برچسب ها بـ ‘الویت’

در قلمرو سکوت 8

یکشنبه, 23 ژوئن, 2019

ﺑﮫ ﮔﻔﺘﮫ ی ﻣﮭﺎﺗﻤﺎ ﮔﺎﻧﺪی ، ﮐﺎر ھﻤﺎن ﺧﺪاوﻧﺪ اﺳﺖ .اﮔﺮ ﺗﻮ اﺑﺰاری از اﺑﺰار ﺧﺪاوﻧﺪی ، ﭘﺲ ﻣﻘﺼﻮد
از ﺗﻮ اﻧﺠﺎم دادن ﮐﺎر اوﺳﺖ .ﺧﺪﻣﺖ ﺑﮫ او در ذات ﺗﻮﺳﺖ ، درﺳﺖ ھﻤﺎن ﮔﻮﻧﮫ ﮐﮫ ﮐﺎر ﻗﻠﻢ ﻧﻮﺷﺘﻦ
اﺳﺖ .اﯾﻦ وﻇﯿﻔﮫ ﺗﻮﺳﺖ.
ﺧﻮد را ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺧﻮاﺳﺖ او ﮐﻦ ، ﺑﮫ ھﻤﺎن ﮔﻮﻧﮫ ﮐﮫ ﻻزم اﺳﺖ وﺑﺒﯿﻦ ﮐﮫ دﻧﯿﺎ ﺗﺴﻠﯿﻢ ﺗﻮ ﺧﻮاھﺪ ﺷﺪ.
اﮔﺮ ﺧﺪاوﻧﺪ واﻻﺗﺮﯾﻦ اوﻟﻮﯾﺖ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ،
آﯾﺎ ﺗﻮ ﻧﯿﺰ واﻻﺗﺮﯾﻦ اوﻟﻮﯾﺖ او ﻧﺨﻮاھﯽ ﺑﻮد ؟

ایران و ایرانی 109

چهار شنبه, 27 جولای, 2016

همه جای دنیا منطقه‌گرایی بر جهانی‌شدن اولویت پیدا کرده است، یعنی هر کشوری سعی می‌کند بهترین روابط را با همسایگان خودش داشته باشد. كشورهاي منطقه آ‌سه‌آن، آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین، به‌تدریج در حال برداشتن ویزا بین خودشان هستند. به این خاطر که می‌خواهند با ایجاد فضای کسب‌وکار اقتصادی، شرایط بهتر اجتماعی، سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. هنر یک کشور این است که قدرتش افزایش پیدا کند؛ اما دیگران از این افزایش قدرت، هراسی نداشته باشند.
بهترین نمونه این رویکرد در دنیای امروز، آلمان است. آلمان بهترین موقعیت را در اتحادیه اروپا دارد. هر کشوری در اتحادیه اروپا که مشکل مالی داشته باشد، وارد صحنه شده و نجاتش می‌دهد. بسیاری از سیاست‌های اتحادیه اروپا در چارچوب منافع آلمان حرکت می‌کند. بدون اینکه آلمانی‌ها، مسئولان فراوانی در اتحادیه اروپا داشته باشند. این هنر سیاست است. وگرنه اگر قدرت‌ انسان از یک تا 10، نیم باشد؛ اما خود را 20 نشان دهد، هنر نیست. هنر سياست بستگی به اين دارد که ما چه میزان اعتمادبه‌نفس و اعتماد ملی و داخلی داشته باشيم. ایران، شایسته این است که روزبه‌روز قدرتش‌ در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند. اساسا افزایش قدرت ملی ایران، خیلی به ماهیت نظام سیاسی در ایران ارتباط ندارد. ایران فی‌الذاته باید قدرتش در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند.
اما اگر این افزایش قدرت باعث شود که ما با همسایگان خود وارد یک جنگ‌سرد شویم، آنگاه معلوم است که در تاکتیک‌ها و روش‌هایمان ایراد وجود دارد. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است؛ به لحاظ سیاسی، نظامی، نفتی و اقتصادی. ما باید نهایت تلاش‌مان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم و آنها از اینکه قدرت ما افزایش یابد، هراسی نداشته باشند. آنها احساس می‌کنند ما حاضر نیستیم شریک‌شان شویم. عربستان در محافل بین‌المللی خیلی می‌گوید بیاییم در مسائل منطقه‌ای با همدیگر شریک شویم. شما سیاست خارجی‌تان را چندجانبه‌گرایی کنید.
حتی عربستان بارها این را گفته که حضور ایران در عراق، ضرورتی ژئوپلیتیک است اما اگر قرار باشد این حضور به ضرر دیگران باشد، خوب نیست. این حضور باید با همکاری دیگران باشد. بالاخره عراق و عربستان با همدیگر همسایه و عرب هستند و تاریخ مشترک هم دارند. حتی آنها تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند حضور ایران در سوریه و لبنان هم یک ضرورت ژئوپلیتیک است. اما اگر قرار باشد این یک بازی صفر- یک باشد و ایران با قدرت‌های منطقه‌ای همکاری نکند، آنها هم می‌روند و با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شریک می‌شوند و قدرت نظامی خودشان را روزبه‌روز افزایش می‌دهند. امارات و عربستان در سال 2014، 96 میلیارد دلار اسلحه خریدند. ما باید در ایران یک تصمیم جدی بگیریم؛ باید دریابیم تا چه میزان می‌توانیم برای خودمان و برای اینکه قدرت‌مان را روزبه‌روز افزایش دهیم و حضور منطقی منطقه‌ای داشته باشیم، با دیگران همکاری کنیم؟

مقالات 52

یکشنبه, 19 ژوئن, 2016

عشق 12

حالا من عاشقم.
عاشق همسایه ای که بی دلیل با من بد خلقی می کند.
عاشق دانشجویی که فکر می کند سر من کلاه گذاشت و کتاب درسی ام را مجانی از من گرفت.
عاشق دوستانم هستم،عاشق دشمنانم،عاشق فرزندانم،عاشق دانشجویانم و از همه مهمتر عاشق تو که این نعمت را از تو دارم که مرا با عشق آشنا کردی و متاسفم که نمی توانم به اندازه ای که لازم است قدر دان تو باشم.
تو حق داری که به اندازه ای که من دوستت دارم،مرا دوست نداشته باشی و همه چیز را به من ترجیح می دهی.آخر من که به تو چیزی ندادم،رابطه من و تو معامله پر سود اما یکطرفه ای بود که همه اش به نفع من تمام شد. من با ذات عشق آشنا شدم و این بزرگترین سرمایه است.پس من هستم که باید قدردان باشم،تو هرگونه که می خواهی و صلاح می دانی باش.
همین که صبحی،ظهری،غروبی در گذر از همه الویت های مهم زندگی ات سلامی و یادی از من می کنی،مرا کافی است و توشه گرم بودنم خواهد بود تا سلام بعدی، و همین را هم عشق است که هرچه هست عشق است و جلوه عشق و چه زیبا گفته است مولانا که: عشق اصطرلاب اسرار خداست.

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی،که شنودی

ایران و ایرانی 104

چهار شنبه, 4 می, 2016

انتظار مي‌رود نرخ رشد جهاني 3.8درصد، نرخ رشد چين 6.8 درصد، انگستان 3.2درصد، امريكا 2.1درصد و اروپا و ژاپن يك درصد باشد. اگر نگاه ما در برنامه ششم جهاني باشد جايگاهي جدي در آسيا براي خودمان تعريف مي‌كنيم.
يك درصد مردم امريكا يعني 3ميليون و 200هزار نفر 46درصد ماليات كشور را پرداخت مي‌كنند كه اين مورد در امنيت ملي و برنامه‌ريزي اهميت دارد.
اما در کشور ما آيا توسعه كانوني‌ترين هدف در كشور ماست ؟پاسخ منفي است زيرا اهداف فراواني در اين رابطه داريم و توسعه اقتصادي هنوز كانون اجماع ملي نشده. شايد در آينده اين امر رخ دهد و بحران هسته‌يي ما را به اين سمت هدايت كند زيرا ايران كشور اتفاقات است.
درحال حاضر اتاق فكر متمركز طراحي اولويت‌هاي كشور كجاست و در كجا اولويت‌هاي كشور طراحي مي‌شود؟
دركشورهايي مانند چين، كره جنوبي و هند چوب حكمراني را دست نفر بعدي مي‌دهند و نمي‌گويند فكر بنده با قبلي متفاوت است. در اين كشورها تغيير دولت‌ها فقط براي اين است كه كشور را مديريت كنند نه اينكه همه‌چيز را از نو تعريف كنند.
در يك كشور اولويت‌ها نمي‌تواند هر 4سال يا 8 سال يك‌بار عوض شود. بايد براي تمام دولت‌ها چشم‌انداز و اهداف يكسان تعيين شده باشد زيرا نمي‌توان در مدار حكمراني چندين مكتب فكري داشت. در دانشگاه اين امر امكان‌پذير است كه رهيافت مختلف سياست‌گذاري وجود داشته باشد اما در دولت اين كار ممكن نيست زيرا ناكارآمدي را به دنبال دارد.
اگر هدف، توسعه و كارآمدي است تمامي جريان‌ها، نهادها و دستگاه‌هاي اجرايي بايد به مشتركاتي در اولويت‌بندي و جهت‌گيري‌ها دست يابند. از سوي ديگر توسعه‌يافتگي يك انتخاب است نه اجبار و قرار نيست همه توسعه پيدا كنند.

