برچسب ها بـ ‘اجتماعی’

مقالات 29

یکشنبه, 29 نوامبر, 2015

عرفان غربی و عرفان شرقی 9
اما علت اصلی روی آوردن جوانان و دیگر گروه های اجتماعی به عرفان های مدرن چیست؟ دکتر ابوالفضل ساجدی در این باره می گوید: این گرایش هم دلایل درونی دارد و هم دلایل بیرونی. دلایل درونی اش همین است که انسان یک احساس نیاز روحی و معنوی دارد و هنگامی که از کانال های مختلف، نتوانست خودش را ارضا کند، متوجه می شود که بعد دیگری هم در وی وجود دارد و فریادی از درون را می شنود که بیا و من را نجات بده. از برون هم فشارهایی به آدمی وارد می شود که نمونه اش همین رواج مادی گرایی است. متأسفانه کتاب های مناسب در سطوح مختلف برای معرفی عرفان اسلامی و جاذبه ها و نتایج آن وجود ندارد و یا خیلی کم است. وجه برتری عرفان الهی بر غیر آن آشکار نشده و مخاطب می بیند که عرفان غیرالهی آسان تر است، چون هم لذت های متنوع را دارد و هم عارفی را، از سوی دیگر برای عرفان حقیقی باید بهای سنگینی پرداخت و قیود و تکالیفی را پذیرفت.

دکتر ساجدی به جمع بین عشق حقیقی و عشق مجازی در عرفان های کاذب اشاره می کند و در این باره می گوید: در این نوع عرفان ها، این دو عشق را با هم جمع و یا جایگزین می کنند؛ در حالی که ما به نام عرفان الهی و به اشتباه با نفی کامل عشق مجازی، این دو را غیرقابل جمع ارائه می کنیم از این رو اگر این کاستی نادرست را توضیح دهیم و جوان به شناختی درست برسد، زمینه برای گرایش به مکاتب انحرافی از بین می رود.

چرا سازمان برنامه و بودجه 6

سه شنبه, 12 می, 2015

3 – ا رﺗﻘﺎي ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ وﺑﻮدﺟﻪ ﺑﻪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي:
در تاریخ یازدهم اسفند 1378 ﺑﺎ ادﻏﺎم ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ و ﺑﻮدﺟﻪ و ﺳﺎزﻣﺎن اﻣﻮر اﺳﺘﺨﺪاﻣﯽ ﮐﺸﻮر، ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي اﯾﺠﺎد ﺷﺪ. ﺑﺎ اﯾﻦ ادﻏﺎم ﺣﻮزه ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﺎزﻣﺎن ،ﮔﺴﺘﺮش ﺑﯿﺸﺘﺮي ﭘﯿﺪا ﮐﺮد و ﻋﻼوه ﺑﺮ ﺗﺨﺼﯿﺺ اﻋﺘﺒﺎرات، ﺗﺨﺼﯿﺺ ﺑﺨﺶ ﺑﺰرﮔﯽ از ﻧﯿﺮوي ﮐﺎر( ﺑﺨﺶ دوﻟﺘﯽ اﻗﺘﺼﺎد )ﮐﺸﻮر را ﻧﯿﺰ ﺑﺮﻋﻬﺪه ﮔﺮﻓﺖ. اﯾﻦ اﻣﺮ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﺑﺮاي ﭘﯿﺸﺒﺮد ﺳﺮﯾﻌﺘﺮ اﺻﻼح ﺳﺎﺧﺘﺎر دوﻟﺖ و ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﭘﯿﺎده ﺳﺎزي ﺑﻮدﺟﻪ رﯾﺰي ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎي ﻋﻤﻠﮑﺮد ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. در ﺧﺮداد 1379 دکتر محمد رضا عارف(دکترای برق از آمریکا) ﺑﻪ رﯾﺎﺳﺖ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻨﺼﻮب ﺷﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭘﺎﯾﺎن دوﻟﺖ اول اﺻﻼﺣﺎت در اﯾﻦ ﺳﻤﺖ ﺑﺎﻗﯽ ﻣﺎﻧﺪ . و باﺗﺸﮑﯿﻞ دوﻟﺖ دوم اﺻﻼﺣﺎت، در خرداد 1380 محمد ستاریﻓﺮ (ﺑﺎ ﺗﺤﺼﯿﻼت دﮐﺘﺮي اﻗﺘﺼﺎد ﺑﺎ ﮔﺮاﯾﺶ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ رﯾﺰي و ﺗﻮﺳﻌﻪ در آﻣﺮﯾﮑﺎ) ﺑﻪ رﯾﺎﺳﺖ ﺳﺎزﻣﺎن ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪ. در ﺳﺎل ﭘﺎﯾﺎﻧﯽ ، اوﻟﯿﻦ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺳﺎزﻣﺎن ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭼﻬﺎرم ﺗﻮﺳﻌﻪ اﻗﺘﺼﺎدي – اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﯽ ﺗﻮﻟﯿﺪ ﺷﺪ . اﯾﻦ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺑﺎ روﯾﮑﺮدي ﻣﺘﻔﺎوت ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎي ﻗﺒﻠﯽ، ﺑﺮاي اﺟﺮا در ﯾﮏ دوره ﭘﻨﺞ ساله(1384-1388) ﺗﻬﯿﻪ و ﺑﻪ ﻫﯿﺎت دوﻟﺖ اراﺋﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﭼﻬﺎرم ﺗﻮﺳﻌﻪ در اﺳﻔﻨﺪ 1383 ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺐ ﻣﺠﻠﺲ ﺷﻮراي اﺳﻼﻣﯽ رﺳﯿﺪ. ﻫﺪف رﺷﺪ 8درصد در سال در طولﺑﺮﻧﺎﻣﻪ انتخاب شد.

