برچسب ها بـ ‘امارات’

ایران و ایرانی 112

چهار شنبه, 7 سپتامبر, 2016

فرهنگ سیاسی ما ایرانی‌ها به روسیه خیلی نزدیک است. آنها خودشان را خیلی بزرگ می‌دانند. حس همکاری‌شان با دنیا کم است. شما چین و روسیه را با هم مقایسه کنید. چین می‌گوید من با دنیا همکاری می‌کنم، ياد می‌گیرم و خودم را حفظ می‌کنم. الان چین با آمریکا نیم تریلیون دلار تجارت دارد. اما روس‌ها می‌گویند ملاک، اقتصاد نیست. ملاک، توانایی‌های دیگر است. ما ملت بزرگی هستیم. مساحت، منابع طبیعی و تاریخی طولانی داریم. خیلی به ما نزدیک هستند. چینی‌ها هم خیلی مثل ما بودند و زماني خودشان را مرکز ثقل جهان می‌دانستند. اما الان این‌گونه نیستند.
وقتی با دنیا کار کردند، متوجه شدند خیلی جاها ضعف دارند. الان در حال یادگیری در مدیریت، برنامه‌ریزی، بانکداری و صنعت از دنیا هستند. الان بسیاری از شرکت‌های دولتی چینی، مدیران‌شان را براي گذراندن دوره‌های عالی به انگلیس و آمریکا می‌فرستند. هندی‌ها هم خیلی این حالت را داشتند. اما اتفاق خیلی جالبی که در هند افتاد، این بود که هند تا دهه 70 میلادی خیلی تحت‌تأثیر نظامیان و امنیتی‌ها بود و اینها، شوروی را الگوی خود می‌دانستند. از اواخر دهه 70، هندی‌ها تعامل‌شان با نظامی‌های آلمان را آغاز کردند.

فهم جهان برایشان خیلی مهم بود. دیدند در دنیا اتفاقات بسیاری می‌افتد. گفتند ما چگونه می‌توانیم قدرت‌مان را افزایش دهیم و بهتر کنیم؟ چون برای خودشان جایگاه بزرگی قائل بودند. مساحت، تاریخ، جمعیت و قدرت هسته‌ای دارند، بنابراین با آلمان، فرانسه و انگلیس به لحاظ نظامی شروع به همکاری کردند. همکاری‌هایشان به‌تدریج ذهن‌شان را عوض کرد و اثرات مثبتش را روی غیرنظامیان درون حاکمیت گذاشت.

این نقطه حاکمیتی است. در نیمه دوم قرن بیستم به غیر از غرب اروپا و شمال آمریکا (که توسعه آنها به قرن 17 و 18 برمی‌گردد)، هر کشوری که پیشرفت کرده است، حاکمیت تصمیم گرفته که تغییر ایجاد کند و این‌ را به قرارداد اجتماعی تبدیل کرده است. شما 20 سال پیش ترکیه را با امروز مقایسه کنید. چه کسی باعث شد که ترکیه به شرایط امروز برسد؟ اولین فرد، تورگوت اوزال بود. با یک نگاه اقتصادی به ترکیه و سیاست خارجی ترکیه، آمد و این ادامه پیدا کرد. حتی وقتی اجویت که چپ است، در ترکیه به‌قدرت رسید، همان کار اوزال را ادامه داد. بعد ییلماز و بعد خانم چیللر آمد.
آقای اردوغان هم كه آمد از همه آنها جدی‌تر و عمیق‌تر تغییرات از نقطه حاکمیت را شروع کرد. اینها برایشان قدرت مالی ملی مهم بود. بعد آرژانتین، برزیل، شیلی، مکزیک و امارات، مثلا دوبی مدیون یک نفر بیشتر نیست؛ طرز تفکر یک نفر به نام شیخ‌محمد. شیخ‌محمد تصمیم گرفت دوبی را به یک مرکز تجاری‌، مالی و توریستی تبدیل کند. سؤال و مشورت کرد، شرکت‌ها و متخصصان را آورد و آرام‌آرام این کار را انجام داد.

