برچسب ها بـ ‘آلودگی’

آلودگی 1

شنبه, 27 می, 2017

انسان بصورت عقلانی باید از هرنوع آلودگی دوری نماید اما در عمل کاملا در خلاف این جهت گام برمی دارد!
به طور کلی می توان آلودگی ها را به دو دسته تقسیم نمود:
1 – آلودگی جسمی یا محیط زیست:نابود کننده جسم آدمی
شاید در این مورد نیاز به توضیح زیادی نباشد: آلودگی شدید هوا در شهرهای بزرگ،روند مستمر نابودی جنگل ها و فضای سبز طبیعی شهرهای کوچک و روستاها،خشک شدن مرداب ها و دریاچه ها،امواج مضر موجود در فضای محیط زیست انسان،آلودگی آب ها،خاکها و…..ده ها مثال دیگر،هرگونه تردیدی را در این زمینه از بین می برد.
بشریت با جدیت و تلاش عجیبی در حال تیشه زدن به ریشه زندگی و هستی خود است!
2 – آلودگی روحی یا فرهنگی: نابود کننده روح انسان
رواج دروغ،استثمار دیگران،سعی در فریب جامعه برای اهداف دنیایی و مادی،تلاش برای رسیدن به ثروت نامحدود و در نتیجه شکاف طبقاتی و فقر بسیاری دیگر از مردم و…….،همگی حکایت از بیماری روحی اکثریت ما و در نتیجه جامعه می نماید.
با توجه به مطالب قبلی برای ریشه کن نمودن این مطالب آیا نمی توان نتیجه گرفت که “آلودگی روحی” علت است و “آلودگی جسمی” معلول؟
هرکس که “منافع فردی” خود را بر “منافع جمعی” جامعه مقدم بداند،روحش آلوده است و نیاز به پالایش روحی دارد. با این حساب می توان گفت: آلودگی جسم و محیط زیست هم تابعی از آلودگی روح است.
حالا دیگر شاید شما هم با من هم عقیده باشید که هم آلودگی محیط زیست و هم آلودگی روحی تابعی از “آلودگی فرهنگی” هستند.

آلودگی

شنبه, 2 ژانویه, 2016

آیا انکه غذایی آلوده تولید می کند،نگران نیست که همکاران دیگرش هم به او تاسی جسته و در نتیجه خودش هم ملزم به خوردن آلوده های دیگری باشد؟!

برنج آلوده،شیر آلوده،سوسیس و کالباس آلوده،آبلیموی آلوده ………………

آیا آنکه هوا را آلوده می کند،خود و عزیزانش می توانند هوای دیگری را تنفس نمایند؟

آیا آنکه امواج پارازیت را به فضا می فرستد،خود و فرزندانش در امانند؟

چه می کنیم با خود؟

 

