برچسب ها بـ ‘آمریکای لاتین’

ایران و ایرانی 118

چهار شنبه, 21 دسامبر, 2016

منطقه خاورمیانه در نظام بین‌الملل امروز، تنها منطقه‌ای است که حداقل همکاری و ائتلاف و نزدیکی منافع کشورها در آن مشاهده می‌شود. از نظر اقتصادی حداقل هم‌گرایی در اين منطقه وجود دارد. از نظر سیاسی، سوءتفاهم و تضاد بنیادی بین کشورها در این منطقه وجود دارد. به لحاظ نظامی هم، کشورها استراتژی‌های مستقل ملی خودشان را دارند.
همکاری‌های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد، اما به اندازه‌ای نیست که کشورها را به هم نزدیک کند. براساس وضعیتی که بین کشورهای این منطقه وجود دارد، می‌توانیم بگوییم پرتضادترین منطقه در جهان، خاورمیانه است.
‌علت اين ناهماهنگي و تضاد چيست؟
به لحاظ علمی و نظری، ریشه این تضاد در این است که هنوز در بسیاری از این کشورها فرایندهای کشور- ملت‌سازی تحقق پیدا نکرده یا ناقص است یا در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و مدت‌ها طول خواهدکشید تا اینکه کشورها به انسجام ملی و حل‌وفصل موضوع هویت در نهادهای اجتماعی‌شان برسند.
ترکیه در مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه، به مبانی ملت‌سازی و کشورسازی از همه نزدیک‌تر است. هرچند ترکیه هم در حال تکامل و تعمیق کشور- ملت‌سازی در داخل است. در آسیا و آمریکای لاتین، اکثر کشورها از خود، جامعه و جهت‌گیری کشورشان، تعریفي دارند؛ مثلا در کشوری مانند کره‌جنوبی بالای 90درصد مردم، اکثریت هیأت حاکمه، بخش خصوصی، سندیکاهای کارگری و جامعه روشنفکری، درباره تعریف‌شان از کره، اقتصاد، روابط‌خارجی و بنیان‌های قدرتمندشدن، به اجماع رسیده‌اند.
به لحاظ نظری، به این، قرارداد اجتماعی می‌گوییم. وقتی‌در یک کشور قرارداد اجتماعی تحقق پیدا کرد، تضادهای درونی آن کم می‌شود و به‌طور طبیعی تضادهایش با محیط خارجی خود را هم به حداقل می‌رساند. عموم کشورهای آمریکای‌لاتین این وضعیت را دارند.

ایران و ایرانی 109

چهار شنبه, 27 جولای, 2016

همه جای دنیا منطقه‌گرایی بر جهانی‌شدن اولویت پیدا کرده است، یعنی هر کشوری سعی می‌کند بهترین روابط را با همسایگان خودش داشته باشد. كشورهاي منطقه آ‌سه‌آن، آمریکای مرکزی و آمریکای لاتین، به‌تدریج در حال برداشتن ویزا بین خودشان هستند. به این خاطر که می‌خواهند با ایجاد فضای کسب‌وکار اقتصادی، شرایط بهتر اجتماعی، سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. هنر یک کشور این است که قدرتش افزایش پیدا کند؛ اما دیگران از این افزایش قدرت، هراسی نداشته باشند.
بهترین نمونه این رویکرد در دنیای امروز، آلمان است. آلمان بهترین موقعیت را در اتحادیه اروپا دارد. هر کشوری در اتحادیه اروپا که مشکل مالی داشته باشد، وارد صحنه شده و نجاتش می‌دهد. بسیاری از سیاست‌های اتحادیه اروپا در چارچوب منافع آلمان حرکت می‌کند. بدون اینکه آلمانی‌ها، مسئولان فراوانی در اتحادیه اروپا داشته باشند. این هنر سیاست است. وگرنه اگر قدرت‌ انسان از یک تا 10، نیم باشد؛ اما خود را 20 نشان دهد، هنر نیست. هنر سياست بستگی به اين دارد که ما چه میزان اعتمادبه‌نفس و اعتماد ملی و داخلی داشته باشيم. ایران، شایسته این است که روزبه‌روز قدرتش‌ در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند. اساسا افزایش قدرت ملی ایران، خیلی به ماهیت نظام سیاسی در ایران ارتباط ندارد. ایران فی‌الذاته باید قدرتش در همه صحنه‌ها افزایش پیدا کند.
اما اگر این افزایش قدرت باعث شود که ما با همسایگان خود وارد یک جنگ‌سرد شویم، آنگاه معلوم است که در تاکتیک‌ها و روش‌هایمان ایراد وجود دارد. چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، عربستان یک کشور مهم منطقه است؛ به لحاظ سیاسی، نظامی، نفتی و اقتصادی. ما باید نهایت تلاش‌مان را بکنیم که با عربستان همکاری داشته باشیم و آنها از اینکه قدرت ما افزایش یابد، هراسی نداشته باشند. آنها احساس می‌کنند ما حاضر نیستیم شریک‌شان شویم. عربستان در محافل بین‌المللی خیلی می‌گوید بیاییم در مسائل منطقه‌ای با همدیگر شریک شویم. شما سیاست خارجی‌تان را چندجانبه‌گرایی کنید.
حتی عربستان بارها این را گفته که حضور ایران در عراق، ضرورتی ژئوپلیتیک است اما اگر قرار باشد این حضور به ضرر دیگران باشد، خوب نیست. این حضور باید با همکاری دیگران باشد. بالاخره عراق و عربستان با همدیگر همسایه و عرب هستند و تاریخ مشترک هم دارند. حتی آنها تا آنجا پیش می‌روند که می‌گویند حضور ایران در سوریه و لبنان هم یک ضرورت ژئوپلیتیک است. اما اگر قرار باشد این یک بازی صفر- یک باشد و ایران با قدرت‌های منطقه‌ای همکاری نکند، آنها هم می‌روند و با بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای شریک می‌شوند و قدرت نظامی خودشان را روزبه‌روز افزایش می‌دهند. امارات و عربستان در سال 2014، 96 میلیارد دلار اسلحه خریدند. ما باید در ایران یک تصمیم جدی بگیریم؛ باید دریابیم تا چه میزان می‌توانیم برای خودمان و برای اینکه قدرت‌مان را روزبه‌روز افزایش دهیم و حضور منطقی منطقه‌ای داشته باشیم، با دیگران همکاری کنیم؟

ایران و ایرانی 106

چهار شنبه, 15 ژوئن, 2016

منطقه خاورمیانه در نظام بین‌الملل امروز، تنها منطقه‌ای است که حداقل همکاری و ائتلاف و نزدیکی منافع کشورها در آن مشاهده می‌شود. از نظر اقتصادی حداقل هم‌گرایی در اين منطقه وجود دارد. از نظر سیاسی، سوءتفاهم و تضاد بنیادی بین کشورها در این منطقه وجود دارد. به لحاظ نظامی هم، کشورها استراتژی‌های مستقل ملی خودشان را دارند.
همکاری‌های فرهنگی و اجتماعی وجود دارد، اما به اندازه‌ای نیست که کشورها را به هم نزدیک کند. براساس وضعیتی که بین کشورهای این منطقه وجود دارد، می‌توانیم بگوییم پرتضادترین منطقه در جهان، خاورمیانه است.

به لحاظ علمی و نظری، ریشه این تضاد در این است که هنوز در بسیاری از این کشورها فرایندهای کشور- ملت‌سازی تحقق پیدا نکرده یا ناقص است یا در مراحل ابتدایی خود قرار دارد و مدت‌ها طول خواهدکشید تا اینکه کشورها به انسجام ملی و حل‌وفصل موضوع هویت در نهادهای اجتماعی‌شان برسند.
ترکیه در مقایسه با دیگر کشورهای خاورمیانه، به مبانی ملت‌سازی و کشورسازی از همه نزدیک‌تر است. هرچند ترکیه هم در حال تکامل و تعمیق کشور- ملت‌سازی در داخل است. در آسیا و آمریکای لاتین، اکثر کشورها از خود، جامعه و جهت‌گیری کشورشان، تعریفي دارند؛ مثلا در کشوری مانند کره‌جنوبی بالای 90درصد مردم، اکثریت هیأت حاکمه، بخش خصوصی، سندیکاهای کارگری و جامعه روشنفکری، درباره تعریف‌شان از کره، اقتصاد، روابط‌خارجی و بنیان‌های قدرتمندشدن، به اجماع رسیده‌اند.
به لحاظ نظری، به این، قرارداد اجتماعی می‌گوییم. وقتی‌در یک کشور قرارداد اجتماعی تحقق پیدا کرد، تضادهای درونی آن کم می‌شود و به‌طور طبیعی تضادهایش با محیط خارجی خود را هم به حداقل می‌رساند. عموم کشورهای آمریکای‌لاتین این وضعیت را دارند.

