برچسب ها بـ ‘استخر’

عرفان نامه 7

چهار شنبه, 7 ژوئن, 2017

حرف هایی هست که کلماتش همچون سپند بر آتش ، در مجمر روح بی قرارند و آدمی را سراسیمه و بیتاب همچون روح سرگردان از شهر و دیار برون می کشانند و در جستجوی مخاطب همچون مولانا در قونیه بر لب استخر آبی و یا همچون «مهر» در آغوش گرم محرابی و یا همچون سلمان پاک ، در خلوت سوزان و تشنه صحرایی و یا همچون همام در سایه روشن مرموز و پر سخن نخلستانی و یا همچون علی در هیچ جا و هیچ کس!
دکتر شریعتی

عارفانه ها 52

یکشنبه, 4 ژانویه, 2015

حرف هایی هست که کلماتش همچون سپند بر آتش ، در مجمر روح بی قرارند و آدمی را سراسیمه و بیتاب همچون روح سرگردان از شهر و دیار برون می کشانند و در جستجوی مخاطب همچون مولانا در قونیه بر لب استخر آبی و یا همچون «مهر» در آغوش گرم محرابی و یا همچون سلمان پاک ، در خلوت سوزان و تشنه صحرایی و یا همچون همام در سایه روشن مرموز و پر سخن نخلستانی و یا همچون علی در هیچ جا و هیچ کس!
دکتر شریعتی

امید

شنبه, 8 دسامبر, 2012

تعدادي موش آزمايشگاهي رو به استخر آبي انداختند و زمان گرفتند تا ببينند چند ساعت دوام ميارند.

حداكثر زماني رو كه تونستند دوام بيارند 17 دقيقه بود.

سري دوم موشها رو با توجه به اينكه حداكثر 17 دقيقه مي تونند زنده بمونند به همون استخر انداختند.

اما اين بار قبل از 17 دقيقه نجاتشون دادند.بعد از اينكه زماني رو نفس تازه كردند دوباره اونها رو به استخر انداختند.

حدس بزنيد چقدر دوام آوردند؟

… 26 ساعت !

 

پس از بررسي به اين نتيجه رسيدند كه علت زنده بودن موش ها اين بوده كه اونها اميدوار بودند

تا دستي باز هم اونها رو نجات بده و تونستند اين همه دوام بيارند

کوچه مردها 79

چهار شنبه, 5 سپتامبر, 2012

در روستا چهارباغ چشمه بسیار پرآب و خنکی بود که آن را “چشمه خانم کوچیک” می نامیدند.زلالی و سردی این آب مثال زدنی است.همه مردم روستا روزانه آب نوشیدنی و پخت و پز خود را از این چشمه تهیه می کردند و روزانه یکی دو بار با کوزه و دبه و سطل از چشمه آب به خانه می بردند.عصرها هم که وعده گاه جوانان بود و دختران و پسران جوان به بهانه آب آوردن یکدیگر را می دیدند !

آب این چشمه پس از طی حدود ده بیست متر به رودخانه پر آبی می ریخت که حدود دویست متر جلوتر از چشمه ،به همت ما بچه ها با سنگ های بزرگ کف همان رودخانه یک سد سنگی حدود یک و نیم متری روی رودخانه بستیم که به آن “بند “می گفتیم و اینجا تبدیل به استخری شد که همه روزه بعداز ظهرها محل شنای ما بچه ها بود.آبی فوق العاده خنک و مطبوع که به تن ما بچه ها زندگی و طراوت می داد.با گذاشتن هندوانه و زردآلو و… کنار آب و خوردن آنها پس از خنک شدن و یا شکاندن گردوی تازه و خوردن مغز آنها در میان زمان آب بازی و شنا ،حال بسیار خوشی داشتیم و ورزش و تغذیه بسیار مناسب.بعید می دانم در این روزها بتوان از چنین نعمتی در جایی از کشور برخوردار بود!؟

آنقدر کار این بند در روستا گرفته بود که جوانترها هم مشتری دائمی آنجا شده بودند و پیر مردها در حسرت اینکه کاش می شد تنی به آب بزنند،اما عرف روستا اجازه نمیداد.

در میان دو تپه بزرگ سنگی در فاصله یکی دو کیلومتری روستا هم زمین خاکی وسیعی بود که “جنگا” می نامیدنش و انگار آنجا را برای فوتبال آفریده اند.غروبها بعد از شنا به جنگا می رفتیم و فوتبال بازی می کردیم و گاهی اوقات هم از تیم های روستاهای اطراف دعوت می کردیم و با آنها مسابقه دوستانه برقرار می کردیم.به یاد ندارم که حتی یک بار هم برنده شده باشیم و هر بار که می باختیم بیشتر تحریک می شدیم تا از تیم محله ای دیگر دعوت کنیم تا شاید دفعه بعد ببریم،اما هرگز این اتفاق نیفتاد!

علاوه بر این دو کار که حکم ورزش هم داشت ،سرگرمی های دیگری هم در آنجا داشتیم که تقریبا تمام روزها و حتی بخشی از شبهای ما را پر می کرد و همیشه احساس کم خوابی داشتیم! به بعضی دیگر آنها در قسمتهای بعد اشاره خواهم نمود.

لذت های کم هزینه(3)

چهار شنبه, 21 سپتامبر, 2011

-زیر دوش آواز بخوانیم.

-سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر بفرد،با بقیه فرق داشته باشیم.

-گاهی به دنیای بالای سرمان،خیره شویم.

-با حیوانات و سایر جانداران ،مهربان باشیم.

-از تفکر در باره تناقضات،لذت ببریم.

-برای کارهایمان برنامه ریزی کنیم و آن ها را طبق برنامه انجام دهیم.

-مجموعه ای از یک چیز(تمبر یا سنگ یا……)برای خود جمع نماییم.

-در یک روز برفی،یک آدم برفی بسازیم.

-گاهی در حوض یا استخر(ترجیحا در میان ماهی ها)شنا کنیم.

-گاهی از درخت بالا برویم.

چهل مورد از کم هزینه ترین لذت های دنیا

پنجشنبه, 13 ژانویه, 2011

 

اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم … در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید …

 1-  گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2 – سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3-  تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

4 –  با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5 – گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6 –  بیشتردعا كنیم.

7 – در داخل آسانسور و راه پله و… باآدمها صحبت كنیم.

8-  هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9-  لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10-  قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11-  زیر دوش آواز بخوانیم.

12- سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13-  گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14-  با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15-  برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

16-  از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

17-  برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!

18-  مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و… )برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

19-  در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20-  گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21-  گاهی از درخت بالا برویم.

22-  احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23-  گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

24-  بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25-  وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم

26-  در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.

27-  سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

28-  رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29-  وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30-  زیر باران راه برویم.

31-  كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

32-  قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33-  چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و… را یاد بگیریم.

34-  اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35-  هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36-  احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37-  به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38-  گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39-  تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40-  از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد.