برچسب ها بـ ‘انتقاد’

کوچه مردها 182

چهار شنبه, 11 می, 2016

از دیگر عجایبی که در دنیای سیاست آن روزها(سال 1356) اتفاق افتاد ،این بود که به اشاره شاه نمایندگان مجلس اجازه انتقاد از همه ارکان حکومتی(به جز خاندان شاهنشاهی) را پیدا نمودند.
غوغایی به راه افتاد و مردم با تشنگی و تعجب و ناباوری مذاکرات مجلس را که مستقیما از تلویزیون پخش می شد،تماشا می کردند.
نمایندگانی که تا دیروز جز مدح و ستایش و تمجید از مقامات چیزی نمی گفتند،حالا در بدگویی و مذمت مسئولین در مجلس باهم مسابقه می گذاشتند و نوک تیز حملات متوجه “سازمان اطلاعات و امنیت کشور(ساواک)” بود.
مردم می دیدند و می شنیدند و لذت می بردند اما باور نمی کردند که به یکباره و طی فقط یک شب این جان نثاران شاهنشاه اینگونه منقلب شده و علم مخالفت برافرازند!
دو تن از معروفترین چهره های مجلس در آن زمان آقایان “پزشکپور” و “بنی احمد” بودند.
آقای پزشکپور حزبی به نام “حزب پان ایرانیسم” تشکیل داده بود و با یادآوری گذشته پر افتخار ایران باستان ،همه را متهم می کرد که شکوه و عظمت ایران را در دنیا از بین برده اند و این امر باید احیا گردد که با این مسئولین و کابینه و وزرای بی عرضه و بی لیاقت چنین امری ممکن نیست.
آقای بنی احمد نیز پی در پی و هر روز طی سخنان تند و آتشین انتقادی از ساواک و شکنجه ها و ظلم های آنها انتقاد می کرد و با زندانیان سیاسی و شکنجه دیدگان ابراز همدردی می نمود و در یکی از این روزها اعلام نمود که دفتری در خانه اش باز نموده که همه کسانی که از ساواک شکایت دارند می توانند در آن دفتر طرح شکایت نموده تا ایشان به نمایندگی از مردم ایران،تک تک آن شکایت ها را تا حصول نتیجه پیگیری نماید.
به زودی معلوم شد که خود این آقا از ماموران ساواک است و با این حیله قصد دارند فعالین و مبارزان آن روز تظاهرات و مخالفت های عظیم اجتماعی را شناسایی کند.
این بساط خیمه شب بازی خیلی زود با بی توجهی مردم و شناخت بیشتر ماهیت این افراد توسط مردم،جمع شد و رژیم به اشکال دیگری به مقابله با موج سهمگین اعتراضات مردمی پناه برد.

چرا دروغ می گوییم 6

شنبه, 4 جولای, 2015

می بینیم که تقریباً همه افراد به شیوه‌های متفاوتی در زندگی دروغ می‌گویند. بسیاری از آن‌ها معتقدند که قرار گرفتن در بعضی شرایط ، آن‌ها را وادار به دروغ‌گویی می‌کند. در بعضی موارد دیگر، افراد برای حفظ منافع و علایق شخصی خود دروغ می‌گویند. اما بعضی افراد هم برای گول زدن دیگران دروغ می‌گویند و کم‌کم به آن عادت می‌کنند و ترجیح می‌دهند کمتر صداقت داشته باشند و راست بگویند! عده‌ای دیگر هم دروغ می‌گویند چون به واقعیت وجودی خود ایمان ندارند، اعتمادبه‌نفس‌شان پایین است و از اینکه در جامعه مورد انتقاد دیگران واقع شوند، می‌ترسند.
بسیاری از ما حتی بدون اینکه لحظه‌ای فکر کنیم دروغ می‌گوییم و حتی گاهی خودمان هم دلیلش را نمی‌دانیم.البته گاهی هم اشخاص برای اینکه نظر دیگران را از موضوعی که واقعیت دارد منحرف کنند یا بیشتر جلب توجه کنند دروغ می‌گویند. عده‌ای دیگر هم به دلیل نداشتن اعتمادبه‌نفس لازم، مجبور می‌شوند در بسیاری از موارد راجع به خود دروغ بگویند.
فراموش نکنید که یکی از مهم‌ترین عوامل برای حفظ یک ارتباط صحیح و برای برخورداری از یک دوستی لذت‌بخش این است که دو طرف واقعاً صداقت داشته باشند. بسیاری از ما در مورد اهمیت صداقت در روابط خود بسیار سخن می‌گوییم و از لزوم آن کاملاً آگاهیم، اما واقعاً چند نفر از ما در ارتباطات اجتماعی یا کاری خود صادقانه برخورد می‌کنیم؟