ایران و ایرانی 95

چهار شنبه, 25 نوامبر, 2015

ایرباس یک نوع هواپیما را در آتلانتای آمریکا می‌سازد که خیلی هم مورد انتقاد اتحادیه اروپا قرار گرفته است ولی شرکت خیلی روشن گفته چون در جنوب شرق آمریکا تعدادی دانشگاه مثل جورجیاتک هستند که بهترین مهندسان را در شمال آمریکا تربیت می‌کنند، شرکت سازنده هواپیما هم باید همان‌جایی برود که این مهندسان هستند. دیگر این مساله ملیت و اینکه کجا این کارخانه زده بشود هیچ‌کدام مطرح نیست، مساله کارآمدی و در دسترس بودن بازار سرمایه و نیروی کار مهم است که این کمک می‌کند به شرکت‌ها که تصمیم‌گیری بکنند. چرا دوبی در خاورمیانه این اهمیت را پیدا کرده یا ترکیه با چنین رشدی مواجه شده است؟ به خاطر این است که ایجاد یک شرکت آسان است، فضای کسب‌وکار مهیاست، قوانین خیلی ساده مالیاتی دارد، قوانین روشن صادرات و واردات دارد، رفت و آمد به آنجا راحت است.
همه اینها کمک می‌کند که شرکت‌ها خیلی سریع‌تر تصمیم بگیرند. بی‌دلیل نیست که کشوری مثل سنگاپور که مساحتش تقریباً اندازه شهر تهران است، 230 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی دارد که 60 درصد آن متعلق به های‌تک (فناوری پیشرفته) است، به خاطر اینکه ساختاری ایجاد کرده که بهترین‌های آی‌تی را در منطقه آسیا جذب می‌کند و در آنجا کار و تولید می‌کند. چالش بعدی در این رابطه رقابت‌های استراتژیک است. برای من خیلی جذاب بود که وقتی تقسیم‌بندی کردند مشخص شد کمترین رقابت استراتژیک و ژئواستراتژیک در دنیا مربوط به آمریکای لاتین است، یعنی کشورهای این منطقه بهترین روابط را با همدیگر دارند. به خاطر بحران اوکراین در منطقه شرق اروپا میان روسیه و اروپا رقابت وجود دارد، میان چین و همسایگانش نیز رقابت‌هایی به وجود آمده است.

ایران و ایرانی 88

چهار شنبه, 5 آگوست, 2015

لهستان حدود یک دهه خودش را در حوزه‌هایی مانند صنعت، فناوری، دانشگاه و حتی بهره‌گیری از نظام حزبی و یادگیری نحوه تعامل سیاسی به آلمان قفل کرده است و الان یکی از موفق‌ترین کشورهای شرق اروپا با نرخ رشد اقتصادی 4.5 درصد است به طوری که اتحادیه اروپا قصد دارد در 10 سال آینده 40 میلیارد یورو در زیرساخت‌های عمرانی لهستان سرمایه‌گذاری کند؛ کشوری که جمعیت آن حدود 40 میلیون نفر است و تمام شاخص‌های توسعه آن هر سال بهتر می‌شود.

