برچسب ها بـ ‘امتحان’

دهه فجر

شنبه, 6 فوریه, 2016

دلم به حال آدم هایی که شاهد این ایام در سال 1357 نبودند می سوزد!

دوره فشرده ای بود برای آموزش فداکاری،وفاداری به رهبری جامعه،همبستگی،رسیدگی به یکدیگر و از همه مهمتر جانبازی در راه هدف و آرمان های اجتماعی و مبارزه با فساد و ظلم.

و آنان که این درس را خوب فرگرفتند،امتحان عملی خود را به زیبایی در دوران دفاع مقدس پس دادند و به بالاترین درجه انسانی ارتقا پیدا کردند.

و حالا ما ماندیم و امتحانات سخت و پی درپی در راه تلاش در وفاداری به اصولی که شهیدان به خاطرش جان دادند.

آهای کسی که این سطور را می خوانی!

نمره ات در این امتحانات چند است؟!

کوچه مردها 166

چهار شنبه, 26 آگوست, 2015

در این قسمت با ذکر یک مثال می خواهم توضیح دهم که چرا سالن ورزش را رها کردم.
یک روز قبل از اینکه امتحان شیمی عمومی خود را برگزار نمایم،مثل هرروز در سالن ورزش بودم و به تنهایی فنونی را که آموخته بودم تکرار و تمرین می کردم.به شدت به خودم فشار آوردم و حسابی خسته شدم.با بدنی کوفته به خانه آمدم و در راه هم خدا را شکر می کردم که شیمی را خوب خوانده ام و نیازی نیست با این تن خسته و کوفته حالا به درس خواندن هم بپردازم.
با وجود اینکه آن شب زود خوابیدم و لی صبح در بیدار شدن مشکل داشتم و تنم به حدی خسته بود که به خودم گفتم اگر کمی بیشتر بخوابم،بهتر نیست؟
ساعت امتحان را از روی لیستی که داشتم چک کردم.دو بعد از ظهر بود،پس با خیال راحت تا نه و ده صبح خوابیدم و ساعت یازده از خانه به سمت دانشگاه راه افتادم تا نهار را هم در سلف سرویس بخورم.
حدود ساعت دوازده به دانشگاه رسیدم و چندتا از بچه ها را دیدم که آن ها هم زود آمده بودند.تا مرا دیدند با تعجب پرسیدند:چرا سر امتحان نبودی؟
با خودم فکر کردم،مرا سرکار گذاشته اند تا بخندند.من هم شروع کردم سر به سر آنها گذاشتن. اما دیدم آنها واقعا جدی هستند.با نگرانی و شک و تردید دوباره لیست را نگاه کردم و فهمیدم بیچاره شده ام!از شدت خستگی ،صبح تاریخ امتحان بعدی را به جای امتحان امروز دیده بودم. با نگرانی و بیچارگی به سمت دفتر استاد شیمی دویدم. او هم از نبودن من تعجب کرده بود و وقتی دلایل مرا شنید با تاسف گفت:نمی تواند امتحان تکی از من بگیرد و فقط باید این مساله در کمیته امتحانات مطرح و تصمیم گیری شود.
به دفتر کمیته امتحانات رفتم و درخواست کتبی خود را به آنها تحویل دادم و هرچقدر هم که می توانستم التماس و عجز و لابه کردم و ناامید به خانه برگشتم.
فردا اول صبح با هزار شور و امید به دانشگاه رفتم و یک راست به دفتر کمیته امتحانات رفتم.خوشبختانه بعدازظهر روز قبل کمیته تشکیل جلسه داده بود و بدبختانه به اتفاق آرا با درخواست امتحان تکی من مخالفت کرده بودند!
نتایج امتحاناتی هم که شرکت کرده بودم ،چندان جالب نبودند و در یکی از درس ها هم به اصطلاح،افتادم و در نتیجه با توجه به رد شدن در دو درس معلوم است که وضعه چطور بود!؟
این موضوع باعث شد تا زمانی که استاد راهنمایم نمرات من را دید و بعد از کلی سوال و جواب به این نتیجه رسید که این حاصل افراط من در ورزش بود(که خود این امر حاصل ذوق زدگی من در برخورد با امکانات سالن بود)، حضور مرا در سالن ورزش به شدت ممنوع کرد و از من خواست تا با جدیت بیشتری به دروس خود بپردازم.
و به این ترتیب ،از شر سختی های “کاراته” هم راحت شدم!

سیستم آموزشی فنلاند

یکشنبه, 9 فوریه, 2014

عصر ایران؛ صالح سپهری فر

دوره ابتدایی در فنلاند شش سال است. معمولاً کودکان هر 6 سال را با یک معلم می‌گذرانند. بچه‌ها معلم خود را با نام کوچک صدا می‌کند، در سر کلاس‌ها می‌توانند دمپایی به پا کنند و خلاصه اینکه کار و هوایی بسیار دوستانه در کلاس‌ها جریان دارد. در دورة ابتدایی خبری از تکلیف خانه و امتحان نیست. تنها در دوره دبیرستان، آن‌هم به شکل محدود و نه چندان رسمی، تکلیف خانه و امتحان وجود دارد. بچه ها در وقت آزاد خود به تفریح، ورزش یا فعالیت های هنری می پردازند.

منزلت والای معلمان در فنلاند:
معلمان در جامعه فنلاند شان و منزلتی هم رده با پزشکان و وکلا دارند. تمامی معلمان در این کشور دارای مدرک کارشناسی ارشد هستند و معمولاً از میان 10 درصد ممتاز فارغ‌التحصیلان دانشگاه انتخاب می‌شوند. همچنین معلمان حقوق و مزایای بسیار بالایی دارند. آنها هر روز تنها چهار ساعت تدریس می‌کنند و البته هر هفته باید دو ساعت در کلاس‌های آموزش ضمن خدمت شرکت کنند. شغل معلمی از شغل های پرطرفدار در فنلاند است و کثیری از شهروندان متقاضی خدمت درآن هستند.
نظام آموزشی، رمز پیشرفت فنلاند:
فنلاند منابع طبیعی چندانی ندارد و به همین دلیل فنلاندی ها، نیروی انسانی را اصلی‌ترین منبع اقتصادی کشور خود می دانند. از نظر فنلاندی ها آموزش و پرورش هزینه نیست، بلکه نوعی سرمایه‌گذاری بلندمدت است. به همین دلیل شاید هیچ شگفت‌آور نباشد که درآمد ناخالص ملی فنلاند با جمعیت 4/5 میلیونی نفری برابر با 250 میلیارد دلار باشد. کافی است این رقم را با درآمد ناخالص ملی 514 میلیارد دلاری ایران هفتاد و چند میلیونی قیاس کنید تا بهتر متوجه این تفاوت شوید!

چرا؟

شنبه, 1 سپتامبر, 2012

ورقه های امتحانی بچه ها را تصحیح کردم.

از ابتدای ترم گفته بودم که چه مطالبی را بخوبی یاد بگیرند و هر جلسه هم یادآوری می کردم،

و با آنکه دو نمره برای یک کار تحقیقی بسیار ساده در نظر گرفتم،

و هشت نمره برای یک کار گروهی که هر جلسه هم آمادگی شنیدن گزارش پیشرفت کار و راهنمایی آنان داشتم،

و با وجود اینکه برای حضور مداوم در کلاس و مشارکت در بحث ها و ارائه پیشنهادات خلاق هم نمراتی در نظر گرفته بودم،

باز هم سه نفر نمره قبولی نگرفتند و هفت نفر نمرات قبولی مرزی گرفتند!

راستی چرا اینقدر ساده عمر و پول خود را هدر می دهیم؟

نمی خواهم در این دنیا بمانم

دوشنبه, 9 آوریل, 2012

بس غریبم ای خدا

مانده ام از خود جدا

مانده ام از تو جدا

ما به هنگام ازل

پیکری واحد بدیم

کردی ام از خود جدا

پس فرستادی به دامان بلا

سرزمینی بی تو و بی انتها

آن زمان کین تکه را

از تنت کردی جدا

هرگز از این تکه ات

هیچ نپرسیدی چرا

حاضری گردی روان

در میان فتنه ها؟

دردها و غصه ها؟

هیچ حاضر می شوی

از تو گیرم امتحان؟

درسهایت خوانده ای؟

مایلی راهی شوی

در مکانی بس غریب؟

بین دیوان و ددان؟

من دگر آلوده ام

لایقت نیستم دگر باره

پس از رجعت شوم

پاره ای از آن وجود

ای توانای جهان

پاک گردان جان من

زین همه آلودگی

کوله بار پر زیان

از گناه و گند جان

وارهانم، وارهان