سلسله مباحث مدیریتی 27

سه شنبه, 13 ژانویه, 2015

به نوشته دکتر سریع القلم ، جامعه ای زنده است:
. 1 – که در عرصه های اقتصاد ، هنر، علم ، سیاست ، میان شهروندان رقابت قاعده مند وجود داشته باشد
.2 – که آموزش اخلاق و مسئولیت اجتماعی در دوره دبستان تمام شده باشد
. 3 – که تعداد رسانه های غیر دولتی حداقل دو برابر دولتی باشد
. 4 – که در جاده های آن در هر صدکیلومتر برای شهروندان، استراحتگاه ساخته شده باشد
. 5 – که شهروندان آن به وفور به هم اعتماد کنند
6 – که حداکثر هزینه ای غذا و مسکن ، 35 درصد درآمد شهروندان باشد.
. 7 – که در فرودگاه های آن ، حداقل از 70 ملیت و 70 شرکت هواپیمایی خارجی تردد کنند
8 – که شهروندان آن وقتی به چهار راهها می رسند ، اتومبیل خود را کاملاً متوقف کنند.
9 – که نرخ تورم در آن یک رقمی باشد.
10 – که اساتید دانشگاه آن به کار دانشگاهی صرفاً به عنوان شغل نگاه نکنند بلکه برای خود، مسؤولیت و رسالت اجتماعی قایل باشند.
. 11 – که شهروندان آن به انجام کارهای صحیح و منظم توام با سلامتی مالی عادت کرده باشند
12 – که تکمیل پیچیده ترین طرح های “عمرانی” در آن ، حداکثر 3 سال به طول انجامد
13 – که دانمارک از شهروندان آن برای سفر، درخواست ویزا نکند.
14 – که مجموعه جامعه و سیستم از مرحله امنیت و بقا عبور کرده باشد.
15 – که شهروندان آن پس از تصادف رانندگی که پیش می آید ، حتی یک واژه ناپسند نسبت به طرف مقابل استفاده نکنند.
16 – که مدیریت آن جامعه مبتنی بر سعی و خطا نباشد.
17 – که شهروندان نظافت محیط عمومی ، خیابان ها ، جاده ها و سواحل را با نظافت محل سکونت را اتومبیل خود مساوی بدانند.
18 – که حداقل سه و نیم درصد نرخ رشد اقتصادی داشته باشد.
19 – که شهروندان آن نگران آینده خود نباشند.
20 – که دستگاه های اجرایی آن با حقایق تحلیل کنند و نه با تخیل.

21 – که در آن فرهنگ مکتوب بر فرهنگ شفاهی غالب باشد.
22 – که شهروندان آن از اخلاقی بودن و رعایت حریم های اجتماعی ، لذت ببرند.
23 – که شان و احترام و منزلت تولیدکننده از صاحب سمت بالاتر باشد.
24 – واژه های “ببخشید ” عذر می خواهم و “اشتباه کردم” به وفور در میان شهروندان رواج داشته باشد.
25 – که شهروندان آن ، دندان های سالم داشته باشند.
26 – که انتقاد از اندیشه ها و سیاست گذاریها در آن ، پی آمدی نداشته باشد.
27 – که سیاست مداران آن با هم قطاران خود در محیط بین المللی مرتب در تعامل باشند.
28 – که وقتی پلیس راهنمایی ، اتومبیلی را به خاطر تخلف رانندگی متوقف می کند ، پلیس سراغ راننده برود نه بالعکس.
29 – که حفظ تعالی ، شکوفایی وطن و کشور بر هر امر دیگری اولویت داشته باشد.
30 – که در آن شهروندان علاقه ای به داشتن سمت دولتی نداشته باشند بلکه با فکر ، همت و توانایی های خود زندگی کنند

انتقاد مثل باران است!

شنبه, 11 آگوست, 2012

انتقاد هم مانند باران ، باید آنقدر نرم باشد، تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد موجب رشد او شود….