ایران و ایرانی 37

یکشنبه, 13 ژانویه, 2013

هستند کسانی که نوع انسان را چون عروسکی مومی یا خمیری می دانند که با سرعت و سهولت می توان آن را به هر شکلی درآورد.ادعا می کنند که کشوری ممکن است با یک تغییر تقلیدی سازمان اداری و اجتماعی،و پاره ای تعلیمات و برنامه های تربیتی فوری و سطحی،یک شبه ره صد ساله بپیماید.

سابقا اگر پرسیده می شد که چرا در مملکت ما ،اختراعات و ترقی به عمل نیامده است،جواب می دادند: چون که خارجیها مربی و مشوق داشته اند و ما نداشته ایم. و یا: رسوم و معتقدات کهنه،مانع رشد و تمدن ما می باشد.پس از آن ایام،در دوران تجدد خواهی اواخر قاجاریه و بعد از قاجاریه که در شئون زیادی از کشور،تکانها و تغییرات چشمگیری ظاهر شد،طرز فکر غالب این بود که:یگانه چاره ما این است که از مغز سر تا ناخن پا فرنگی شویم.مثل یک دهاتی که او را برای نوکری به خانه ارباب می آورند ،به سلمانی و حمام و خیاطی برده و سراپایش را نو می کنند،ما هم می توانیم با یک تعویض لباس و تغییر مظاهر خارجی زندگی فردی و اجتماعی،اروپایی تمام عیار و سعادتمند شویم.

اخیرا نزد بسیاری از روشنفکران مبارز برای توجیه بی حرکتی ها یا شکست ها ،این طرز تحلیل رایج شده است که:افراد ایراتی ذاتا شریف و توانا و فداکارند ،عیب در نداشتن رهبری یا بد عمل کردن رهبران است.

به فرض که هریک از این تجزیه و تحلیل ها بتواند در وهله اول رابطه علت و معلولی ،جوابگوی مسئله باشد،هیچیک از ما را به کشف حقیقت و به عامل واقعی و راه حل نهایی نمی رساند.

 

ایران و ایرانی 14

یکشنبه, 22 جولای, 2012

وضعیت اجتماعی زن در ایران باستان

بی شک وضع اجتماعی زن در هیچ دوره و تاریخی از وضع عمومی آن جامعه مجزا نیست. لذا در مورد وضع اجتماعی و حقوقی زن در ایران باستان از قدیم ترین ادوار تا پایان ساسانیان را باید مورد مطالعه قرار داد. بدون تردید سرزمین ایران یکی از قدیمی ترین و کهن ترین مراکز زندگی بشر بوده است و اسناد و مدارک در مورد شناسایی وضع زن و همچنین مرد چه در ایران و چه در جاهای دیگر بسیار نارسا و ناچیز است. به طور کلی بررسی نخستین جوامع بشر و ملت ها و اقوام گوناگون فقط به وسیله آثار و وسایل مکشوفه و آنچه از زندگی بشر این دوره به جا مانده امکان پذیر و قابل بررسی است.

 

در دورانی که شاید بیش از ده هزار سال قبل از میلاد باشد٬ تغییراتی در وضع اقلیمی ایران به وجود آمد. و انسان غارنشین اندک اندک برای خود خانه ساخت. در این دوران کانون خانواده مرکز قدرت قبیله بود. چون زن هم در خانه و هم در بیرون از خانه با مرد در کار تولید و رفع حوایج زندگی معاضدت و همکاری داشت٬ و از طرفی تولید و مثل و بچه زاییدن و استمرار نسل به طور فطری و طبیعی بر عهده او بود لذا ارزش واهمیت زن نسبت به مرد فزونی یافت و تعادل قدرت را به سود زن متمایل ساخت.

 

ویل دورانت درباره این دوران می نویسد: « در این دوران؛ یعنی دوره مادرشاهی؛ حق فرمانروایی؛ حق قضاوت ؛ حق اداره امور خانواده ؛ و توزیع خورد و خوراک و آنچه زندگی بشر وابسته به آن بود ؛ همه در دست زن بوده است؛ مرد به شکار حیوانات می پرداخت؛ و از جنگل ها و مزارع مواد خوراکی به دست می آورد که آن را در اختیار مادرشاه می گذاشت تا بین افراد قبیله توزیع نماید. اختلاف نیروی بدنی که امروز بین زن و مرد مشهود است در آن رزوگار قابل ملاحظه نبود. این اختلاف نیروی جسمانی بعدها از لحاظ شرایط زندگی و محیط زیست پیدا شد. زن در این دوران از حیث بلندی قامت و نیروی جسمانی نه تنها دست کمی از مرد نداشت؛ بلکه به مقتضای طبیعت موجود کاملا نیرومند بود که می توانست ساعتهای درازی را به کارهای دشوار بپردازد؛ و به هنگام حمله دشمن به خاطر فرزندان و عشیره و قبیله تا سر حد مرگ مبارزه کند.»

 

دکتر گیرشمن ضمن بحث پیرامون انسانهای ماقبل تاریخ در ایران؛ از نقش زنان در پیدایش تمدن بدوی و ابتدایی آن روزگارسخن می گوید و می نویسد: « در این جامعه ابتدایی وظایف سنگین به عهده زن گذاشته شده بود. در نتیجه عدم تعادلی بین وظایف مرد و زن ایجاد شد و زن دارای مقامی برتر نسبت به مرد گشت». نگهداری آتش ؛ نگهبانی خانه ؛ تهیه و پخت غذا ؛ ساختن ظروف سفالی ؛ نگهداری فرزندان باعث اولویت زن نسبت به مرد شد و اداره کارهای قبیله به دست او افتاد. در عین حال سلسله انساب خانواده به نام زن خوانده می شد. این نحوه اولویت و تفوق زن بر مرد به صورت عصر مادر شاهی در فلات ایران شروع شد؛ و همین سیستم که یکی از خصایص ساکنان ایران بود بعدها در آداب آریاهای فاتح٬ وارد شد.

 

علاوه بر رهبری اقتصادی و اجتماعی مقام روحانیت نیز از امتیازات زن بود؛ و ایرانیان مانند همسایگان خود مذهب مادرخدایی داشته اند و در نواحی مختلف ایران پرستش الهه مادر رواج داشت. در میان ابزار و اشیا فراوانی که در لرستان کشف شده؛ مجسمه ای پیدا شده که سر زنی را تمام رخ نشان می دهد. گیرشمن احتمال می دهد که این زن رب النوع اقوام آسیایی است که از آسیای صغیر تا شوش مورد پرستش بوده است و احتمال دارد پرستش ایزد بانوی آناهیتا که بعدا در ایران رواج یافت از اینجا سرچشمه گرفته باشد. چون یکی از کهن ترین تمدن های اولیه بشری تمدن ایلام در غرب فلات ایران است بی مناسبت نیست که از تمدن ایلام نیز سخنی به میان آید. تا قبل از حفریات شوش اطلاعات در مورد تمدن و سوابق تاریخی ایلام سخت محدود بود. مساعی دیولافوآ و دمورگان و سایر مستشرقین موجب کشف و احیای تاریخ و تمدن ایلام گردید.

 

در حدود چهار هزار سال قبل از میلاد در سرزمینی که شامل خوزستان؛ لرستان؛ پشتکوه؛ و کوه های بختیاری است٬ حکومت ایلام رشد و تکامل یافت. مردم ایلام دولت خود را آنشان یا انزان می خواندند و خط میخی را که دارای سیصد علامت بود و با خط سومری ها شباهت داشت به کار می بردند. مجسمه ملکه ایلام معرف وضع اجتماعی زن در آن روزگار است. این مجسمه اکنون در موزه لوور پاریس است(نگاره ۱). به نظر باستان شناسان این ملکه بر اقوام آریایی که در نواحی ایلام و کوه های زاگرس تا حدود کرمانشاه می زیسته اند٬ فرمانروایی داشته است و یکی دیگر از کهن ترین محله های زندگی مردم و تمدن های مکشوفه در حدود « سیالک » کاشان است که در حفریات و کشفیات نیز آثار متعددی از تمدن دوران مادرشاهی به دست آمده است. با به دست آمدن مقدار زیادی دوک نخ ریسی در ناحیه سیالک کاشان معلوم میشود که زنان ایران در حدود چهار هزار اسل قبل از میلاد به کار نساجی می پرداخته اند. همچنین با پیدا شدن مقدار زیادی آلات زینتی از قبیل گردن بند و دست بند و انگشتر که از صدف یا گل یا سنگ می باشد؛ محقق شده حس زیباشناسی نیز در زنان آن زمان به شدت رایج بوده است.

 

در این دوران که یکی از دوره های درخشان مادرشاهی در ایران است؛ خانه سازی با خشت خام رواج داشت؛ و نقش و نگار روی دیوار به دست زنان انجام می گرفت. در این دوران نه تنها زن در کارهای اجتماعی نقش اساسی و تعیین کننده داشت؛ بلکه در عین حال با رقص های مذهبی که جنبه هنری نیز داشت؛ به زندگی شور و نشاط و سرور می بخشد. این رقص ها گاهگاهی به صورت دسته جمعی در می آمد و مردان هم در آن شرکت داشتند. از این دوران نقش و تصاویری به جا مانده که موید این ادعا ست. مثلا یک قطعه ظرف گلی که از سیالک کاشان به دست آمده٬ ‌چند زن را در حال رقص های مذهبی نشان می دهد که با آهنگ مخصوص و حرکات زیبا رقص را اجرا می کنند .

 

در نقاط دیگر ایران مثل تپه های فارس در تخت جمشید ؛ و تپه ارسنجان و حفاری های چشمه علی در شهر ری و حفاری شوش آثاری از این قبیل به دست آمده که گاهی زنان را با لباس های زیبا در حال اجرای رقص می بینیم و نمونه این رقص ها هنوز در قسمت های جنوبی و مرکزی و غربی ایران متداول است. در حفاری های باستانی مجسمه هایی از زنان به صورت شاهزاده ؛ ملکه و الهه کشف شده که معرف وضع اجتماعی زن در آن روزگاران است