مقالات 38

یکشنبه, 31 ژانویه, 2016

با اجازه آقای نادر ابراهیمی 2

حالا من عاشقم.
عاشق همسایه ای که بی دلیل با من بد خلقی می کند.
عاشق دانشجویی که فکر می کند سر من کلاه گذاشت و کتاب درسی ام را مجانی از من گرفت.
عاشق دوستانم هستم،عاشق دشمنانم،عاشق فرزندانم،عاشق دانشجویانم و از همه مهمتر عاشق تو که این نعمت را از تو دارم که مرا با عشق آشنا کردی و متاسفم که نمی توانم به اندازه ای که لازم است قدر دان تو باشم.
تو حق داری که به اندازه ای که من دوستت دارم،مرا دوست نداشته باشی و همه چیز را به من ترجیح می دهی.آخر من که به تو چیزی ندادم،رابطه من و تو معامله پر سود اما یکطرفه ای بود که همه اش به نفع من تمام شد. من با ذات عشق آشنا شدم و این بزرگترین سرمایه است.پس من هستم که باید قدردان باشم،تو هرگونه که می خواهی و صلاح می دانی باش.
همین که صبحی،ظهری،غروبی در گذر از همه الویت های مهم زندگی ات سلامی و یادی از من می کنی،مرا کافی است و توشه گرم بودنم خواهد بود تا سلام بعدی، و همین را هم عشق است که هرچه هست عشق است و جلوه عشق و چه زیبا گفته است مولانا که: عشق اصطرلاب اسرار خداست.

گر عشق نبودی و غم عشق نبودی
چندین سخن نغز که گفتی،که شنودی

کوچه مردها 161

چهار شنبه, 10 ژوئن, 2015

در سالی که من کنکور داشتم،نحوه گزینش دانشجو با سال های قبل و بعد تفاوت داشت و تنها سالی بود که این امر به شکلی که توضیح خواهم داد انجام شد:
در سال های قبل و بعد ،شرکت کننده در کنکور بعد از دریافت کارنامه حاوی نمرات و درصدهای کسب کرده در هریک از مواد امتحانی و داشتن تراز و رتبه کلی در مقایسه با سایر شرکت کنندگان،با دریافت برگه انتخاب رشته دانشگاهی مجاز به انتخاب صد رشته تحصیلی در دانشگاه های مختلف بود و یک سیستم رایانه ای متمرکز از بین متقاضیان هر رشته دانشگاهی با اولویت نمره و رتبه درخواست کننده اقدام به گزینش دانشجو ها می نمود و در یک روز معین،نام همه قبول شدگان را در روزنامه چاپ می نمودند .
ولی در سال 1354هر دانشگاه مجاز شد تا به تنهایی دانشجو بپذیرد و به این ترتیب هر یک از دانشگاه ها با دادن آگهی روزنامه از کسانی که مایل بودند در رشته ای از آن دانشگاه تحصیل کند ،می خواستند تا کپی کارنامه کنکور خود را به آدرسی که می دادند پست نمایند تا از بین داوطلبین بهترین افراد را انتخاب نمایند.ناگفته پیداست که با این روش هر یک از ما کارنامه خود را به ده ها دانشگاه مرتبط با رشته دبیرستانی خود میفرستادیم و در نتیجه ممکن بود که یک نفر در ده ها دانشگاه قبول شود در حالی که فقط می توانست در یکی از آن ها ادامه تحصیل دهد!
در مورد من هم همین اتفاق افتاد و با توجه به رتبه خیلی خوب من(حدود 250) در بین شرکت کنندگان ،من درخواست خود را به هفده دانشگاه فرستادم که در شانزده تای آنها قبول شدم. در قسمت بعدی توضیح خواهم داد که چگونه از بین این تعداد یکی را انتخاب کردم.
به هر حال همانطور که در سطور بالا نوشتم،این تنها سالی بود که انتخاب دانشجو به این صورت انجام شد و با توجه به آشفتگی و بهم ریختگی پیش آمده از سال بعد مجددا گزینش دانشجو به روال سابق خود برگشت که تاکنون،همچنان ادامه دارد و حق هم همین است.