برچسب ها بـ ‘آلوده دامان’

هفته شیخ ابوالحسن خرقانی

شنبه, 30 نوامبر, 2013

به او اعتقاد دارم اما نتوانسته ام مرید شایسته ای برایش باشم.شیخ ابوالحسن خرقانی را می گویم که بسیار دوستش دارم.

بایزید بسطامی صد و پنجاه سال قبل از او به زیارت خرقان می رفت و وعده آمدنش را می داد و ابوعلی سینا و ابو سعید ابی الخیر و بسیاری دیگر زانوی ادب در مقابلش گذاشتند و سلطان محمود  گریان از نزدش بازگشت و این همه نمی تواند گویای بزرگی روح و افکار او باشد.

می خواهم  همه مطالب این هفته را به او اختصاص دهم تا شاید شما ساکنین معبد نوعدوستی را هم با او آشنا کنم.قبلا زندگی نامه و مطالب از او آورده ام که در مطالب همین وبلاگ می توانید بیابید اما مقام معنوی این مرد کجا و این تلاش های حقرانه کجا!؟

امیدوارم این کار موجب رضایت خداوند سبحان و گوشه چشمی از روح بزرگ شیخ به من آلوده دامان گردد.

چنین باد.

دوستتان دارم!

دوشنبه, 21 اکتبر, 2013

شعر زیر را قبلا هم در این وبلاگ آورده ام،اما آنقدر برای من دلنشین و گویای احساس درونم است که دلم می خواهد سالی یک بار همه باهم دوباره بخوانیم و لذت ببریم. 

روان “پژمان بختیاری” با سرودن این شعر شاد باد و سربلند.

اگر ایران به جز ویران سرا نیست

من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است

  من این افسانه ها را دوست دارم
نوای نای ما گر جان گداز است

  من این نای و نوا را دوست دارم
اگر آب و هوایش دلنشین نیست

من این آب و هوا را دوست دارم 
به شوق خار صحراهای خشکش

من این فرسوده پا را دوست دارم 
من این دلکش زمین را خواهم از جان

من این روشن سما را دوست دارم 
اگر بر من ز ایرانی رود زور

  من این زورآزما را دوست دارم 
اگر آلوده دامانید اگر پاک

  من ای مردم شما را دوست دارم 

 

خوش به حال من! 3

شنبه, 19 ژانویه, 2013

همه آنهایی که ایران را ترک کرده اند و به زندگی در غربتی هرقدر موفق پرداخته اند،برای این کار دلیلی داشته اند:

-به دلیلی از ایران گریخته اند.

-برای ادامه تحصیل و موثر تر بودن در جامعه هجرت کرده اند.

-برای زندگی بهتر و آزاد تر کوچ کرده اند.

و یا ترکیبی از دلایل فوق،اما من یقین دارم که در گوشه ذهن خود آرزوی بودن در این آب و خاک و برگشتن و رشد کردن در خاک خود را دارند.

آنها از این که در این کشور نیستند و برای آرمان ها و ایده آل های ناب ایرانی خود نمی کوشند، دلتنگند و برای همین به یاد ایران می گریند،در هر موقعیت و پست و مقامی که باشند.

فردایی که برگردند،در مقابل آنان که ایستادند و جنگیدند و کوشیدند و این کشور را آباد نمودند،چه دارند که بگویند؟

با خوب و بد این مردم ساختن و تلاش برای بهروزی نیک و بدشان کردن ارزشمند است،نه هنگامی که همه بتوانند راحت و در رفاه زندگی کنند بیایی و منت هم سرشان داشته باشی.

مردم هم دوستان خود را می شناسند و فرق دوست و مدعی را خوب می دانند.مردم عاشق کسی هستند که صادقانه و بی ریا می گوید:

اگر پاکید، اگر آلوده دامان

من ای مردم شما را دوست دارم