برچسب ها بـ ‘اتحادیه اروپا’

ایران و ایرانی 121

چهار شنبه, 1 فوریه, 2017

اگر سیاستی مانند دوره دکتر احمدی نژاد را ادامه دهیم؛ فاصله ما و همسایگان‌مان بیشتر خواهد شد. همه جای دنیا منطقه‌گرایی بر جهانی‌شدن اولویت پیدا کرده است، یعنی هر کشوری سعی می‌کند بهترین روابط را با همسایگان خودش داشته باشد. كشورهاي منطقه آ‌سه‌آن، آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین، به‌تدریج در حال برداشتن ویزا بین خودشان هستند. به این خاطر که می‌خواهند با ایجاد فضای کسب‌وکار اقتصادی، شرایط بهتر اجتماعی، سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. هنر یک کشور این است که قدرتش افزایش پیدا کند؛ اما دیگران از این افزایش قدرت، هراسی نداشته باشند.

بهترین نمونه این رویکرد در دنیای امروز، آلمان است. آلمان بهترین موقعیت را در اتحادیه اروپا دارد. هر کشوری در اتحادیه اروپا که مشکل مالی داشته باشد، وارد صحنه شده و نجاتش می‌دهد. بسیاری از سیاست‌های اتحادیه اروپا در چارچوب منافع آلمان حرکت می‌کند. بدون اینکه آلمانی‌ها، مسئولان فراوانی در اتحادیه اروپا داشته باشند. این هنر سیاست است. وگرنه اگر قدرت‌ انسان از یک تا 10، نیم باشد؛ اما خود را 20 نشان دهد، هنر نیست. هنر سياست بستگی به اين دارد که ما چه میزان اعتمادبه‌نفس و اعتماد ملی و داخلی داشته باشيم. ایران، شایسته این است که روزبه‌روز قدرتش‌ در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند. اساسا افزایش قدرت ملی ایران، خیلی به ماهیت نظام سیاسی در ایران ارتباط ندارد. ایران فی‌الذاته باید قدرتش در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند.

ایران و ایرانی 109

چهار شنبه, 27 جولای, 2016

همه جای دنیا منطقه‌گرایی بر جهانی‌شدن اولویت پیدا کرده است، یعنی هر کشوری سعی می‌کند بهترین روابط را با همسایگان خودش داشته باشد. كشورهاي منطقه آ‌سه‌آن، آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین، به‌تدریج در حال برداشتن ویزا بین خودشان هستند. به این خاطر که می‌خواهند با ایجاد فضای کسب‌وکار اقتصادی، شرایط بهتر اجتماعی، سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. هنر یک کشور این است که قدرتش افزایش پیدا کند؛ اما دیگران از این افزایش قدرت، هراسی نداشته باشند.
بهترین نمونه این رویکرد در دنیای امروز، آلمان است. آلمان بهترین موقعیت را در اتحادیه اروپا دارد. هر کشوری در اتحادیه اروپا که مشکل مالی داشته باشد، وارد صحنه شده و نجاتش می‌دهد. بسیاری از سیاست‌های اتحادیه اروپا در چارچوب منافع آلمان حرکت می‌کند. بدون اینکه آلمانی‌ها، مسئولان فراوانی در اتحادیه اروپا داشته باشند. این هنر سیاست است. وگرنه اگر قدرت‌ انسان از یک تا 10، نیم باشد؛ اما خود را 20 نشان دهد، هنر نیست. هنر سياست بستگی به اين دارد که ما چه میزان اعتمادبه‌نفس و اعتماد ملی و داخلی داشته باشيم. ایران، شایسته این است که روزبه‌روز قدرتش‌ در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند. اساسا افزایش قدرت ملی ایران، خیلی به ماهیت نظام سیاسی در ایران ارتباط ندارد. ایران فی‌الذاته باید قدرتش در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند.
اما اگر این افزایش قدرت باعث شود که ما با همسایگان خود وارد یک جنگ‌سرد شویم، آنگاه معلوم است که در تاکتیک‌ها و روش‌هایمان ایراد وجود دارد. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است؛ به لحاظ سیاسی، نظامی، نفتی و اقتصادی. ما باید نهایت تلاش‌مان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم و آنها از اینکه قدرت ما افزایش یابد، هراسی نداشته باشند. آنها احساس می‌کنند ما حاضر نیستیم شریک‌شان شویم. عربستان در محافل بین‌المللی خیلی می‌گوید بیاییم در مسائل منطقه‌ای با همدیگر شریک شویم. شما سیاست خارجی‌تان را چندجانبه‌گرایی کنید.
حتی عربستان بارها این را گفته که حضور ایران در عراق، ضرورتی ژئوپلیتیک است اما اگر قرار باشد این حضور به ضرر دیگران باشد، خوب نیست. این حضور باید با همکاری دیگران باشد. بالاخره عراق و عربستان با همدیگر همسایه و عرب هستند و تاریخ مشترک هم دارند. حتی آنها تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند حضور ایران در سوریه و لبنان هم یک ضرورت ژئوپلیتیک است. اما اگر قرار باشد این یک بازی صفر- یک باشد و ایران با قدرت‌های منطقه‌ای همکاری نکند، آنها هم می‌روند و با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شریک می‌شوند و قدرت نظامی خودشان را روزبه‌روز افزایش می‌دهند. امارات و عربستان در سال 2014، 96 میلیارد دلار اسلحه خریدند. ما باید در ایران یک تصمیم جدی بگیریم؛ باید دریابیم تا چه میزان می‌توانیم برای خودمان و برای اینکه قدرت‌مان را روزبه‌روز افزایش دهیم و حضور منطقی منطقه‌ای داشته باشیم، با دیگران همکاری کنیم؟

سلسله مباحث مدیریتی 5

سه شنبه, 15 جولای, 2014

دكتر سريع القلم اما شرط بين المللي شدن را شناخت جهان خواند و گفت: شناخت جهان در كشور ما بسيار ضعيف است.امروز كشور چين يكي از قطب هاي مهم سياسي و اقتصادي و مالي جهان است، اما در ايران حتي يك مركز چين شناسي نداريم. امروز 95 درصد كشورهاي جهان به يك اصول و اهداف مشترك براي توسعه رسيده اند كه مورد اجماع جهاني است. اگر اين اصول به ايران نرسيده به دليل بحران شناخت ما از تحولات بين المللي است.
وی در ادامه به توضیح این اصول پرداخت و گفت:
نخستین اصل که مهم ترين هدف يك كشور افزايش ثروت ملي است.
دوم همكاري هاي به هم تنيده دولت ها، بنگاه ها و دانشگاه هاست.
سوم همگرايي منطقه يي- اقتصادي است. امروز همگرايي منطقه يي اقتصادي تا اندازه يي به دلايل علمي و تحولات عمومي جهاني، جايگزين جهاني شدن و جهان گرايي شده است.
اصل چهارم حل و فصل سريع اختلافات غيراقتصادي ميان يك كشور و همسايگان آن كشور است.
اصل پنجم آن است كه ثبات سياسي و رضايت مندي عامه مردم نتيجه آن است كه حداقل نرخ رشد اقتصادي در يك كشور بايد 3% باشد.مهم ترين گروه اجتماعي كه هيات حاكمه يك كشور مي تواند به آنها اتكا كند، طبقه متوسط است كه توليد ثروت، ثبات سياسي و آينده يك كشور براي آنها اهميت دارد.
اصل ششم برنامه ريزي براي حفظ محيط زيست است.