به قـــولِ لامارتین شاعر فرانسوی ، 

تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم.محبتی که علت داشته باشد یا احترام است یا ریا . . .

به قـــولِ مارتین لوتر کینگ، 

گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است…!

به قـــولِ مایکل اسکوفیلد

 

همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی.

به قـــولِ خسرو گلسرخی:

 

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده ایم…!

به قـــولِ زنده یادحسین پناهی

تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت

زوووووووو…..

تمرین روزهای نفس گیرزندگی بود

به قـــولِ چارلی چاپلین

 

آموخته‌ام که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید

پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می‌توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

به قـــولِ چارلی چاپلین 

 

شاید بتوانی کسی را که خواب است بیدار کنی اما کسی که خود را به خواب زده هرگز…!

به قـــولِ حسین پناهي

 

قطعا روزی صدایم را خواهی شنید… روزی که نه صدا اهمیت دارد نه روز..

به قـــول ارنستو چه گوارا 

 

دستم بوی گل میداد

مرا به جرم چیدن گل محکوم کردند…

اما هیچ کس فکر نکرد که شاید

… 

یک گل کاشته باشم

…!

به قـــولِ حسین پناهی

 

این آینده ,کدام بود که بهترین روزهای عمر را حرامِ دیدارش کردم؟

به قـــولِ پروفسور حسابی:

 

یکی از دانشجویان پروفسور حسابی به ایشان گفت : شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .

 

پروفسور جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند

به قـــولِ والت ویتمن

 

زندگی به من آموخت؛ 

بودن با كسانی كه دوستشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است.

به قـــولِ ژان پل سارتر

 

از همه اندوهگین تر شخصی است كه از همه بیشتر می خندد!

به قـــولِ مارک تواین

 

آنجا كه آزادي نيست،

اگر رای دادن چیزی را تغییر می داد،

اجازه نمی دادند که رای بدهید!

به قـــولِ برتراند راسل

 

مشکل دنیا این است، که احمق ها کاملاً به خود یقین دارند،

در حالیکه دانایان، سرشار از شک و تردیدند !

 

کمی بیاندیشیم 17

سه شنبه, 17 جولای, 2012

 

 

انتقاد هم مانند باران، باید آنقدر نرم

باشد، تا بدون خراب کردن ریشه های آن فرد

موجب رشد او شود

 

 

به قـــول بابام

ديکتـاتـور اون بچه ي دو ساله ست که بيست نـفر مجبورند به خاطــر اون

کـارتون نگاه کنند

به قـــول داییم

، اگه خر اعتماد به نفس بعضی ها رو داشت الان سلطان جنگل بود

 

 

به قـــول لامارتین شاعر فرانسوی ،

تو را دوست دارم بدون آنکه علتش را بدانم. محبتی که علت داشته باشد یا

احترام است یا ریا

 

سلامی همراه با کارنامه!

دوشنبه, 5 سپتامبر, 2011

سلام

سلام به همه شما همراهان معبد نوعدوستی که با وجود اینکه دوره جدایی کوتاه بود سخت دلتنگتان شدم.

امیدوارم با تغییر میزبان سایت مشکلات قبلی پیش نیاید و ما بتوانیم بیش از پیش در این معبد مجازی عشق به همنوع ،باهم باشیم.

حسن اتفاق اینکه سال گذشته در چنین روزهایی این وب سایت آغاز به کار کرد و می توان این روزها را سالگرد تولد معبد نوعدوستی نیز به حساب آورد.پس می توانیم باهم مروری بر کارنامه یک ساله خود داشته باشیم:

-در این مدت 512 مطلب در وبلاگ و مجموعا هشتاد مطلب در بخش های مختلف مقالات و چهار مطلب در بخش کارآفرینی و خلاقیت داشتیم که در نتیجه موفق به انتشار 596مطلب گردیدیم.خدا را شکر و به امید مفید بودن آنها!

-در این مدت حدود 1003 اعلام نظر در مورد مطالب منتشر شده نوشته شد که از تشویق تا انتقاد و حتی فحاشی و تهدید هم در آنها بود.یکایک نظرات را روی چشم می گذارم و دست نویسندگان آن ها را می بوسم.

