برچسب ها بـ ‘آتشکده’

گزارش تعطیلات 4

شنبه, 14 می, 2016

کرمان عجب نعمتی است!

معادن بیشمارش و باغ های پسته اش ودیدنی های تاریخی اش می تواند در این استان ثروتی ایجاد نماید که کل هزینه های کشور را کفاف دهد اما افسوس که ما غافلیم.

مردمی مهربان و باز با گویشی شیرین و منحصر به فرد،فرهنگ و غذای خاص خود،شهرهایی که هریک استعدادهای کشاورزی خاص خود را دارند و همچنین آثار تاریخی بسیار ارزشمند خود را.

فقط باغ شاهزاده ماهان و مقبره شاه نعمت الله ولی برای این که تو را سرمست و خشنود کنند که به کرمان آمده اید کافی است ،چه برسد به باغ فتح الله خان و بازار کرمان و حمام های گنجعلیخان و موزه مردم شناسی و آتشکده ها و………

سرزمین نعمت است و هنر و فراوانی عناصر معدنی و در عین حال غرق در کویر!

خود کویر حکایتی است با آن روزهای آفتابی و داغش و شبهای سرد با آسمانی مفروش از ستاره ها.خوش به حال کرمانی ها!

گزارش تعطیلات 3

شنبه, 7 می, 2016

بارها به یزد رفته ام ،اما هرگز مثل این بار همه جای آنرا نگشته بودم.

آشنایی با مردمی که با همه سختی های طبیعت ساخته اند و به همین خاطر فرهنگی را ایجاد کرده اند که مایه مباهات ایران و ایرانی است.مردمی با گویشی بسیار شیرین و سخت و کوش و در عین حال مهربان.

تاریخ و تمدن و هنردر هر کوی و برزن استان یزد شناور است و تو هر لحظه در معرض امواج آنی.

خود یزد با آب انبارها و خانه ها و کوچه ها و مساجد و قنات ها و موزه ها و حتی رستوران هایی که همه تاریخی اند و بس ارزشمند و این تازه جزئی از ثروت این مردم است.در اردکان و اشکذر ،میبد و ……دیگر شهر های یزد هم از گردش و دیدن تاریخ سرزمینت و حتی قدم زدن در بافت های قدیمی آنها سیر نمی شوی و آرزو می کنی که این گشتن ها و پرسه زدن ها هرگز تمام نشود.

در عمق بیابان های یزد با “پیرچک چک”،این عبادتگاه باستانی زرتشتیان جهان آشنا می شوی و در دل شهر یزد با آتشکده ای که قدمت آتش مشتعلش بیش از 1500 سال است و گرمای آتشش تو را به ریشه چند هزار ساله ات رهنمون می سازد.

شیرینی ها و غذاهای محلی اش،پالوده ودیگر خوراکی های خاص این استان و همه چیزهای دیگر این استان در تو خاطرات و لذتی به وجود می آورند که تا زنده ای فراموش نخواهید کرد.امتحانش کنید!

غزل گریه احساس

دوشنبه, 18 آگوست, 2014

من به هم صحبتیِ آینه عادت دارم
مثلِ جاری شدنِ چشمه اصالت دارم
ازتب آلوده ترین قلّه یِ عشق آمده ام
من که با چشمه یِ خورشید رقابت دارم
مثلِ آتشکده ای پشتِ غبارِ تاریخ
با تبِ آتشِ زرتشت قرابت دارم
گرچه آلوده یِ دنیایِ فریبم، امّا
سینه ای پاک به پهنایِ صداقت دارم
وقتی ازچهچهه یِ چلچله ها سرشارم
به غزل گریه ی احساس چه حاجت دارم
آن قدراز«تپشِ پنجره ها» سرشارم
که نگاهی به بلندایِ نجابت دارم
دست هایِ من اگر عاطفه رامی فهمند
با کسی سبزترازعشق رفاقت دارم

ایران و ایرانی 52

چهار شنبه, 28 آگوست, 2013

سومین عامل موبدان بودند.