ایران و ایرانی 109

چهار شنبه, 27 جولای, 2016

همه جای دنیا منطقه‌گرایی بر جهانی‌شدن اولویت پیدا کرده است، یعنی هر کشوری سعی می‌کند بهترین روابط را با همسایگان خودش داشته باشد. كشورهاي منطقه آ‌سه‌آن، آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین، به‌تدریج در حال برداشتن ویزا بین خودشان هستند. به این خاطر که می‌خواهند با ایجاد فضای کسب‌وکار اقتصادی، شرایط بهتر اجتماعی، سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. هنر یک کشور این است که قدرتش افزایش پیدا کند؛ اما دیگران از این افزایش قدرت، هراسی نداشته باشند.
بهترین نمونه این رویکرد در دنیای امروز، آلمان است. آلمان بهترین موقعیت را در اتحادیه اروپا دارد. هر کشوری در اتحادیه اروپا که مشکل مالی داشته باشد، وارد صحنه شده و نجاتش می‌دهد. بسیاری از سیاست‌های اتحادیه اروپا در چارچوب منافع آلمان حرکت می‌کند. بدون اینکه آلمانی‌ها، مسئولان فراوانی در اتحادیه اروپا داشته باشند. این هنر سیاست است. وگرنه اگر قدرت‌ انسان از یک تا 10، نیم باشد؛ اما خود را 20 نشان دهد، هنر نیست. هنر سياست بستگی به اين دارد که ما چه میزان اعتمادبه‌نفس و اعتماد ملی و داخلی داشته باشيم. ایران، شایسته این است که روزبه‌روز قدرتش‌ در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند. اساسا افزایش قدرت ملی ایران، خیلی به ماهیت نظام سیاسی در ایران ارتباط ندارد. ایران فی‌الذاته باید قدرتش در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند.
اما اگر این افزایش قدرت باعث شود که ما با همسایگان خود وارد یک جنگ‌سرد شویم، آنگاه معلوم است که در تاکتیک‌ها و روش‌هایمان ایراد وجود دارد. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است؛ به لحاظ سیاسی، نظامی، نفتی و اقتصادی. ما باید نهایت تلاش‌مان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم و آنها از اینکه قدرت ما افزایش یابد، هراسی نداشته باشند. آنها احساس می‌کنند ما حاضر نیستیم شریک‌شان شویم. عربستان در محافل بین‌المللی خیلی می‌گوید بیاییم در مسائل منطقه‌ای با همدیگر شریک شویم. شما سیاست خارجی‌تان را چندجانبه‌گرایی کنید.
حتی عربستان بارها این را گفته که حضور ایران در عراق، ضرورتی ژئوپلیتیک است اما اگر قرار باشد این حضور به ضرر دیگران باشد، خوب نیست. این حضور باید با همکاری دیگران باشد. بالاخره عراق و عربستان با همدیگر همسایه و عرب هستند و تاریخ مشترک هم دارند. حتی آنها تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند حضور ایران در سوریه و لبنان هم یک ضرورت ژئوپلیتیک است. اما اگر قرار باشد این یک بازی صفر- یک باشد و ایران با قدرت‌های منطقه‌ای همکاری نکند، آنها هم می‌روند و با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شریک می‌شوند و قدرت نظامی خودشان را روزبه‌روز افزایش می‌دهند. امارات و عربستان در سال 2014، 96 میلیارد دلار اسلحه خریدند. ما باید در ایران یک تصمیم جدی بگیریم؛ باید دریابیم تا چه میزان می‌توانیم برای خودمان و برای اینکه قدرت‌مان را روزبه‌روز افزایش دهیم و حضور منطقی منطقه‌ای داشته باشیم، با دیگران همکاری کنیم؟