لهستان یک تصمیم بزرگ استراتژیک گرفت و آن اینکه خود را به همسایه‌اش آلمان قفل کرد و بهره‌برداری‌های بسیار گسترده‌ای از این ارتباط می‌کند. الان منطقه‌گرایی جای جهانی شدن را گرفته است، یعنی کشورها به منطقه‌ای که در آن زندگی می‌کنند اولویت می‌دهند تا مسائل امنیتی خودشان را به حداقل برسانند و بیشتر بر رشد و توسعه اقتصادی تمرکز کنند. بازارهای مصرف و سرمایه و کار را به همدیگر قفل می‌کنند تا بتوانند به صلح پایدار برسند. مروری بر بودجه‌های نظامی کشورهای جهان شاخص خوبی برای ارزیابی این موضوع است؛ آمریکا سالانه 640 میلیارد دلار هزینه نظامی می‌کند، چین 188 میلیارد دلار، روسیه 88 میلیارد دلار، عربستان 67 میلیارد دلار، بعد از آنها چند کشور اروپایی مانند آلمان، فرانسه و انگلستان هستند. بعد از این کشورها، ارقام مربوط به بودجه‌های نظامی به شدت کاهش می‌یابد و کشورها با قفل کردن اقتصاد خود به همسایگانشان، پرداختن به نظامی‌گری و هزینه‌های گزاف نظامی را غیرضروری می‌دانند.

دو نمونه بارز آن یکی آسه‌آن در آسیاست که دارای بالاترین نرخ رشد اقتصادی است و دیگری آمریکای لاتین که در آن کشورها در حال لغو ویزا در منطقه هستند و اقتصادشان را به همدیگر قفل می‌کنند تا درهای بازار کار و سرمایه را به روی یکدیگر باز کنند. مزیت بسیار مهم آمریکای لاتین این است که دارای یک زبان مشترک هستند که این باعث می‌شود از نظر فعالیت اقتصادی و بازاریابی فرصت‌های بسیار گسترده‌ای برای شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران و بانک‌ها فراهم شود و این نکته را به ذهن متبادر می‌کند که چطور کشورها توانسته‌اند با پرداختن به رشد اقتصادی و قفل کردن خودشان به منطقه، ضرورت اتصالات سیاسی به قدرت‌های بزرگ را کم کنند.

ایران و ایرانی 84

چهار شنبه, 3 ژوئن, 2015

از این قسمت به نظریه ها و پیشنهاد های دیگران در باره ساختن آینده ایران و ایرانی،خواهیم پرداخت.این کار را با بیان نظریات دکتر محمد سریع القلم آغاز خواهیم نمود:
مجمع جهانی اقتصاد که اوایل بهمن‌ماه سال گذشته در داووس سوئیس برگزار شد با تمرکز بر چهار محور اصلی به ارزیابی سمت و سوی آینده جهان پرداخت.
تداوم رشد و ایجاد ثبات در اقتصاد‌های ملی و منطقه‌ای، افزایش همکاری‌ها در سایه بحران‌ها، افزایش امنیت در جوامع و روش‌های نوآوری در صنعت، چهار محور طراحی شده نشست 2015 بود.
به نقل از دنیای اقتصاد، دکتر محمود سریع‌القلم، نظریه‌پرداز توسعه و یکی از معدود ایرانی‌هایی که 16 سال پیاپی در این نشست شرکت کرده است در گفت‌و‌گویی چارچوب مباحث مطرح شده را تشریح کرد. به گفته این صاحب‌نظر ایرانی، «لیدر شیپ» به معنای توان اجماع‌سازی، نیروی کار متخصص، امنیت غذایی، خشکسالی و آلودگی‌های محیط‌زیستی ازجمله پنج چالش اصلی جهان آینده محسوب می‌شوند. البته در کنار این چالش‌ها، مجمع جهانی اقتصاد یک پرسش بسیار مهم را نیز بررسی کرد. ثروت جهانی در حال افزایش است؛ آیا این رشد ثروت توزیع می‌شود؟ سریع‌القلم می‌گوید: آمارهای داووس 2015 نشان می‌داد کمتر از 9 درصد از جمعیت جهان بیش از 83 درصد ثروت جهان را در اختیار دارند. این چهره ارشد دانشگاهی ایران در کنار تشریح مباحث مطرح شده در داووس راهکارهای عبور از این مخاطرات را نیز توضیح داد.

