برچسب ها بـ ‘اندیشه’

وقت آن رسیده که….. 2

شنبه, 1 جولای, 2017

ایرانی عارف بود و یزدان پرست،
ایرانی دروغ را بسیار ناخوش می دانست و مادر همه پلیدی ها،راه فقط یکی بود و آنهم راه راستی،
ایرانی آب را هدر نمی داد و آلوده نمی کرد،
درخت و طبیعت وجودی مقدس برای ایرانی بود،
ایرانی تقویت نیروی بدنی و نیروی اندیشه را دو رکن اصلی انسانیت خود می دانست،
ایرانی آبادگر بود و کار و تلاش را عبادت یزدان پاک می دانست،
ایرانی مهربان بود و مهمان نواز و گشاده رو،
ایرانی هنرمند بود و هنردوست،لطیف و خشن نواز،
ایرانی ضحاک کش بود و ظالم ستیز،
ایرانی دادگستر بود و همنوع نواز و مدافع مظلومین،
ایرانی آباد کننده زمین بود و پیامبر رفاه و سعادت بشریت،
ایرانی عامل تحول و تربیت همه وحشیانی بود که به سرزمینش حمله کردند و به ظاهر مغلوبش کردند،
ایرانی شهره بود در عالم به آدمیت و نگین حلقه بشریت .
آیا تاریخ گواه این ادعا ها نیست؟
پس چرا اکنون اینگونه نیستیم؟

مقالات 96

یکشنبه, 11 ژوئن, 2017

رابطه استقلال و آزادی 2

اما به طور کلی می توان گفت:
آزادی امکان عملی کردن تصمیم‌هایی است که فرد یا جامعه به میل و اراده خود می گیرد.اگر انسان بتواند همه تصمیم هایی که می گیرد ،عملی کند و کسی یا سازمانی اندیشه و گفتار و کردار او را محدود نکند و در قید و بند درنیاورد، دارای آزادی مطلق، یعنی آزادی بی حد و مرز است.اما چون انسان ها به طور اجتماعی زندگی می کنند،نمی توانند آزادی مطلق داشته باشند.زیرا آزادی بی حد و مرز یک فرد به پایمال شدن آزادی دیگران می انجامد.به همین سبب است که هر جامعه ای با قانون ها و مقررات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی خاصی، هم حافظ آزادی های افراد آن جامعه می شود و هم حد و مرزهایی برای اینگونه آزادی ها به وجود می آورد.قانون ها و مقررات جهانی نیز آزادی های مردم سراسر جهان و حد و مرزهای آن را در جامعه جهانی معین می کند. به نظر اینجانب مقایسه قانون اساسی هر کشور در زمینه آزادی های فردی و اجتماعی با منشور سازمان ملل در این زمینه ،مبنای مناسبی برای پی بردن به اعتقاد یا عدم اعتقاد به این پدیده می باشد اما مهمتر از آن بررسی میزان دسترسی عملی و واقعی افراد هر جامعه به این ویژگی است و همینجاست که کمیت بسیاری از جوامع و نظام حاکم بر آنان می لنگد!
اما در رابطه با “آزادی” به دو نکته نیز اشاره باید کرد:
اول اینکه آزادی هم مانند “حق” گرفتنی است و نه دادنی.تاریخ بشریت در همه جای دنیا ثابت نموده که هیچ گاه اصحاب “زور” و “زر” و “تزویر” از رویای سلطه بر مردم و سرنوشت ملتها به سود خود،دست برنداشته اند و همواره این در گرانبهای جوامع بشری را باید با از جان گذشتگی ها و مبارزات و تقلای زیادی به دست آورد.
دوم اینکه نگهداری “آزادی” از به دست آوردن آن مشکلتر است.مصادیق زیادی در تاریخ جوامع بشری وجود دارد که آزادی را به سختی به دست آورده اند و به آسانی از دست داده اند.و این هم در ادامه همان رویای شوم اصحاب زر و زور و تزویر ،رخ می دهد که آنان همیشه در پی کسب “قدرت سلطه گرانه” بر بشریت بوده و هستند و خواهند بود و این داستان تا بشریت هست،ادامه دارد.
در همین رابطه دکتر اسلامی در کتاب روزها،جلد چهارم می فرمایند:
ایرانی دارای استعداد و هوش بود،اما زمینه ابراز استعداد و افکندن هوش در مسیر درست در برابرش نبود.به نظر من یک علت آن بوده که محیط امن وجود نداشته،و به او مجال انتخاب مسیر داده نشده .علت دیگر آن بوده که دستخوش دوگانگی فکر بوده.مغزش مانند خورجینی بوده که در یک لنگه اش یک متاع و در لنگه دیگر متاع دیگری قرار داشته است.