ایران و ایرانی 105

چهار شنبه, 18 می, 2016

كشورهايي كه نسبتا با ثبات و ثروتمند هستند مانند: عربستان، آذربايجان، تركيه، كويت، امارات و قطر و كشورهاي بي‌ثبات با چالش‌هاي جدي مانند: افغانستان، عراق، سوريه، فلسطين و پاكستان، و كشورهايي در حاشيه مانند اردن، مصر و لبنان، آن قدر منابع در اين محدوده مهم است كه مكانيسم‌هاي حفظ و ثبات خود را پيدا مي‌كند.
كشورهاي شوراي همكاري خليج فارس 2تريليون و 600ميليارد دلار دارايي دارند و كيفيت زندگي در اين منطقه تقريبا براي 150سال آينده حفظ خواهد شد. كانون استراتژي مخالفان ايران اين است كه ايران ضعيف باقي بماند.
كانون مذاكرات هسته‌يي ضعيف نگه داشتن ايران است و تلاش‌ها بر اين متمركز است كه در رسيدن منابع ملي و مالي به ايران تاخير ايجاد كنند. به نظر مي‌رسد ماهيت اين كار سياسي است نه فني.
اولويت سيستم بر خواسته‌ها، منافع و سليقه‌هاي فردي، حركت از مديريت‌هاي فردي به مديريت‌هاي ساختاري، حركت ابهت فرد به مهارت‌هاي فرد، اجازه بروز و ظهور استعدادهاي شهروندان ازجمله موارد مهم در ساختارمند شدن است. به عنوان مثال يك ايراني كمتر مي‌تواند نام يك مسوول كره جنوبي را نام ببرد زيرا كره جنوبي يك سيستم است اما در كشور ما همچنان فرد است كه كليدي است و بيشتر در مورد فرد صحبت مي‌شود. استاد دانشگاه شهيد بهشتي ادامه داد: در كشور ما دليل كليدي فرهنگي و فكري توسعه‌نيافتگي اين است كه از فرد به سيستم حركت نكرده‌ايم و واژه سيستم در نظام رفتاري و فكري بسيار ضعيف است.
امكانات، سرمايه و درآمد، مديريت كارآمد و تخصصي شدن تصميم‌گيري، كار و تعامل ببن‌المللي و به‌كارگيري اقشار مختلف اجتماعي در مسير پيشرفت حايز اهميت است.
سياست خارجي مطلوب اين است كه ضرورت حركت سياست خارجي در ريل الزامات رشد اقتصادي باشد و از سوي ديگر ساير كشورها نبايد از پيشرفت ايران هراس داشته باشند بلكه محيط بين‌المللي بايد محيطي براي يادگيري، اثرگذاري و اثرپذيري و ايجاد فرصت باشد.
تعطيلي هيجانات در رفتار سياست خارجي، پرهيز در استفاده از لغاتي مانند حتما، يقينا، 100درصد در حوزه بين‌المللي و اصول نهايي مورد نظر حاكميت در هركشوري اين است كه هر زمان حكومت در مقام ميانجي در ميان جريان‌ها قرار گرفت مي‌تواند به سمت پيشرفت حركت كند و از سوي ديگر حاكميت علاقه‌مند به كشور و آينده شهروندان، وجود اختلاف فقط در سطح سياست‌گذاري‌ها، فهم دقيق محيط بين‌المللي از موارد ديگري است كه بايد مورد توجه قرار گيرد.

ایران و ایرانی 95

چهار شنبه, 11 نوامبر, 2015

الان به قدری موضوع ملیت اهمیت خود را از دست داده که شرکت‌ها وقتی می‌خواهند تصمیم‌گیری کنند، می‌پرسند چه کسی در این رابطه دانش دارد. دیگر برایشان مهم نیست که آن شخص اهل کجاست، ملیت او چیست و به چه زبانی صحبت می‌کند و کجای دنیا زندگی می‌کند و برای همین هم هست وقتی استرالیا اخیراً با تهدیدات تروریستی روبه‌رو شد، دولت این کشور پس از آن از عده‌ای در کشورهای مختلف خاورمیانه از جمله مصر که افراد متخصص این جریانات هستند، درخواست مقاله تحقیقی کرده چون می‌گوید من خود دانش کافی در شناخت این افراطی‌گری‌ها ندارم، پس باید از آنان که تخصص و علم آن را دارند بیاموزم. این را تعمیم بدهید به تصمیم‌گیری‌های اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌هایی که در اروپا و آمریکا و حالا در خاورمیانه در کشورهایی مثل امارات و قطر زیاد شده است. شرکت‌ها و موسساتی که بهترین‌ها را استخدام می‌کنند و اصطلاحاً چه در حوزه‌های اقتصادی و چه مالی و سیاسی و اجتماعی ارزیابی مخاطره می‌کنند. (risk analysis)