-تا بحال بیش از 39800بازدید کننده داشته ایم که با توجه به اینکه روزهای تعطیل مطلب جدیدی اضافه نشده و چند ده روز هم طی چند بار قطعی سایت داشتیم،متوسط نزدیک 110 بازدید روزانه بسیار دلگرم کننده است.

-نکته جالب اینکه تعداد کسانی که یک بار سایت را در روزمی بینند و می گذرند،از 58 درصد در روز اول به 44درصد رسیده که این هم نشانه بسیار خوبی از افزایش دلبستگی به معبد نوعدوستی می باشد.

-باز هم مایه امید است که بازدید کننده خارج از سرزمین مادری هم بسیار داریم و در حال حاضر بطور متوسط بیش از 40 درصد بازدید کنندگان ،ایرانیان ساکن در41 کشور مختلف هستند که از 25 کشور بازدید کنندگان ثابت و همراه داریم.

-در اواسط فعالیت یکساله موفق به راه اندازی کتابخانه دیجیتالی وبسایت هم شدیم که با توجه به اینکه سعی داریم در انتخاب کتابها نهایت دقت را بکار ببریم تا وارد حاشیه ها نشویم ،موفق شده ایم تا کنون 24 کتاب را در اختیار شما قرار دهیم که امیدوارم با کمک سینای عزیز این تعداد بسرعت رشد کرده و کتابخانه ای در شان شما داشته باشیم.از زحمات این دوست خوب و بزرگوارم هم بسیار سپاسگزارم.

این همه لطف خدا و همراهی و همدلی شما ساکنان معبد نوعدوستی،وظیفه و تعهد مرا نسبت به تلاش در اشاعه فرهنگ همدلی و یاری انسانها به یکدیگر صد چندان می نماید و به پاس این مطلب عهد می بندم که تا آنجا که بتوانم در این راه بیشتر بکوشم و صد البته که سخت نیازمند یاری و کمک و همدلی و راهنمایی تک تک شما دارم.راه بسی ناهموار است،پس ای عزیزان:

گر عارفی در راه عشق،پیچ و خم آن دیده ای

در هر خم این زندگی،راز دلی بشنیده ای

گر صد فسون را دیده ای،وز دام دنیا جسته ای

بر هر چه در دنیا بود،از بیش و کم ببریده ای

گر بر رفیقان دغل،با سوز دل خندیده ای

وز صد ریا و مکرشان،افسرده دل گردیده ای

گر با هزاران آرزو،خون دل دیوانه را

در جام زرین نیاز،نزد نگارت برده ای

گر سر نهادی بر درش،اندوه دل واگفته ای

اما به جای همدلی،از تلخی اش رنجیده ای

با این همه سنگین دلی،گر همچنان دلداده ای

غمگین مباش از حال خود،زیرا که حق را بنده ای

گر سالک راه دلی،وز این قفس دل خسته ای

با من بیا با گوش دل،تا آخر این مثنوی

یاریم نمایید ،اگر قابل می دانید.شما را چشم در راهم.

رسالت بشر چيست؟(22)

دوشنبه, 7 فوریه, 2011

دكتر شريعتي

روشنفكر از ديدگاه‌ شريعتي‌ به‌ انسان‌ خودآگاه‌ و متعصبي‌ اطلاق‌ مي‌شود كه‌ جامعه، زمان‌ و زبان‌ مردم‌ خويش‌ را خوب‌ بشناسد و بينشي‌ انتقادي‌ داشته‌ باشد، به‌ همين‌ دليل‌ لزوما فيلسوف‌ و دانشمند بودن‌ و نويسندگي‌ و هنرمندي‌ از اوصاف‌ لازم‌ و ضرور او به‌ شمار نمي‌رود، بنابراين‌ شريعتي‌ در تبيين‌ و توصيف‌ اين‌ پديده، به‌ دو نوع‌ حيثيت‌سلبي‌ و ايجابي‌ اشاره‌ دارد، در حيثيت‌ ايجابي، ويژگي‌هاي‌ ايجابي‌ و در حيثيت‌ سلبي، ويژگي‌هاي‌ سلبي‌ را بيان‌ مي‌كند و اما ويژگي‌هاي‌ سلبي‌ روشنفكر از ديدگاه‌ دكتر شريعتي‌ به‌ شرح‌ ذيل‌ است: (بیشتر…)