سوغاتش از داووس 2015 با 340 میزگرد و سخنرانی تخصصی در 6 روز، آمار و اطلاعاتی از تنور درآمده از شهری است که با دمای گاه 15 درجه زیر صفر، میزبان 2500 نفر از 140 کشور جهان بود. محمود سریع‌القلم، استاد دانشگاه شهید بهشتی، سال قبل که از داووس برگشت گفت که جهان را نه در حال انحطاط که «در حال انتقال بزرگ» می‌بیند: «شهروندان در اكثر كشورهای دنيا كه شامل آفريقا هم می‌شود، امروز از زندگی بهتری برخوردار هستند.» جهانی که او سال قبل پس از بازگشت از داووس توصیف کرد طبقه متوسط‌اش در اروپا و آمریکای شمالی رو به کاهش و در آسیا و آمریکای لاتین به سمت افزایش می‌رفت

سلسله مباحث مدیریتی 6

سه شنبه, 5 آگوست, 2014

دكتر سريع القلم در تشريح تحولات بين المللي پيش رو گفت: كاهش طبقه متوسط در اروپا و امريكاي شمالي و افزايش آن در آسيا و امريكاي لاتين يكي از اين تحولات است. اين امر نشان مي دهد كه ما اگر بخواهيم يك استراتژي ملي تدوين و به آينده اقتصاد ايران طي يك دهه ديگر توجه كنيم، بايد توجه ويژه يي به منطقه آسيا به دليل افزايش طبقه متوسط و به طور طبيعي افزايش مصرف گرايي داشته باشيم. منطقه آسياي مركزي و قفقاز به واسطه بين المللي شدن اين منطقه به شدت در حال رشد است. من اخيرا اين نكته را در داووس ديدم كه همه كشورهاي آسياي مركزي در قفقاز به طور فعال حضور داشتند و قراردادهاي قابل توجهي با كشورهاي مهم دنيا منعقد كردند. با توجه به افزايش جمعيت و تقاضا براي غذا، سطح درآمدي و توليدات كشاورزي ارتقا يافته است.
كاهش طبقه متوسط در اروپا و امريكاي شمالي و افزايش آن در آسيا و امريكاي لاتين يكي از اين تحولات است. اين امر نشان مي دهد كه ما اگر بخواهيم يك استراتژي ملي تدوين و به آينده اقتصاد ايران طي يك دهه ديگر توجه كنيم، بايد توجه ويژه يي به منطقه آسيا به دليل افزايش طبقه متوسط و به طور طبيعي افزايش مصرف گرايي داشته باشيم.
دكتر سريع القلم سپس به مقايسه سطح رقابت پذيري كشورها پرداخت و گفت: نخستين كشور سوييس است، كشور دوم سنگاپور است، آلمان در رده چهارم جهان و قطر در رده سيزدهم است. كشور امارات نوزدهم و چين، بيست و نهم است. كشور مالزي در رده 34 و جمهوري آذربايجان 39 و تركيه 44 است. اينها در حالي است كه ايران در رده 82 قرار دارد. دكتر سريع القلم در ادامه به تحولاتي كه در سطح بين المللي در دنيا در حال وقوع است، اشاره كرد و گفت: آمار شركت هاي چندمليتي در دنيا از نكاتي است كه بسيار حايز اهميت است. اين آمار نشان مي دهد كه در سال 2003 كشورهايي كه در حال توسعه بودند، تنها 19 شركت چندمليتي داشتند، امروز اين كشورها 127 شركت چندمليتي دارند و اين به معناي 670 درصد افزايش است، در حالي كه كشورهاي توسعه يافته سنتي جهان يك دهه پيش 481 شركت چندمليتي داشتند و حالا173 شركت چندمليتي دارند و اين نشانگر كاهش 22 درصد در سطح جهان است.
اين پيشرفت بدان معناست كه در سال 2020، 50 درصد از رشد توليد ناخالص داخلي در سطح جهاني از آن كشورهاي «بريكس» يعني كشورهاي برزيل، روسيه، هند، چين و آفريقاي جنوبي خواهد بود. هر ساعت در دنيا 800 ميليون توئيت (twit) صورت مي گيرد. جمعيت كنوني آفريقا يك ميليارد نفر است در حالي كه اين جمعيت در سال 2050 به 2 ميليارد نفر خواهد رسيد. امروز ما در دنيا 25 ابرشهر داريم، در حالي كه تعداد آنها طي 10 سال آينده به 35 شهر خواهد رسيد