خدمتی که دسته ای از موبدان و دانشمندان زرتشتی به فرهنگ ایرانی کرده اند بیشتر از آن راه است که اینان آنچه از آثار ایرانی در دست داشته اند در نزد خود یا آتشکده ها و جاهای امنی نگاه داشته و پیوسته به حفظ و استنساخ و درس و بحث آن می پرداخته اند و بدین ترتیب از نابود شدن آنها جلوگیری می کردند و شاید هم آنچه را که در دوره اضطراب و آشفتگی از بین رفته و یا ناقص شده بود تکمیل می نمودند.

خدای نامک بزرگترین اثر تاریخی ایران در طی چندین قرن به وسیله موبدان حفظ شد تا سرانجام به دست فردوسی لباس جاودانی پوشید و همچنین کتاب آیین نامک که آن نیز از آثار بسیار مهم عصر ساسانی بود در نزد این طبقه محفوظ ماند تا وقتی که به عربی ترجمه شد و در ادبیات عرب داخل گردید.موبد شهر شاپور خود یکی از کسانی بوده است که خدای نامک را به عربی ترجمه کرده است.

ایران و ایرانی 21

یکشنبه, 16 سپتامبر, 2012

سعيد نفيسى مى‏گويد:

«در اين دوره طبقه روحانيان در ايران برترى كامل در همه شؤون اجتماعى داشتند.روحانيان به سه دسته تقسيم مى‏شدند:نخست موبدان بودند…سركرده موبدان به عنوان موبدان موبد يا موبد موبدان در پايتخت،اول شخص مملكت و داراى اختيارات نامحدود بوده است…پس از موبدان طبقه هيربدان بودند كه قضاوت و تعليم و تربيت فرزندان،سپرده به ايشان بوده است،و در اين دوره تعليم و تربيت و فراگرفتن علوم متداول انحصار به موبدزادگان و نجيب‏زادگان داشته و اكثريت نزديك به اتفاق فرزندان ايران از آن محروم بوده‏اند.پس از هيربدان،طبقه آذربدان بودند كه حكم متوليان و خادمان آتشكده‏ها و موقوفات بسيار آنها را داشته‏اند و وظيفه ايشان نخست نگهدارى آتشهاى مقدس هر آتشكده‏اى و سپس شستشو و پاكيزه نگاهداشتن محوطه آتشكده و اداره كردن مراسم دينى مانند نمازها و جشنهاى كستى بندان براى كودكان و زناشوييها و مراسم مردگان بوده است…» (15)

بحث ديگر درباره نظامات اجتماعى ايران مربوط است‏به رژيم حكومت‏ساسانيان.حكومت‏ساسانيان استبدادى محض بوده است.آنان خود را آسمانى نژاد و مظهر خدا مى‏دانستند و از مردم به كمتر از سجده راضى نمى‏شدند،و مردم با اين وضع خو گرفته بودند.كسانى كه بخواهند از اين نظر جامعه ايرانى آن روز را مطالعه كنند مى‏توانند رجوع كنند به كتابهاى:تاريخ ادبيات ادوارد براون،جلد اول،ترجمه آقاى على پاشا صالح و كتاب تمدن ايرانى،تاليف جمعى از خاورشناسان،ترجمه دكتر بهنام  و تاريخ اجتماعى ايران،تاليف سعيد نفيسى،جلد دوم  و مخصوصا ايران در زمان ساسانيان،تاليف كريستن سن محقق دانماركى،ترجمه رشيد ياسمى  .

ما فعلا مقتضى نمى‏بينيم در اين باره بحثى بكنيم.بعدا در بخش‏«خدمات ايران به اسلام‏»اندكى در اين باره بحث‏خواهيم كرد.

نظام خانوادگى

«در دوره ساسانى چيزى كه بيش از همه دستخوش تصرف و ناسخ و منسوخ و جرح و تعديل موبدان بود«حقوق شخصى‏»است.مخصوصا احكام نكاح وارث به اندازه‏اى پيچيده و مبهم بود كه موبدان هر چه مى‏خواستند مى‏كردند و در اين زمينه اختياراتى داشتند كه در هيچ شريعتى به روحانيان نداده‏اند.» (20)

تعدد زوجات در دوره ساسانى جارى و معمول بوده است.زردشتيان عصر اخير در صدد انكار اين اصل هستند ولى جاى انكار نيست،همه مورخين نوشته‏اند، از هرودوت يونانى و استرابون در عصر هخامنشى گرفته تا مورخين عصر حاضر.