دكتر سريع القلم در ادامه براي تشريح اين اصول اطلاعاتي از برخي كشورهاي دنيا با استفاده از مشاهداتش در داووس بيان كرد و گفت: از ميان كشورهاي “آسه آن”،یعنی 10کشور آسیای جنوب شرقی ،اندونزی در سال 2012 204ميليارد دلار صادرات داشته است. اين كشورها 2/2 تريليون دلار توليد ناخالص داخلي دارند. مجموعه فعاليت اين كشورها هم رديف برزيل است و از روسيه بيشتر است.
اين كشورها براي همگرايي ميان خودشان برنامه ريزي كرده اند. بر اين اساس تصميم گرفته اند طي يك دهه آينده 540 هزار مايل جاده بكشند و 11 هزار و 700 مايل ريل آهن بين خودشان تاسيس كنند.
كشور بعدي كه اطلاعات آن را مي گويم، كره جنوبي است. درآمد سرانه كره جنوبي 23 هزار دلار است، نرخ رشد اقتصادي آن در نيم قرن اخير حداقل 7 درصد بوده است. ارزش صادرات و واردات اين كشور 2/1 تريليون دلار بوده است.
كشور بعدي تركيه است. در سال 2012، 36 ميليون توريست و گردشگر از تركيه بازديد كرده اند. نرخ رشد اقتصادي تركيه در يك دهه گذشته حداقل 8 درصد بوده و طي 10 سال گذشته، 10 هزار كيلومتر اتوبان در اين كشور ساخته شده است. درآمد سرانه اين كشور 10 هزار و 500 دلار است و در سال 2012، 67 ميليارد دلار صادرات محصولات كشاورزي تركيه بوده است.
كشور بعدي لهستان است. 106 ميليارد دلار طي 5 سال آينده از طرف كشورهاي اتحاديه اروپا در اين كشور سرمايه گذاري خواهد شد. اتحاديه اروپا در 10 سال گذشته 40 ميليارد دلار براي ساختار عمراني لهستان سرمايه گذاري كرده است. حداقل نرخ رشد اقتصادي لهستان 4 درصد است و 46 درصد از توليد ناخالص داخلي اين كشور براي صادرات بوده است.

ایران و ایرانی 35

یکشنبه, 30 دسامبر, 2012

 

خوب ،حالا بیایید نگاهی به خودمان بیاندازیم.ما در کجا قرار داریم؟

واقعیت این است که ما نه اینیم و نه آن!

ما تاریخ و تمدن گذشته داریم اما به روزش نمی کنیم.

خلاقیت و نوآوری هم نداریم.

پس فرهنگمان می شود،هرچه کمتر کار کن،سریعا خود را ببند و بقیه عمر را خوش بگذران.

البته در کارهم با توجه به موارد فوق بهیچ وجه به امور سخت اما پایدار نمی اندیشیم و ترجیح می دهیم با کمترین زحمت بیشترین سودها را در کوتاهترین زمان کسب کنیم.(بدیهی است که در بعضی امور کلان و منطبق با سیاستهای ملی و کشوری کارهای با ارزشی هم گاها صورت می گیرد اما تمرکز بحث من روی فرهنگ و نگاه غالب ما ایرانیان،بخصوص نگاه بخش خصوصی است.)پس اکثر قریب به اتفاق فعالیتهای ما می شود واسطه گری و دلالی و از این دست به آن دست کردن کالای دیگران.

در پذیرش افراد متقاضی زندگی در ایران به طور طبیعی به دنبال کارگر هستیم تا آنها کارکنند و ما بیاساییم!؟

اگر هم قادر به این کار هم نباشیم ،سعی می کنیم که در جایی کارمند باشیم و به اصطلاح”آب باریکه ای” اگر چه کم اما همیشه جاری برای خود و خانواده مان دست و پا کنیم و دردآور اینکه اگر هیچ کار دیگری پیدا نکردیم ،می رویم و به ناچار معلم می شویم!!

در صحبت ها و بحث های خود هم دائما می گوییم:”انشالله” یا “توکل به خدا” تا اگر هم کارمان نگرفت به گردن خداوند بیاندازیم.

شاید بهترین مثالی که در جامعه اروپا زد که نزدیک به ما هستند “یونان” است.

آنها نیز تمدنی چند هزار ساله دارند و خلاقیت و نوآوری در فرهنگشان وجود ندارد و به این ترتیب بلافاصله با عضویت در اتحادیه ثروتمند اروپا به بهانه ساخت زیرساخت های صنعتی و کشوری دست به استقراض های کلانی زدند که خرج سر و وضع ظاهری و خوشگذرانی خود کردند و حالا با بدهی های عظیم و عدم توان پرداخت بصورت مشکلی بزرگ برای اتحادیه و کل اروپا درآمده اند.خدا را شکر که ما به برکت وجود نفت،نیازی به استقراض های اینچنینی نداریم و آن را می فروشیم و بین هم تقسیم می کنیم ،تا بعدا چه پیش آید!؟

اما یقینا این راه به رستگاری ملی ختم نخواهد شد.

پس چه باید کرد؟

برای جواب به این سوال ابتدا باید بررسی کرد که چگونه این عیوب فرهنگی در وجود جامعه نهادینه شده اند تا بتوان راه برگشت و معالجه را یافت.