیتی و آموزشی مهدکودک ها و مراکز آموزشی کودکان و نوجوانان در دانمارک ایجاد فضای مناسب برای تمرینات بدنی و فیزیکی به منظور خسته کردن مثبت کودکان و نوجوانان و گرفتن انرژی آنهاست و فلسفه آن این است که هم کودکان در فرایند یادگیری قرار بگیرند و هم اینکه پس از بازگشت به خانه به آرامی استراحت کنند. این مساله در خیلی از موارد مایه راحتی خیال والدین نیز است چرا که می دانند کودکانشان در محیطی مناسب و زیر نظر افراد متخصص انرژی خود را تخلیه کرده اند.
به طور کلی شهرداری ها مسئول تعلیم و تربیت کودکان ، نوجوانان و جوانان می باشند . از این رو شهرداری ها اهمیت خاصی به استفاده از افراد تحصیلکرده می دهند وبا توجه به نیاز متفاوت کودکان در سنین مختلف برنامه های آموزشی خاصی برای آنها ترتیب می دهند.
در هر سه مرکز نگهداری کودکان جشن هایی برگزار می شود ، با این هدف که همکاری پدر و مادران با مرکز آموزشی بیشتر شده و آنان با شناخت والدین دیگر کودکان ،محل را برای خود امن تر حس کنند.
معمولا در این جشن ها انتخابات هیئت امنا نیز برگزار می شود و نمایندگان والدین در این جشن ها انتخاب می شوند. در دانمارک مرسوم است که هر محل آموزشی منقل کباب خیلی بزرگی نیز است که در روز جشن پدر و مادرها خود غذاهایشان را می آورند و کباب کرده و به این بهانه با یکدیگر آشنا می شوند

کوچه مردها 127

چهار شنبه, 11 ژوئن, 2014

با پای پیاده از خیابان هاشمی تا خیابان آزادی(آیزنهاور آن روز) می رفتم و از آنجا با اتوبوس به میدان انقلاب می رفتم تا به دبیرستان برسم و روزانه هم پنج ریال می گرفتم که چهار ریالش خرج بلیط رفت و برگشت اتوبوس می شد و یک ریال باقیمانده هم پول تو جیبی!
یک روز به پدرم گفتم:اگر من تا یک ماه از شما پولی نگیرم،آخر ماه پانزده تومان به من می دهی؟
قبول کرد و من یک ماه تمام این راه را پیاده رفتم و برگشتم.حدود روزی سه ساعت پیاده روی در روز.اما یاد پانزده تومان آخر ماه گرمم می کرد و به من انرژی می داد.در تمام این یک ماهه و در طول زمان پیاده روی ها فکرم این بود که با این پول یک ساعت مچی بخرم یا یک ماه دیگر هم ادامه بدهم و با سی تومان یک دوچرخه.
تصمیمم را بالاخره گرفتم:ساعت مچی.
آخر ماهی که انگار نمی خواست تمام شود و به اندازه یک عمر طول کشید،بالاخره رسید و من با اشتیاق تمام در آخرین شب ماه،هنگامی که پدرم خسته و کوفته از کار سخت بدنی روزانه به خانه برگشت،در کمال وقت نشناسی به سویش دویدم و گفتم:بابا پانزده تومان مرا بده.
پاسخم چک سنگینی بود که به صورتم خورد و فریاد او که:تو فکر کردی من سر گنج نشسته ام پدر سوخته!؟

خود را بیشتر بشناسیم 4

سه شنبه, 5 نوامبر, 2013

فضاي سبز:

منطقه

ميانگين سرانه فضاي سبز مترمربع

نسبت

ايران

5

ايران يك سوم جهان

جهان

15

انرژي:

1-   برق:

منطقه

سرانه مصرف ساليانه (کيلووات)

نسبت

ايران

2500

ايران 3 برابر جهان

جهان

800

2-   آب:

منطقه

سرانه مصرف روزانه (ليتر)

نسبت

ايران

300

ايران 2 برابر ميانگين جهان

جهان

150

3-   بنزين:

منطقه

سرانه مصرف روزانه (ليتر)

نسبت

ايران

90

ايران 6 برابر ميانگين جهاني

جهان

15

4-   گاز:

منطقه

سرانه مصرف سالانه (مترمكعب)

نسبت

ايران

1700

ايران 3 برابر ميانگين جهاني

جهان

600

به طور متوسط ايران حدود 4 برابر مياگين جهاني انواع انرژي را مصرف مي‌كند.

قیمت یک روز زندگی

یکشنبه, 18 دسامبر, 2011

 

 قیمت یه روز زندگی چنده

 

راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟

تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم که از زندگی خیری ندیدیم

شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید

قیمت یه روز بارونی چنده؟

یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟

حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری یه اسکناس درشت بدی؟

پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟

ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز هم بشینی به

گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی بوته هاش ازت پول نمی گیرن

چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟

می ترسی برقش بگیرتت؟

نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده

آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد

این جوری فقط می خواد بگه منم هستم

فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه بی موقع شروع شد، کاش چتر داشتم، بعضی وقتا دلت برای نیم ساعت قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه

هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟

شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟

اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟

ابرا رو می گم

هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟

هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی می کنه

و به موجودات زمین می بخشه؟

ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟

برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟

چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟

بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟

چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟

چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟

تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟

قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی کنار رودخونه گوش کنی.

قیمت بلیتش هم دل تومنه!

خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت

ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه پررنگ تر هم میشن

لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره

تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده از خدا بپرسی

قیمت یه دست سالم چنده؟

یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟

چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!

قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟

خیلی خنده داره نه؟

و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه

اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو که داری ازت بگیرن

زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟

چی خیال کردی؟

پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی

اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت می ذاری

تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره

پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست

اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟

قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟

چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟

یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت زیباش تازه کنیم

اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا زندگی ميکنی

قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر