برچسب ها بـ ‘اثبات’

آزاده باشیم

شنبه, 5 مارس, 2016

بیهوده است مجادله بر سر اثبات دیانت یا بی دینی آدم ها !
کسی که دروغ نمی گوید،
کسی که مهربان و با انصاف است،
کسی که از رنج دیگران اندوهگین می شود و از شادمانی دیگران شاد است،
کسی که انسان را و پرنده را و گیاه را و زمین را محترم می دارد،
به مقصد رسیده است.
از هر راهی که رفته باشد !

ایران و ایرانی 62

چهار شنبه, 5 مارس, 2014

ما هنگام دریافت گواهینامه رانندگی تعهدی می دهیم به رانندگی در چهارچوب مقررات و قوانین اما هیچیک از ما به این تعهد هرگز پایبند نبوده ایم و بر عکس خیابانهای شهر های ما هر روز شاهد صدها هزار تخلف و بی اعتنایی به این مقررات است که تازه به حساب مهارت و خوب بودن رانندگی خود هم می گذاریم و با افتخار از شیرین کاری های خود یاد می نماییم؟!
در رابطه با روابط خانوادگی و حفظ این بنیاد مقدس نیز سهل انگار شده ایم.در خبر ها و حوادث بسیار برمی خوریم از بد عهدی های یکی از زوجین به یکدیگر که حتی در مواردی به صورت قتل دیگری بروز پیدا می کند و این همه نشانگر سقوط این ویزگی ارزشی در جامعه ماست که روزگاری به شدت پررنگ و با اهمیت بود.
ریشه این موضوع در این است که سالهاست از اعتقاد به زحمت کشیدن و طی کردن مراحل منطقی و تدریجی پیشرفت در امور فاصله گرفته ایم و می خواهیم در کوتاهترین راه به نتیجه کلان مورد نظر خود برسیم.
می خواهیم در رانندگی هم زودتر به مقصد برسیم و هم مهارت خود را به اثبات برسانیم.
می خواهیم در دیر آمدن به جلسات بزرگی و برتری خود را به دیگران اثبات کنیم در حالیکه اگر واقعا اینچنین بود نیاز به این عمل نبود و اینگونه به دیگران بی احترامی نمی کردیم.
می خواهیم با ندادن حق و حقوق مردم و بدهی های خود بیشتر از مالی که دیگر مال ما نیست و تعلق به دیگری دارد برای ثروت اندوزی بیشتر خود استفاده نماییم.
و خلاصه می خواهیم از تمام راه های میانبر وغیر اخلاقی و غیر مشروع و بی اعتبار برای اینکه زودتر گلیم خود را از آب بکشیم و برتری ظاهری خود را (حتی بدون داشتن صلاحیت های روحی و رسمی)بر دیگران نشان دهیم و هیچ گونه شرمندگی هم بابت قانون گریزی و عدم اعتنا به تعهدات اجتماعی خود نداشته باشیم.
و باز این سوال پیش می آید که آیا غیر از این است که:”الناس علی دین ملوکهم”؟ و آیا غیر از این است که مردم پس از دیدن و شنیدن و تجربه کردن این موضوع که می توانی قول بدهی و به قدرت برسی و عمل نکنی و هیچ کس و هیچ جیز هم نه مانع تو خواهد بود و نه در آینده از تو توضیح خواهد خواست.پس چرا ما نکنیم؟

ایران و ایرانی 58

چهار شنبه, 8 ژانویه, 2014

حتما تمامی مردم شهر نشین ما با ادعاهای عجیب و غریب کسانی که جلویشان را می گیرند و با داستان هایی که سر هم می کنند سعی در گرفتن پولی از ایشان دارند روبرو بوده اند و یا قسمهایی که در انجام یک معامله برای اثبات موضوعی یاد می گردد و بعدا بطلان آن ها ثابت می گردد.چند تن از شما خوانندگان گرامی با خرید میوه یا جنسی دیگر از کنار خیابانها بعدا و در خانه متوجه شده اید که به شما کم فروشی شده است؟واز این دست تجارب را هریک از ما زیاد در یاد و خاطر خود داریم.
کافی است به یکی از سریال ها یا یک فیلم ایرانی که در آن کسی کارش به بیمارستان یا کلانتری می افتد نگاه کنید تا خشمگین گردید!در فیلم همه پرستاران و پزشکان و کادر بیمارستان با نهایت عجله و جدیت و مهربانی در پی انجام کار بیمار و مداوای او می دوند و حتی پرستاران برای دلجویی همراهان و رفع نگرانی وابستگان او حسابی وقت می گذارند و همه را رانمایی و دلجویی و دلالت می کنند و یا در کلانتری همه ارکان نیروی انتظامی با صبر و حوصله گوش می دهند و با مهربانی و حوصله پاسخ می دهند.کافی است تنها یک بار به یکی از این محل ها گذارت افتاده باشد تا هنگام تماشای این صحنه های خلاف واقعیت به سختی خود را کنترل نمایی تا دشنامی نثار سازندگان فیلم ننمایی!به راستی چرا انقدر اصرار داریم در حالی که همه همدیگر را به خوبی می شناسند و از حالات یکدیگر خبر دارند واقعیات را وارونه جلوه دهیم؟این اشاعه دروغ در جامعه نمی باشد؟

قوانین مورفی

سه شنبه, 20 دسامبر, 2011

قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي درسال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. سرگرد ادوارد مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت:
اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه اون همون يه راه رو پيدا مي کنه” و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي درزمره قوانين اصلي قرار گرفتند.
برخی از این قوانین به شرح زیر هستند:

*فلسفه مورفي*

*لبخند بزن… فردا روز بدتريه…*
قانون صف:
اگر شما از يک صف به صف ديگري رفتيد، سرعت صف قبلي بيشتر از صف فعلي خواهد شد
:  قانون تلفن
اگر شما شماره‌اي را اشتباه گرفتيد، آن شماره هيچگاه اشغال نخواهد بود
قانون بینی:
بعد از اين که دست‌تان حسابي گريسي شد، بيني شما شروع به خارش خواهد کرد
قانون کارگاه:
اگر چيزي از دست‌تان افتاد، قطعاً به پرت‌ترين گوشه ممکن خواهد خزيد
 : قانون دروغگویی
اگر بهانه‌ دروغیتان پيش رئيس براي دير آمدن پنچر شدن ماشين‌تان باشد، روز بعد
واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشين‌تان، ديرتان خواهد شد
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با يک آشنا وقتي که با کسي هستيد که مايل نيستيد با او ديده
شويد افزايش مي‌يابد
 : قانون اثبات
وقتي مي‌خواهيد به کسي ثابت کنيد که يک ماشين کار نمي‌کند، کار خواهد کرد
:  قانون بيومکانيک
نسبت خارش هر نقطه از بدن با ميزان دسترسي آن نقطه نسبت عکس دارد
 : قانون قهوه
قبل از اولين جرعه از قهوه داغتان، رئيس‌تان از شما کاري خواهد خواست که تا سرد
شدن قهوه طول خواهد کشيد
قانون ترافیک :
وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد
قانون وسایل نقلیه:
وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و… هميشه ديرتر از موعد حرکت مي
کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند
قانون اتوبوس :
مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض
روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس
مي رسد، اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد)
قانون کار:
اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي
قانون نتیجه :
احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد
قانون یادگیری :
شما چیزی را یاد نمیگیرید، مگر بعد از اینکه امتحان آنرا دادید
قانون جستجو:
هر وقت دنبال چیزی می گردید، همیشه در آخرین مکانی که جستجو میکنید آنرا پیدا
میکنید
قانون خرید:
اهمیتی ندارد که چقدر دنبال جنسی بگردید، به محض اینکه آنرا خریدید آنرا در
مغازه ی دیگری ارزانتر خواهید یافت
قانون چیزهای خوب:
هر چیز خوب در زندگی یا غیر قانونی است یا غیر اخلاقی یا چاق کننده
قانون ضایع شدن:
احتمال آنکه کاری را که انجام میدهید دیگران ببینند نسبت مستقیم دارد با میزان
احمقانه بودن آن کار
قانون پمپ بنزین:
هنگام ورود به پمپ بنزین جایگاهی را که انتخاب میکنید کند تر و طولانی تر از
جایگاههای دیگر خواهد بود
قانون لکه :
زمانیکه می خواهید لکه روی شیشه پنجره را پاک کنید، لکه در سمت دیگر شیشه خواهد
بود
قانون بقای کثیفی:
برای تمیز کردن هر چیزی، چیز دیگری باید کثیف شود
قانون دسترسی:
هرگاه چیزی را دور بیاندازید، به محض آنکه دیگر به آن دسترسی نداشته باشید، به
آن نیاز پیدا خواهید کرد
قانون صبحانه:
همیشه نان از طرفی که به آن کره مالیده اید روی زمین می افتد
قانون تعمیر :
زمانی که دستگاه معیوب خود را نزد تعمیرکار میبرید، کاملا درست و بی عیب کار
خواهد کرد
قانون اجتناب:
اگر به هر دلیل در جایی قانون مورفی عمل نکنه، قراره اتفاق خیلی بدتر و بزرگتری
بیفته
قانون خانم مورفی:
اگر چیزی خراب یا اشتباه بشه، حتما تقصیر آقای مورفیه