برچسب ها بـ ‘اسباب’

از حافظ

دوشنبه, 7 ژانویه, 2019

در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد
عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد

جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت
عین آتش شد از این غیرت و بر آدم زد

عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد
برق غیرت بدرخشید و جهان برهم زد

مدعی خواست که آید به تماشاگه راز
دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد

دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند
دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد

جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت
دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد

حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت
که قلم بر سر اسباب دل خرم زد

از صائب تبریزی

دوشنبه, 15 ژانویه, 2018

يک چشم زدن وقت می ناب نداريم!
تا شيشه ببالين نبود خواب نداريم!
تا بوسه چند از لب پيمانه نگيريم!
چون شيشه خالی بجگر آب نداريم!
در روز حريفان دگر باده کشانند!
ماييم که می در شب مهتاب نداريم!
از حادثه لرزند بخود قصر نشينان!
ما خانه بدوشان غم سيلاب نداريم!
در دايره بی سببی نقطه محويم!
هرگز خبر از عالم اسباب نداريم!

تصویر نوشته 36

سه شنبه, 18 جولای, 2017