کوچه مردها 169

چهار شنبه, 7 اکتبر, 2015

اردوهای دانشجویی نیز یکی دیگر از سرگرمی های ما در یکی دو تابستان اول دوران دانشجویی بود.
رژیم سابق برای سرگرمی ما و انحراف ما از فکر کردن به ظلم های خود برنامه ریزی های متعددی در کنار حکومت پلیسی و خفقان و ایجاد ترس و وحشت داشت که یکی از آنها همین اردوهای دانشجویی بود.
هر تابستان با ثبت نام قبلی،تعدای از دانشجویان دختر و پسر را با اتوبوس از محل دانشگاه به بابلسر می بردند و پسرها و دخترها را در خوابگاه های جداگانه اسکان می دادند.حضور دانشجویان زیادی از دانشگاه های مختلف کشور محیط بسیار عجیب و غریبی را فراهم می کرد که هر دانشگاه سعی در اثبات برتری خود داشت.
اصلی ترین محل اثبات این ادعا مسابقات ورزشی یک هفته ای مثل فوتبال گل کوچک،تنیس،پینگ پونگ و ….بود.
اما در محل های دیگر مثل سالن غذاخوری و محل موزیک و رقص و کنار ساحل هم این رقابت ها مشهود بود.در سالن غذا خوری ،بچه های هر دانشگاه دور یک میز غذا می خوردند و در ضمن با خواندن ترانه ها و سرودهای جمعی فضای غذاخوری را بسیار شاد می کردند. در سالن روباز موسیقی که هرشب از یک خواننده معروف دعوت می کردند و ارکستر زنده هم وجود داشت،بچه های هر دانشگاه سعی در نشان دادن مهارت خود در رقصیدن داشتند و در کنار ساحل هم بارزترین نحوه رقابت ،ساختن اشکال مختلف شنی بود که بعضی از آنها بسیار زیبا و هنرمندانه بودند.
نکته ای که باید به آن اشاره کنم،این است که با وجود این اختلاط نسبی پسرها و دخترها و تشویق ارکان اردوگاه به برقراری ارتباط بیشتر پسر و دخترها،حجب و حیای موجود بین ما بسیار بیشتر از الان بود و واقعا اکثریت قریب به اتفاق بچه ها از اعمالی که امروز به راحتی از خیلی از جوان ها سر می زند،ابا داشتند و خجالت می کشیدند، البته تعداد معدودی هم بودند که از این مسائل استقبال می کردند و سوئ استفاده های خود را می نمودند اما واقعیت این است که اکثریت بچه ها گرد این آلودگی ها نمی گشتند و به اصطلاح مرام داشتند.
به هر حال در پایان دوره،مجددا بچه های هر دانشگاه با اتوبوس به محل دانشگاه های خودشان بر می گشتند و از آنجا به سمت خانه های خود،متفرق می شدند.

چه روز بزرگی بود

سه شنبه, 11 فوریه, 2014

چه روز بزرگی بود
ماه ها تلاش و تحمل محرومیت و کشته دادن و …تمام شد
مردم باهم مهربان بودند
پس از صدها سال خود را صاحب سرنوشت خود می دانستند
پاک می اندیشیدند و مهربان با یکدیگر سخن می گفتند
همه برای آبادانی کشور و جبران عقب ماندگی ها نقشه ها و آرزوها داشتند
همه نگران بودند و اموال مملکت را پاسداری می کردند
خوشحال بودیم که ریشه همه ناپاکی ها و آلودگی ها از بیخ و بن درآمد
اما امانتداران خوبی نبودیم
خدایا خود می دانیم که مستوجب عقوبتیم
اما از تو می خواهیم
ما را به خود آری
تا آن آرمان های زیبا را عملی سازیم
آمین

به کجا چنین شتابان

شنبه, 8 فوریه, 2014

هیچکس ظالم تر از خود ما به خودمان نیست!
به اطراف خود نگاه کنیم:
-آلودگی هوا به یک اپیدمی و نسل کشی تبدیل شده است و هیچ یک از مسئولین کشور به فکر چاره نیستند و غرق در دعواهای جناحی با یکدیگرند.ما را تشویق به ترک تهران می کنند.مگر جایی در مملکت هست که شما سایه مدیریتتان بر سرش نباشد؟!
چرا خودمان به فکر نیستیم؟تا کی هریکی در داخل یک خودرو بنزین آلوده سوز پرمصرف بنشینیم و برای امور بی ارزش هوا را آلوده کنیم؟
-آلودگی زباله در همه جا بیداد می کند.نمی توانیم در پیک نیک ها و طبیعت گردی زباله تولید نکنیم؟
نمی توانیم زباله های خود را از داخل خودرو به خیابان پرتاب نکنیم؟
-آلودگی صوتی سرسام با خود آورده است!این همه بوق زدن چرا؟
صدای سیستم پخش خودرو را چرا باید همه حاضران یک خیابان بشنوند؟
صدای موسیقی داخل خانه ها چرا باید آرامش همسایگان را بر هم زند؟
-این شتاب و سرعت در قطع درختان و قتل طبیعت چرا؟نباید به جای اینکار، هر ایرانی در هر سال یک نهال بکارد و از آن مراقبت کند؟
به کجا چنین شتابان؟