جایگاه اندیشه

شنبه, 29 آوریل, 2017

دنیای مجازی همچون سیلی در حال بردن همه چیز ما با خود است و در این میان با ارزش ترین چیزی را که از دست داده ایم،قدرت اندیشیدن مستقل و تصمیم گیری بر اساس خرد است.
هرچه را که می بینیم و می خوانیم نباید باور کنیم،بلکه باید با مدد از عقل(این سرمایه بزرگی که مختص بشر است) آن را تجزیه و تحلیل کنیم،با سایر اخبار مربوطه مقایسه کنیم و در نهایت تصمیم به پذیرفتن یا عدم پذیرش آن بگیریم.
چه بسیار اخباری که به سرعت در جامعه رواج پیدا می کند،جریان سازی می کند و آبروی فرد یا جمعی را می برد و نهایتا معلوم می شود که یا حقیقت نداشته و یا به آن شدت و حدتی که نشان داده شده است ،نبوده است.
تاریخ و علل سقوط و رشد ملتها و جوامع ،شاهد این مدعای من است.از این معلم پیر بیشتر بیاموزیم.

با اجازه نیما

دوشنبه, 25 جولای, 2016

بگذاریم که اندیشه ما،به خرابات برود
و در آنجا بکند سیر و سلوک
تا تر و تازه و شاداب به نزدم گردد
اعتماد گر نکنیم بر خود و اندیشه خود
به چه امید ز مردم توقع داریم
که به ما گوش دهند
و به دنبال سخن های حکیمانه ما
یک دل و نیرومند
پی مقصد بدوند!؟
ذهن خود باز کنیم،تا که جان و دل ما
به نوای دگران گوش کند
و پس از آن به درون دل خود
به تفکر بنشینیم که چه گفتند ایشان
و کجا حق طرف آنها بود؟
بپذیریم و بکوشیم ما هم
بهتر از روز و شب قبل باشیم
که همین توصیه یزدان است
که به هر روز بهین تر باشیم

مقالات 3

یکشنبه, 10 می, 2015

از آدم تا انسان 3

پاسخ خودم به این سوال خود پس از سال ها اندیشه و سوال از این و آن در دلایل زیر خلاصه شده است:
اول – عدل خدا را در “منطقی بودن مطلق” او می دانم.خدا علم خالص و مطلق است و از عدالت خدا به دور است که به دلیل رعایت نکردن بسیاری موارد که بشرهم می داند،در آن صورت آدم ها از نظر فیزیکی کامل به دنیا نمی آیند یا حتی عدم رعایت مسائلی دیگر منجر به نسل کشی تدریجی می گردد، منجر به این گردد که عالم و جاهل به یک حاصل برسند.در بسیاری از این موارد،مقصر تنها خود آدمی است.ما طبیعت جهان را که کاملا منطبق با نیازهای انسان است ،دچار تغییرات مهلک و بعضا حتی نابود می کنیم و در مواجهه با عوارض این اعمال،از خدا گله مندیم!؟
دوم – هرچه تلاش انسانی در راستای فهم و درک علم و سنت های الهی بیشتر گردد،میزان صدمات خارج از اراده بشر، به جوامع و آدم ها (در مقابل پدیده هایی همچون سیل و زلزله و…. که آنها هم دلایل منطقی و علمی دارند) کمتر و کمتر می شود،چنانکه در بعضی کشورها همچون ژاپن و …..صدمات زلزله هفت ریشتری و بالاتر به مراتب کمتر ازصدمات و تلفات زلزله با شدت کمتر از بعضی کشورهای بی توجه به این امر بوده است.
سوم – هنوز هم خرد و اندیشه انسان به همه حکمت های الهی واقف نشده است و چه بسا دلایل دیگری که ما هنوز موفق به فهم و درک آنها نشده ایم،در هر یک از این موارد وجود دارد.

