برچسب ها بـ ‘ارتزاق’

کلید توسعه ایران 3

چهار شنبه, 11 سپتامبر, 2019

از دیدگاه بیناتمدنی، یک دیدگاه از جنگ بین آنها سخن می گوید که هانتینگتن آن را مطرح کرده است. بر این اساس، تمدن ها باهم در ستیزند،یعنی یکدیگر را حذف می کنند. دیدگاه دیگر ،گفت وگوی تمدن هاست که در آن،تمدن ها با یکدیگر رابطه افزاینده دارند،یعنی باهم مسالمت دارند و می توانند افزاینده هم باشند.
من می خواهم بگویم که فراتر از این دونگاه،یک ارتباط بیناتمدنی وجود دارد که می توانیم اسم آن را پیوند تمدنی بگذاریم، تمدن ها به هم پیوسته اند، اعم از اینکه به شکل جنگ باشد و یا به شکل گفتگو و در واقع هردوی اینها در تاریخ رخ داده است.
شما مشاهده می کنید که برخی تمدن ها در جنگ ها شکل گرفته اند،یعنی یک جنگ موجب می شود که یک کشور با کشوری دیگر برخورد کند و در همین میان با تمدن کشور مقابل آشنا شود و از تعضی دستاوردهای آن استفاده کند. بنابراین فراتر از اینکه ما بخواهیم بگوییم تمدن ها با یکدیگر می جنگند و یا باهم گفتگو می کنند،من می خواهم اشاره کنم که تمدن ها با یکدیگر پیوند دارند و البته این پیوند می تواند هم به شکل جنگ باشد و هم به صورت گفتگو. آن چه که در این میان مهم است ارتزاق است.
به خاطر پیکر غول آسایی که تمدن دارد، باید از تمدن های دیگر ارتزاق کند و اگر این را به صورت شایسته انجام دهد، می تواند پاهای خود را قوت ببخشد و روی پای خود بایستد.

کلید توسعه ایران 2

چهار شنبه, 4 سپتامبر, 2019

آقای خسرو باقری ،استاد دانشگاه تهران در همایش” نقش تعلیم و تربیت در پی ریزی تمدن نوین اسلامی” چنین فرموده اند:
– امروزه برخی از ایجاد تمدن اسلامی در جامعه ما سخن می گویند.آیا این رویا تعبیری دارد؟
نمی دانیم،اما بی تردید اگر تعبیری داشته باشد،به برخی از عوامل وابسته خواهد بود. یکی از این عوامل “نسبت بیناتمدنی” است. هر تمدنی از تمدن های دیگر و حتی تمدن های رقیب ارتزاق می کند. در نخستین ظهور تمدن اسلامی در گذشته، چنین ارتزاقی از تمدن های ایران باستان و یونان باستان،به گونه ای شایسته صورت پذیرفت. نحوه این ارتزاق از اهمیت برخوردار است.
اکنون باید ببینیم که ما در برابر تمدن کنونی غرب چگونه از آن ارتزاق می کنیم؟ نشانه هایی وجود دارد که حاکی از ارتزاق بد ما از تمدن و فرهنگ غرب است.
عامل دیگر،رشد فضیلت های اخلاقی در هسته مرکزی فرهنگ جامعه است. در این مورد نیز زنگ هایی به صدا درآمده و هشدارهای جدی در خصوص انحطاط اخلاقی به ما می دهد.
آموزش و پرورش عامل دیگری است که سهمی را در تعبیر رویای تمدنی ایفا می کند. این البته در گرو آن است که رابطه تعاملی میان آموزش و پرورش و فرهنگ جامعه قوت گیرد و جایگزین رابطه تابعی میان آموزش و پرورش با فرهنگ گردد.

ایران و ایرانی 39

یکشنبه, 27 ژانویه, 2013

 

از طرف دیگر نمی توانیم منکر شویم که سیستم معاش و طریقه ارتزاق یا اشتغال مهمترین عامل تربیتی و سازنده خصال روح شخص یا ملت می شود.خصوصا وقتی نظر محدود به فرد نداشته “سیستم اجتماعی معاش” را به حساب بیاوریم که شکل و شمایل محیط اجتماعی را نیز شامل می شود.

تصور و قبول این مطلب خیلی آسان است:جوانی را در نظر بگیرید که کشتی گیر حرفه ای است یا از راه مشت زنی و مسابقه های قهرمانی نان می خورد.تمام تلاش و آرزوهای این مرد معطوف این می شود که بازوی قوی با عضلات محکم و استخوانهای نشکن پیدا کند و فوت و فن خواباندن حریف را خوب فراگیرد.زیبایی چهره،آداب محاوره ،معلومات دانشگاهی،مباحث سیاسی و فلسفی،هوشمندی، سجایای اخلاقی و سایر مزایای انسانی برای او در مراحل دوم و سوم قرار می گیرد .در خانه و زندگی خود تا می تواند ادوات و آداب پهلوانی را آماده می کند و پرورش می دهد.حال اگر قرار باشد چنین فردی نه تنها همه عمر از این راه ارتزاق کند بلکه فرزند و نواده و نژاد او نیز انحصارا این کاره باشند ،بدیهی است که از راه توجه ،تمرین،عادت،ارث،اکتساب و هرچه بخواهید اسمش را بگذارید ،در خانواده آنها رفته رفته ضرورت و صفات و لوازم انسانی از قبیل سواد و فهم و اخلاق یا هنر سیاست و مذهب و غیره فراموش و ضعیف گردیده به جای آنها،لوازم خصال کشتی گیری یا بوکس بازی توسعه و تسلط پیدا می کند.

بالعکس اگر کار کسی،و پشت سر او نسل و نژادش،دلالی و تبلیغاتگری بود ،این خانواده تا دلتان بخواهدآدمهای خوش صحبت،خوش معاشرت،مردم شناس،جنس شناس،بهره مند از اطلاعات عمومی تا حدودی که در برخوردهای متداول پیش می آید و احیانا دارای استعداد زبان بازی و فریبکاری،قدرت تلقین سرشار و دارنده سایر صفاتی که برای آب کردن یک کالای تجاری و جوش دادن یک معامله لازم باشد،خواهند شد.