برچسب ها بـ ‘امام خمینی’

عارفانه

دوشنبه, 10 فوریه, 2020

من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم
چشم بيمــــار تــــو را ديــدم و بيمار شدم
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم
همچــــو منصــور خــــــريدار سرِ دار شدم
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى
كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم
درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز
كه من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم
جــــامــه زهد و ريا كَندم و بر تن كردم
خــــرقــــه پيــــر خـــراباتى و هشيار شدم
واعـــظ شهــر كــه از پند خود آزارم داد
از دم رنــــد مــــى‏آلــــوده مــــَددكار شدم
بگـــذاريــــد كــــه از بتكــده يادى بكنم
مـــن كـــه با دستِ بت ميكده، بيدار شدم

چند جمله از بزرگان

شنبه, 11 فوریه, 2017

امام خمینی
شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم.

مادر ترزا
شاید کارهای بزرگ از دست ما برنیاید،

اما می‌توانیم با عشقی بزرگ کارهای کوچکی انجام دهیم.

حافظ
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند

کوچه مردها 197

چهار شنبه, 28 دسامبر, 2016

این بار مردم گریه و زاری شیون نکردند.به خانه ها پناه نبردند.بغض خود را به خشم تبدیل کردند،آنهم خشمی عاقلانه.
مردم محله مصمم تر و منسجم تر از گذشته هنگام نمازهای ظهر و مغرب در مسجد علی اکبر حاضر می شدند و ترس از حکومت نظامی را هم کنار گذاشته بودند وحاج آقا رضوی هم بالای منبر بیداد می کرد.چند تا پاسبان شهربانی هم بیرون مسجد در خیابان هاشمی ایستاده بودند که با دیدن ده ها جوان عصبانی و آماده درگیری،قدرت حرکتی نداشتند.
حاج آقا رضوی در هر سخنرانی یکی از مفاسد و سوء مدیریت های رژیم را مفصلا بیان می کرد و در قسمت دوم سخنرانی از شکنجه هایی که خودش و دوستانش در اعتراض به این مفاسد در ساواک شده بودند با ناله و زاری و گریه تعریف می کرد و اینگونه بود که جمعیت در پایان هر نماز جماعت با کینه و عصبانیت بیش از پیش از مسجد خارج ی شدند.
در این بین توزیع اعلامیه ها و نوارهای امام خمینی که از نجف ارسال می شد،با استقبال عجیبی روبرو می شد و دست به دست و خانه به خانه می گشت و همه با علاقه مندی و عشق آنها را برای بی سواد های خانواده می خواندند و نوارها را باهم گوش می کردند.
حاج آقا رضوی فرمانده قلب های محله مردم شده بود،مراجع تقلید مقدسین جامعه آن روز ایران و امام خمینی فرمانروای جسم و روح مردم ایران!

از کارخانه تا خانه

شنبه, 16 فوریه, 2013

چندی پیش برای رفتن از کارخانه ایران خودرو به خانه از مترو و اتوبوس استفاده نمودم.به شکل زیر طی مسیر کردم:

از ایستگاه ایران خودرو به ایستگاه صادقیه با مترو

از ایستگاه صادقیه به ایستگاه امام خمینی با تغییر خط مترو

از ایستگاه امام خمینی به تجریش با تغییر خط مترو

و همه اینها با 350 تومان

و از تجریش به پارک وی با اتوبوس به مبلغ 225 تومان

جمعا 575 تومان پرداخت کردم و از مسیری کوتاهتر(از نظر زمانی بخاطر عدم ترافیک) و امن تر و بسیار ارزانتر به مقصد رسیدم.از لذتی هم که از طی مسیر کردم و بازار تجریش را هم دیدم ،بگذریم.

این نعمتی است که مدتی است ما تهرانی ها از بهره مند شده ایم.امیدوارم هرچه سریعتر توسعه پیدا کند.