مواظب باش

دوشنبه, 9 فوریه, 2015

روزی از روزهای غفلت و خواب
به تماشای سبزه زار و گل رفتم
بی توجه به آنچه می دیدم
بی هدف به هر طرف رفتم
من در اندیشه های خام و بی حاصل
روی گل ها و سبزه ها رفتم
له نمودم هر آنچه بر سر راه
بود و من چه یورتمه ها رفتم
ناگهان صدایی از بن پا
آمد و چند قدم عقب رفتم
ناله گلی شکسته برگهایش
دیدم و به وضع زار رفتم
گفتمش نازنین چه رنجوری؟
من که با دیدنت ز حال رفتم
از من عاشق جمال و روی تو
خدمتی گر سزد بگو که من رفتم
گفت:خدمت تو بر جهان این است
که نگویی به کهکشان رفتم
ما همه اسیر این خاکیم
زیر پایت به زیر خاک رفتم
فکر خود باش چون تو هم رفتی
دل نسوزد که بی ثمر رفتم
زیر پای خود مراقب باش
من که ناکام از این جهان رفتم

امیدواری

شنبه, 26 اکتبر, 2013

بخشی از فرمایشات رییس جمهور در دانشگاه تهران در روز 22 مهر 1392:

سیاست و فرهنگ هم باید دانش‌بنیان باشد. سیاست داخلی ما هم باید دانش‌بنیان باشد. دولت مدرن یعنی دولت دانش‌بنیان. در تمام رشته‌ها و در تمام بخش‌ها، علم و دانش باید حاکم باشد. این وضعیت وقتی میتواند باشد که دانشگاه ما محیط نقد و اندیشه و اظهارنظر باشد. این باعث سرشکستی یک دولت است که دانشجویش و یا استادش بخاطر بهانه‌جویی‌های عده‌ای دم فروبندد و نتواند اظهارنظر کند. در دانشگاه جای بیان اظهارنظر است. در دانشگاه یک زبان را ما بیشتر نمی‌پذیریم و آن زبان علم و خرد و عقلانیت است. 

و ما نیز می گوییم:

آقای رییس جمهور

تمامی روسای جمهور قبلی هم همین فرمایشات را – حتی شیواتر و زیباتر – بیان فرمودند،اما هرگز این فرمایشات در عمل تجلی پیدا نکرد.

با این وجود ما عوام ساده دل یک بار دیگر به این وعده ها اطمینان می کنیم و امیدواریم این موارد تحقق یابند.

چنین باد.

واگویه ها 42

سه شنبه, 22 ژانویه, 2013

دائما در حال رفت و آمدیم

از سر طیف به ته آن می رویم و بالعکس

طیف خیر و شر را می گویم

که در وجود هریک از ما رنگین کمانی ساخته است

گاه در نقطه ای از طیف می ایستیم و به اندیشه می شویم

شاید کمی سرعتمان برای مدتی کم شود

اما خیلی زود به حال عادی بازمی گردیم

و با سرعت دوباره از طرفی به سمت دیگر طیف می رویم