برچسب ها بـ ‘اضمحلال’

نقد و تحلیل جباریت 40

یکشنبه, 7 ژوئن, 2020

اهداف نظام خودكامگي همواره با شديدترين ابزارها عملي مي شود وهر موضوع بسيار ناچيزي بي درنگ با پاسخ مرگ همراه مي شود. حال فكرمي كنيد كه آن پيوندهاي دوستي و رفاقت تا چه ميزان بايد پايدار بوده و ازچه درجة متعالي برخوردار باشد كه بتواند در برابر چنين تهديدات پرمخاطره اي مقاومت كرده و از آزمون سربلند بيرون بيايد . از زماني كه اصول بنيادي زندگي روزمره زير پا گذاشته مي شود، حيات شرافتمند به قيمت جان آدمي تمام مي شود. روزي كه خيانت و ناجوانمردي را امري شرافتمندانه بخوانند، آن وقت است كه ركود شخصيت و اضمحلال حرمت يكايك انسان ها ابعاد وحشتناک و غيرقابل باوري پيدا مي كند.
كشتن يك انسان بي گناه مطمئناً لكّة ننگي است بر دامن انسانيت، اما شايد فضاحت آن از ذليل شمردن روح زندگان كمتر باشد . نظام استبداد وخودكامگي هر چه بيشتر انسان ها را به انحطاط و پستي بيشتري سوق مي دهد، مدعي افتخار و بزرگواري بيشتري براي خود مي شود . آيا تمامي اين جنايت ها و بزه كاري هاي عجيب و غريب مي تواند اندكي احساس آرامش و امنيت براي اين نظام فراهم آورند؟ مسلماً نه خيلي زياد ! به راستي مردم در خصوص مجيزگويي ها و ابراز وفاداري افراد ذيل و بريده چه مي انديشند؟ چقدر بايد نادان بود كه به وفاداري كسي كه حاضر به انجام هرنوع خيانتي است و به محض استشمام خطر، به هر نوع رفاقت و دوستي پشت پا مي زند، دلگرم بوده و آن را باور كرد؟

نقد و تحلیل جباریت 20

یکشنبه, 1 دسامبر, 2019

حال بهتر است كه برخي از واقعيات روزمره را به دليل اهميت خاصي كه در نظرية ما دارند به نحو مبسوط تري بررسي كرده و ويژگي هاي بارز آن را شناسايي كنيم:
1 – جمع كثيري از مردم مجبورند با كمبود عنصر شادي زندگي را ادامه دهند.
2 – در نظام اجتماعي موجود، احتمال برآورده شدن خواسته ها و توقعات اكثريت مردم در راه كسب اعتبار و منزلت مطلوب بسيار كم است.
3 – با توجه به آنچه گفته شد، در وجود فرد فرد اين جمعيت عظيم ميليوني كه تودة مردم ناميده مي شوند، شور و شوق نسبتاً هوشيارانه اي به گُسستن بندهاي زندگي روزمره و اضمحلال آن به چشم مي خورد. همگام با اين تمايلات، گرايش قابل توجهي به يك سري ماجراجويي هاي اجتماعي وجود دارد كه البته بايد آن را از تلاش آگاهانه براي دست يابي به نظام جديدي از روابط اجتماعي متمايز كرد.
4 – به طور طبيعي هر فردي از رخدادهاي فراگير اجتماعي متأثرمي شود، اما همة مردم هميشه قادر به تشخيص شناسايي اين رويدادها نيستند. بنابراين پرواضح است كه در اكثر موارد نيز معناي آن را درك نمي كنند.