برچسب ها بـ ‘اشارات’

مقالات 60

یکشنبه, 14 آگوست, 2016

– دومین مطلبی که به ذهن خواننده ممکن است برسد،این است که :چرا بدون رضایت من نوعی،به این دنیا آورده و برده می شوم؟
خلقت من از ازل یک وصله ناجور بود
من که خود راضی به این خلقت نبودم،زور بود
و باز پاسخی که می توانم به خود دهم این است که:هنوز راه بسیار درازی مانده تا آدمی به حکمت خلقت خود ،پی برد.ما تازه در مرحله ای از مراحل متعدد سیر انسان به سوی تکامل و پیوستن به خالق هستیم. در حالی که خرده دانشی داریم و اندک اطلاعاتی،چگونه می توانیم به این سوال مهم پاسخ دهیم؟
آیا بهتر نیست حال که به خالق قادر و بی نقص این جهان(با تدبر در تمامی پدیده های خلقت همچون بدن خود آدمی،یا ترتیب سیارات و کهکشان ها و…….)ایمان آورده ایم و او را خرد و عقل مطلق می دانیم،در این مورد نیز به او اطمینان کرده و این راه پرفراز و نشیب را با تکیه به عقل و ایمان خویش ادامه دهیم و امیدوار باشیم که در این راه از کمک ها،راهنمایی ها و بخشش ها و رحمت او در مقابل اشتباهات خود،برخوردار خواهیم شد؟
من در ادامه این مراحل به اینگونه نگاه خالق هستی به خود، اشاراتی خواهم داشت.

ایران و ایرانی 48

چهار شنبه, 10 جولای, 2013

 

بد نیست به گوشه هایی از تلاش برای این تخریب فرهنگی اشاراتی داشته باشیم:

در باره رفتار اعراب با کتابخانه ها و آثار فرهنگی ملتهایی که در دوره فتوحات اسلامی سرزمینشان به دست اعراب افتاده عقاید مختلفی ابراز شده،بعضی معتقدند که اعراب چون به کشورهایی که بعدا در قلمرو اسلام در آمده دست یافتند هرچه کتاب و آثار علمی یافتند به استناد آنکه قران ناسخ تمام آثار گذشته است آنها را نابود کردند و کتاب های ایران و مصر را هم در آتش سوخته یا در آب افکندند،و سپس چون در قرنهای بعد با علم و دانش آشنا شدند و ارزش اینگونه آثار را دریافتند،چنین نسبتی را به نخستین مجاهدان اسلامی ناروا شمردند و به محو آثار و علائمی که از این عمل در تواریخ مانده بود پرداختند و در اثر آن بسیاری از این اخبار از تواریخ حذف گردید.ولی عده ای دیگر چنین نسبتی را تهمتی ناروا دانسته و اخباری را هم که جسته گریخته در منابع تاریخی یافت می شود ناشی از تعصب و دشمنی دانسته اند.پس مسلم است که با این حال دست یافتن به حقیقت اگر ناممکن نباشد لااقل بسیار دشوار است،ولی این مانع از آن نیست که ما در اینجا اجمالا به آنچه در این مورد گفته شده یا در تواریخ آمده است اشاره کنیم.

جرجی زیدان نویسنده مصری که از میان نوشته های متعدد و گوناگون او دو دوره از کتابهایش،یکی تاریخ تمدن اسلامی،و دیگری تاریخ ادبیات عربی،بسیار معروفند،در کتاب تاریخ تمدن اسلامی در باره کتابخانه اسکندریه و سوخته شدن آن در هنگام حمله اعراب مطالب مفصلی نوشته است.بنا به نوشته این نویسنده وی سابقا نسبت سوزانیدن کتابخانه اسکندریه را به اعراب خالی از حقیقت می پنداشته و در کتابی هم که در آن هنگام به نام”تاریخ مصرالحدیث”تالیف کرده بود همین نظر را ابراز داشته است.ولی سپس در طی مطالعات بعدی خود در باره تاریخ اسلام دلائل دیگری به دست آورده که در نتیجه آنها از نظریه سابق چشم پوشیده و صحت این نسبت و حقیقت بودن آن را ترجیح داده است.دلائلی که جرجی زیدان را به این نتیجه رسانده است،به گفته وی و به طور اجمال عبارتند از:

1 – میل و رغبت مسلمانان صدر اسلام به نابود ساختن هرکتابی جز قران به استناد آنچه از مقدسین و صحابه خود نقل می کرده اند.

2 – روایتی که ابوالفرج مالتی در کتاب تاریخ مختصرالدول در باره فتح مصر نقل کرده،خلاصه آنکه وقتی عمروبن عاص اسکندریه را بگشود نامه ای به عمر نوشت و در مورد کتابهای آنجا از وی دستور خواست،عمر در پاسخ وی نوشت که آنها را نابود گرداند،زیرا با بودن قران نیازی به آنها نمی دیده.

3 – بعضی روایات که در مورد کتابهای ایران و نابود شدن آنها به دست اعراب وارد شده(به آنها اشاره خواهیم کرد).

4 – دلائلی که می رساند در آن دوران سوزاندن کتابهای مخالفین یکی از وسائل انتقام کشیدن بوده و شواهد تاریخی بسیاری هم این امر را تایید می کند.

5 – و همچنین دلائلی که می رساند پیروان هر دین وقتی به پیروان دین دیگر دست می یافتند،پرستشگاه های ایشان را ویران و کتاب های دینی آنان را نابود می کردند.

6 – اخباری که دلالت دارد بر اینکه بسیاری از پارسایان معروف صدر اسلام مانند احمد بن ابی الحواری و ابوعمربن علا کتابهای خود را از روی زهد به دست خویش نابود ساخته اند و این عمل می رساند که مسلمانان صدر اول چندان به کتاب خوشبین نبوده اند.