برچسب ها بـ ‘ارادت’

دل نوشته 45

شنبه, 7 مارس, 2020

خدایا،من را تو خلق کردی.
پدر و مادرم را هم که تو خلق کردی.
همسر و بچه هایم را که تو خلق کردی.
دوستان و یاران یکرنگم را هم که تو خلق کردی.
حتی دشمنان من را هم تو خلق کردی تا با دشمنی خودشون حواس من را جمع کنند که خطایی نکنم تا من را رسوا کنند!
همه ذخایر جهان را هم که تو خلق کردی.
همه خوبی ها را تو خلق کردی و خیلی از این خوبی ها را ما آدم ها به بدی تبدیل کردیم تا با اونها،همدیگر را اذیت کنیم.
برای در امان موندن از شر این بدی ها ،به چه کسی جز تو می توان پناه برد؟
پس چطوری تو را ستایش نکنم.
خدا جون خیلی ارادت دارم،اگرچه ارادتمندی گمراه و سرگردون و گیج گیج گیج!

پله های عرفان 1

شنبه, 11 جولای, 2015

شیخ أبوسعید أبوالخیر فرمود که عارف را چهل مقام بباید تا قدمِ او در کویِ عرفان درست آید:
مقام اول «نیّت» است. عارف را باید که نیت چنان بود که اگر دنیا و نعمتش و عقبی و جنّتش و بلا و محنتش بدو نشان دهند، دنیا و نعمتش به کافران ایثار کند و عقبی و جنتش به مؤمنان ایثار کند و خود بلا و محنت اختیار کند.
مقام دوم «إنابت» است. اگر در خلوت باشد، خدا را بیند، تغیّر عالم سَر ایشان را نجنباند و بلای حق، مرغ مهر ایشان را نپراند.
مقام سیّم «توبه» است. همه خلق توبه کنند از حرام و حرام نخورند تا در عذاب گرفتار نیایند. ایشان توبه کنند از حلالی که می خورند تا در حرام و شبهت نیفتند.
مقام چهارم «ارادت» است. همه عالم راحت خواهند و با آن، مال و نعمت و ایشان محنت خواهند و با آن ملک و ولایت.
مقام پنجم «مجاهدت» است. مردم جهد کنند تا ده با بیست کنند و ایشان جهد کنند تا بیست، نیست کنند.
مقام ششم «مراقبت» است. مراقبت، نگاه داشتن بُوَد نفس خود را در خلوت تا لاجرم پادشاهِ عالم، معصوم دارد ایشان را از معصیت.
مقام هفتم «صبر» است. اگر بلای کونَین بر ایشان گمارند، اندر آن آه نکنند و اگر محبّتِ عالمیان بر ایشان فرود آید، جز در کویِ صبر راه نکنند.
مقام هشتم «ذکر» است. به دل او را دانند و به زبان او را خوانند. هرگه که درمانند، راه جز به درگاه او ندانند.
مقام نهم «رضا» است. اگرشان برهنه دارد، خشنود باشند و اگرشان گرسنه دارد، خشنود باشند و هرگز در کویِ اختیار منزل نکنند.
مقام دهم «مخالفتِ نفس» است. هفتاد سال نَفْس هایِ ایشان می نالد در آرزوی یکی نعمت و نیابد مگر رنج و محنت.
مقام یازدهم «موافقت» است. بلا و عافیت و عطا و منع به نزدیکِ ایشان یکی بود.
مقام دوازدهم «تسلیم» است. اگر تیرِ قضا از کمین گاهِ بلا بر ایشان تاختن آرد، خود را در منجنیقِ تسلیم نهند و پیش تیر بلا باز شوند و جان و دلِ خود را سپر سازند و در برابرِ تیر قضا بازایستند.

مقام سیزدهم «توکّل» است. نه از خلق چیزی خواهند و نه از حق. او را از بهرِ او پرستند و سؤال و گفتار در میان نه. لاجرم پادشاهِ عالَم ایشان را به آرزو رساند به وقتِ حاجت و شمار در میان نه.
مقام چهاردهم «زهد» است. از همه دنیا مرقعی دارند به صد پاره از کرباس و گلیم و نَمَد پاره. آن مرقّع به نزدیک ایشان فاضل تر است از سقلاطون و مقراضی، هزار باره.
مقام پانزدهم «عبادت» است. همه روز مشغول باشند به خواندنِ قرآن و تسبیح و همه شب ایستاده باشند. تن هاشان در خدمت، کوشان، دل هاشان از عشق و محبّتِ احدیّت، جوشان، سرهاشان از پی مشاهده ملک، خروشان.
مقام شانزدهم «ورع» است. از هر طعامی نخورند و از هر لباسی نپوشند و با هر کسی ننشینند. جز صحبتِ حقّ تعالی نگزینند.
مقام هفدهم «إخلاص» است. همه شب نماز کنند و همه روز روزه دارند، چون نفس ایشان در طاعت نیاید و طاعت بینند، پنجاه ساله طاعت به یکی شربت آب بفروشند و به سگی یا به کسی دهند، آنگه گویند: ای نفس! دانستی که آنچه تو کردی، خدای را نشاید؟
مقام هجدهم «صدق» است. یک قدم بی راستی ننهند و یک نَفَس به جز از راستی نزنند. زبانشان از دل خبر دهد و دلشان از سر خبر دهد و اسرارشان از حضرت خبر دهد.
مقام نوزدهم «خوف» است. چون در عدل او نگرند، از بیم بگدازند و به طاعت هیچ امید نه.
مقام بیستم «رجاء» است. چون در فضلِ او نگرند، از شوق می نازند و بیم و فَزَع در میان نه.

قدیما

یکشنبه, 22 می, 2011

عزت الله انتظامی در آیین افتتاحیه جشنواره فیلم شهر با انتقاد از فضای موجود در جامعه تاکید کرد این روزها معنای انسانیت تغییر کرده است و انسان‌ها به هم مهربانی نمی‌کنند.

وی که با تشویق حاضران در سالن و به وجد آمدن دانشجویان رو به رو شده بود طبق روال معمول خود، نسبت به این واکنش‌ها ابراز ارادت کرد. انتظامی به خاطر اشتیاق جوانان پشت تریبون قرار گرفت و گفت: امیدوارم خداوند برای بیان عرایضم من را یاری کند. مدتی است که وضع جسمانی خوبی ندارم و به تازگی هم پایم را عمل جراحی کردم.

وی ادامه داد: جشنواره فیلم شهر این افتخار را به من داد که به عنوان رئیس و عضوی از هیئت داوران فعالیت کنم و همه فیلم‌ها را هم دیدم. شعار جشنواره امسال همانطور که بارها گفته‌اند “شهری انسانی برای انسان شهری” است. اما من دوست داریم این شعار را یک مقدار بشکافیم. فکر می‌کنم منظور از این پیام این است که آدم‌هایی که با هم زندگی می‌کنند و در یک شهر کنار هم نفس می‌کشند چقدر خوب است که آدم باشند.

انتظامی با یادآوری دوران گذشته رو به مخاطبان تایید کرد: در گذشته‌های دور همه ما نسبت به یکدیگر محبت داشتیم و با هم رفت وآمد می‌کردیم نمی‌دانم چه اتفاقی افتاده است که دیگر رحم نداریم و فقط به فکر خودمان هستیم. زمان قدیم در ایام سوگواری مردم مثل این روزها نذر می‌کردند و خرج می‌داند اما امروز همه چیز تغییر کرده و نحوی مدرن شده است. حالا همان هزینه‌ها و حتی بیشتر هم می‌شود اما دیگر صفای گذشته را ندارد. کافی است شما 20 دقیقه در خیابان راه بروید و ببینید چطور حقتان را می‌گیرند و به هیچ کجا راهتان نمی‌هند. این روزها معنای انسانیت هم تغییر کرده است.

آقای بازیگر با برشمردن تعدادی از فیلم‌های تاثیرگذار در سینمای ایران به حاضران توصیه کرد: فیلم‌هایی مثل “جدایی نادر از سیمین” به درستی طبقات زیرین جامعه ایران را به تصویر می‌کشند و اگر می‌خواهیم ایران را به مردم بشناسانیم، این همان ایران واقعی است. یا مثلا فیلم “مرهم” که برای من بسیار جذاب بود و تا مدت‌ها آن خانم مسن چادری فیلم با من زندگی می‌کرد.

وی که با تحسین فیلم “طلا و مس” افزود: چقدر خوب که در چنین فیلمی معنای واقعی انسان بودن را فهمیدیم. من “طلا و مس” را چند بار دیدم و هر بار هم بعد از دیدن به پهنای صورت اشک ریختم. به نظرم بازیگر زن این فیلم فوق‌العاده بود و از بین بازیگران جوان از معدود هنرمندانی است سینما را بلد است.

انتظامی در پایان باز هم تاکید کرد: این جشن شهرداری و نیت برگزارکنندگان برای آدم شدن خوب است. آدم بودن سخت است اما آدم باشیم.