ترکیه هم الان مدتی است به این سیستم گرایش پیدا کرده است و با موسسات و شرکت‌ها و دانشگاه‌ها در ارتباط است و نظرخواهی می‌کند که چطور بهتر تصمیم‌گیری و تصمیم‌سازی کنند. چالش بعدی که در داووس امسال مطرح شد، رشدی است که بتواند شغل هم ایجاد بکند. چالشی در سطح جهانی به وجود آمده که چون اتوماسیون و تولید دیجیتالی گسترده شده، نیاز به نیروی کار غیرتخصصی کمتر شده است. مثلاً شرکتی به نام اکولوس که سازنده هدست است، سال گذشته دو میلیارد دلار درآمد کسب کرد، کلاً این شرکت 75 نفر کارمند دارد. این یک چالش ساختاری است که در نظام تولید و سرمایه‌داری جهانی به وجود آمده است که نتیجه پیشرفت تکنولوژی است. در عین حال در کشورهای غربی کسانی که تخصص داشته باشند به راحتی کار پیدا می‌کنند.

سلسله مباحث مدیریتی 26

سه شنبه, 6 ژانویه, 2015

اعتقاد به كشور و آينده كشور و آينده مردم ايران باعث خواهد شد تا از مباحث نظري عبور كرده و به راهبردها و سياست‌هاي جهان‌شمول و محك‌خورده جهاني روي‌ آوريم و مانع از بروز بحران‌هاي جديد شويم. اگر اين‌گونه تصميم‌گيري‌ها و چرخش‌ها صورت نپذيرد، متأسفانه با قواعد علمي مي‌توان نتيجه گرفت ايران با يك فرآيند افول پايدار روبرو خواهدشد. مسئله ما ناكارآمدي است و راه‌حل آن بين‌المللي‌شدن است. سيستم، برنامه، تخصص، كيفيت، رقابت و استاندارد منحصراً در سايه روابط گسترده بين‌المللي قابل تحقق است. ملتي كه ثروت دارد، مي‌تواند فرهنگ و ارزش‌هاي خود را نيز حفظ كند. ملتي كه ثروت دارد مي‌تواند استقلال و حاكميت سياسي خود را حفظ كند و حكومتي كه توليد ثروت را براي عامه مردم خود تسهيل مي‌كند به مهم‌ترين منبع مشروعيت‌يابي سياسي نيز دسترسي پيدا مي‌كند.
در برابر هر آنچه گفته شد اما يك نقطه باقي ماند. در كشور ما بيش از صدها سايت و تنها در شهر تهران 37 روزنامه به اطلاع‌ رساني، تحليل و تبليغ مشغولند. در اين آشفته بازار خبر و تحليل و تبليغ، فهم دقيق، علمي، سيستماتيك و منصفانه مسايل ايران كار سهلي نيست. در بسیاری از مواقع، مزاج، تعصب، احساس، حسادت، كينه‌توزي، تحريف، بزرگ‌نمايي، سياه‌نمايي در خبر و تحليل و تبليغ و ترويج همه در هم مطرح مي‌شوند. تميز صواب از ناصواب بسيار مشكل است. تمیز تواضع از تزویر که بعضا با هم آمیخته می شوند، کار هر کسی نیست. بدون ترديد هستند روزنامه‌ها و سايت‌هايي كه دغدغة كشور و مردم ايران را دارند و به جامعه معيار و آگاهي مي‌دهند. در عين حال، خلأ تحليل علمي، بي‌طرف، سيستم‌وار و آينده‌نگرانه مشاهده مي‌شود.
در متدلوژي علوم انساني، كارآمدترين و دقيق‌ترين روش فهم يك پديده، مقايسة آن با پديده‌هاي مشابه است. شايد براي دستيابي به يك تحليل علمي، سيستماتيك، واقع‌بينانه و منصفانه از مسايل كشور، مقايسه آن با شاخص‌هاي كشورهايي مانند تركيه، امارات، كره جنوبي، سنگاپور، مالزي و اندونزي مناسب‌ترين روش باشد

سلسله مباحث مدیریتی 6

سه شنبه, 5 آگوست, 2014

دكتر سريع القلم در تشريح تحولات بين المللي پيش رو گفت: كاهش طبقه متوسط در اروپا و امريكاي شمالي و افزايش آن در آسيا و امريكاي لاتين يكي از اين تحولات است. اين امر نشان مي دهد كه ما اگر بخواهيم يك استراتژي ملي تدوين و به آينده اقتصاد ايران طي يك دهه ديگر توجه كنيم، بايد توجه ويژه يي به منطقه آسيا به دليل افزايش طبقه متوسط و به طور طبيعي افزايش مصرف گرايي داشته باشيم. منطقه آسياي مركزي و قفقاز به واسطه بين المللي شدن اين منطقه به شدت در حال رشد است. من اخيرا اين نكته را در داووس ديدم كه همه كشورهاي آسياي مركزي در قفقاز به طور فعال حضور داشتند و قراردادهاي قابل توجهي با كشورهاي مهم دنيا منعقد كردند. با توجه به افزايش جمعيت و تقاضا براي غذا، سطح درآمدي و توليدات كشاورزي ارتقا يافته است.
كاهش طبقه متوسط در اروپا و امريكاي شمالي و افزايش آن در آسيا و امريكاي لاتين يكي از اين تحولات است. اين امر نشان مي دهد كه ما اگر بخواهيم يك استراتژي ملي تدوين و به آينده اقتصاد ايران طي يك دهه ديگر توجه كنيم، بايد توجه ويژه يي به منطقه آسيا به دليل افزايش طبقه متوسط و به طور طبيعي افزايش مصرف گرايي داشته باشيم.
دكتر سريع القلم سپس به مقايسه سطح رقابت پذيري كشورها پرداخت و گفت: نخستين كشور سوييس است، كشور دوم سنگاپور است، آلمان در رده چهارم جهان و قطر در رده سيزدهم است. كشور امارات نوزدهم و چين، بيست و نهم است. كشور مالزي در رده 34 و جمهوري آذربايجان 39 و تركيه 44 است. اينها در حالي است كه ايران در رده 82 قرار دارد. دكتر سريع القلم در ادامه به تحولاتي كه در سطح بين المللي در دنيا در حال وقوع است، اشاره كرد و گفت: آمار شركت هاي چندمليتي در دنيا از نكاتي است كه بسيار حايز اهميت است. اين آمار نشان مي دهد كه در سال 2003 كشورهايي كه در حال توسعه بودند، تنها 19 شركت چندمليتي داشتند، امروز اين كشورها 127 شركت چندمليتي دارند و اين به معناي 670 درصد افزايش است، در حالي كه كشورهاي توسعه يافته سنتي جهان يك دهه پيش 481 شركت چندمليتي داشتند و حالا173 شركت چندمليتي دارند و اين نشانگر كاهش 22 درصد در سطح جهان است.
اين پيشرفت بدان معناست كه در سال 2020، 50 درصد از رشد توليد ناخالص داخلي در سطح جهاني از آن كشورهاي «بريكس» يعني كشورهاي برزيل، روسيه، هند، چين و آفريقاي جنوبي خواهد بود. هر ساعت در دنيا 800 ميليون توئيت (twit) صورت مي گيرد. جمعيت كنوني آفريقا يك ميليارد نفر است در حالي كه اين جمعيت در سال 2050 به 2 ميليارد نفر خواهد رسيد. امروز ما در دنيا 25 ابرشهر داريم، در حالي كه تعداد آنها طي 10 سال آينده به 35 شهر خواهد رسيد