برچسب ها بـ ‘آیندگان’

کدام درست است؟

شنبه, 29 دسامبر, 2018

در جایی کنایه ای از یک نفر خواندم که می پرسید: چرا باید آیندگان نام تو را به خاطر داشته باشند؟
و در جایی از قول “حلاج” خواندم که: چه خوش بود نیستی، که هرکجا ایستی، کس نگوید کیستی؟
به راستی کدامیک درست می گویند؟
خودم فکر می کنم بهترین جواب را مرحوم “نادر ابراهیمی” از زبان ملاصدرا در کتاب “مردی در تبعید ابدی” داد:
ویرانه ای است این جهان،
عمر کفاف نمی دهد که آبادش کنم،
و غیرت رخصت نمی دهد که رهایش کنم،
پس آباد سازی یک گوشه گم جهان به دست من،
آبادسازی کل جهان است به دست همگان.
نظر شما چیست؟

خدا به فریادمان نخواهد رسید……

شنبه, 1 فوریه, 2014

مدتهاست با خود می اندیشم:
آنگاه که امام حسین(ع) در آخرین لحظات عمرش فریاد برآورد که :آیا یاره کننده ای هست که یاریم کند؟،خطابش به چه کسانی بود.یقین دارم همه با من هم عقیده اید که:
-خطابش به همه مردم عالم بود.
-و نه مردم همان زمان که به آیندگان هم اطلاق داشت.
– و به طور عام به بشریت تکلیف کرد که در مقابل ظلمی که به دیگران می شود،به کمک مظلوم بشتابید.
اما وقتی وضعیت خودمان را در جامعه می بینم،از خودم خجالت می کشم.عجب عناد و دشمنی با ایشان می کنیم؟!
کدام یک از ما با دیدن ظلمی به دیگران به کمک و یاری او می شتابیم؟
کدام یک از ما در مقابل ظلم های اجتماعی همچون آلودگی هوا و…. اعتراض می کنیم؟
کدام یک از ما نسبت به رواج پدیده های خانمان برانداز اجتماعی همچون دروغ و…..واکنش نشان می دهیم؟
اما عمق فاجعه بیش از این است:
نه تنها با این مصادیق و پدیده ها مخالفت نمی کنیم بلکه خودمان عامل نشر و توسعه همه این پدیده ها همچون آلودگی و دروغ و…..می باشیم و این ها را فقط برای دیگران عیب می دانیم و نه برای خود!!!!!!
یقینا خدا به فریاد ما نخواهد رسید.

واگویه ها 28

سه شنبه, 16 اکتبر, 2012

موریانه وار زیستن و ذره ذره اندوختن

و نخوردن و کنار گذاشتن برای آیندگان بهتر است

یا

شیروار زیستن و شکار کردن و سیر شدن و بخشیدن بقیه شکار به اطرافیان

بدون اندیشه فردا؟

هریک روشی از زیستن می باشند

اما این کجا و آن کجا

کمی بیاندیشیم 18

سه شنبه, 24 جولای, 2012

 

به قـــول مارتین لوتر کینگ،

گرفتن آزادی از مردمی که نمیخواهند برده بمانند,سخت است اما دادن آزادی

به مردمی که میخواهند برده بمانند سخت تر است

  

به قـــول مایکل اسکوفیلد

همیشه اون تغییری باش که میخوای توی دنیا ببینی

 

 

به قـــول خسرو گلسرخی:

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بیعرضگان این

برهه از تاریخ ما بوده ایم

 

 

به قـــول زنده یادحسین پناهی

تازه میفهمم بازی های کودکی حکمت داشت

تمرین روزهای نفس گیرزندگی بود

 

ایران و ایرانی(7)

یکشنبه, 27 می, 2012

متاسفانه همانگونه که در قسمتهای قبلی توضیح داده شد ،ما ایرانیان از دیرباز به ثبت و ضبط وقایع و نوشتن برای آیندگان پایبند نبوده ایم و از این خاطر به شدت به خود و آیندگان ظلم می نماییم.

به هر صورت در مورد ایران باستان کمتر از نویسندگان ایرانی مطالبی در دست است.یونانی ها، فنیقی ها، عبرانی ها، مصری ها، و حتا چینی ها از دوران باستان با ایران آشنایی داشته اند، اما از دوران ماد گزارش مستندی در دست نیست.

در دوره هخامنشی، آگاهی یونانیان از ارزش ویژه ای برخوردار بود که مهترین آنها عبارت بودند از: 1- هکاتائوس، هرودوت، گزنفون و کتزیاس و …

هرودوت می گوید: پارسیان ( در زمان شاهنشاهی هخامنشی ) دروغ گويي را بدترين عيب مي دانستند.

و براي آنكه ناگريز به انجام اين كار زشت نشوند حتي از وام خواستن نيز خودداري مي كردند، چرا كه ممكن بود وامدار به جهتي ناگزير به دروغگويي شود

 آنان از آداب دهان افكندن در آب و در رهگذرها و در نزد ديگران اباء داشتند و آن را امری بسیار نکوهیده می پنداشتند .

در آب روان دست و رو نمي شستند و آنرا به ناپاكي نمي آلودند.

ايرانيان كهن فرزندان خود را از دوران كودكي به ورزش هايي مانند دويدن، تحمل سرما و گرما،‌بكار بردن سلاح هاي گوناگون، سواري و ارابه راني عادت ميدادند و بزرگترين صفات آنان مردانگي، رشادت ودلاوري بود.

از ديگر ويژگيهاي ايرانيان محترم داشتن همسايه بود، به كساني كه در راه نگهداري ميهن و حفظ كشور خدماتي عرضه داشته بودند، پاداش هاي بزرگ مي دادند. از رشوه گيري ،‌ دزدي و تصرف در مال ديگران خودداري مي كردند. از پرخوارگي و شكم پرستي پرهيز داشتند. به هنگام راه رفتن چيزي نمي خوردند. و شكار را به اعتبار جنبه ورزشي آن دوست داشتند. دستورات زرتشت در زندگي ايرانيان آن زمان جنبه عملي پيدا كرده بود و همين مساله مهم سبب برجسته تر شدن ويژگي هاي اخلاقي آنان نسبت به اقوام ديگر مي شد.