برچسب ها بـ ‘انبان’

از استاد شهریار

دوشنبه, 7 سپتامبر, 2020

زندگانيم و زمين زندان ماست
زندگاني درد بي درمان ماست
راندگانيم از بهشت جاودان
وين زمين زندان جاويدان ماست
گندم آدم چه باما كرده است
كآسياي چرخ سرگردان ماست
جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر
باز لفظ زندگان عنوان ماست
جمع آب و آتشيم و خاك و باد
اين بناي خانه ي ويران ماست
نور را ماني ، كه اندر لانه ها
روز باران هر نم طوفان ماست
احتياج اين كاسه دريوزگي
كوزه آب و تغار و نان ماست
آبروي مابه صددر ريخته است
لقمه ناني كه در انبان ماست
جز به اشك توبه نتوان پاك كرد
لكه ننگي كه بر دامان ماست
ميزبان را نيز با خود مي برد
مهلت عمري كه خود مهمان ماست

ای عاشقان

یکشنبه, 15 می, 2011

ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما

افتاده در غرقابه ای تا خود که داند آشنا

گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود

مرغان آبی را چه غم تا غم خورد مرغ هوا

ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته

زان سان که ماهی را بود دریا و طوفان جان فزا

ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده

ای موسی عمران بیا بر آب دریا زن عصا

این باد اندر هر سری سودای دیگر می پزد

سودای آن ساقی مرا باقی همه آن شما

دیروز مستان را به ره بربود آن ساقی کله

امروز می در می دهد تا برکند از ما قبا

ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری

خوش خوش کشانم می بری آخر نگویی تا کجا

هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی

خواهی سوی مستیم کش خواهی ببر سوی فنا

عالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبان

هر دم تجلی می رسد برمی شکافد کوه را

یک پاره اخضر می شود یک پاره عبهر می شود

یک پاره گوهر می شود یک پاره لعل و کهربا

ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او

ای که چه باد خورده ای ما مست گشتیم از صدا

ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده ای

گر برده ایم انگور تو تو برده ای انبان ما