نقد و تحلیل جباریت 26

12 ژانویه , 2020

شخص قدرت طلب خودكامه (حاكم خودكامه ) مي تواند براي مدتي نيازجادويي تودة عوام را برآورده سازد . او كه خود در اسارت نظامي از انديشه ها و افكار سحرآميز است تقريباً مي تواند به خوبي از عهدة اين كار برآيد. جادوي انديشه اش باعث مي شود كه او به رسالت خود ايمان بياورد . ولي از طرفي همين انديشة جادويي موجب ترس و وحشت او نيز مي شود و هر چه مي گذرد در اثر رفتارها و عمل كردهاي او جو جادويي اطرافش كمرنگ تر مي شود و اين خود ترس و هراس او را بيشتر مي كند بدين ترتيب رابطة بين فرد خودكامه و كساني كه به او اعتقاد داشته اند روز به روز ضعيف تر می شود.

دل نوشته 37

11 ژانویه , 2020

حجت الاسلام دعایی ، مدیر روزنامه اطلاعات در سایت عصر ایران (کد خبری 687175) :
حاج احمد‌آقا زنگ زد که امام شما را کار دارند. ما نگران بودیم که چه خطایی سر زده است. وقتی نشستیم، امام بعد از محبت و تفقدی که کردند، فرمودند که من نسبت به انتخاب تیترها، عناوین و عکس‌های شما در صفحات اول روزنامه اعتراض دارم. معنا ندارد تیتر اول و عکس اول شما مربوط به صحبتی باشد که من کرده‌ام یا صحبتی باشد که رئیس‌جمهور کرده است. به سراغ مردم بروید. مردم صاحبان اصلی انقلاب هستند. شما سراغ کشاورزی بروید که با سختی و مرارت دستاورد مثبتی در امر کشاورزی دارد و نیاز کشور را برآورده می‌کند. سراغ صنعتگری بروید که نیاز صنعتی کشور را تأمین می‌کند.
حتی من یادم هست، اشاره کردند که برای ایجاد نظم پلیس همکاری می‌کند. این پلیس در سرما و گرما، فضای آلوده و پر‌سر‌و‌صدا، تحمل می‌کند، می‌ایستد و نظم را برقرار می‌کند. چرا نباید به این توجه شود؟ چرا نباید به رفتگری که نیمه‌شب شهر را تمیز می‌کند و زنده نگه می‌دارد، توجه شود؟ چرا نباید به کسی که شیفت نیمه‌شب را بر‌عهده دارد و اگر بیمار اورژانسی باشد، مشکلش را برطرف می‌کند، توجه شود؟
امام تأکید کردند که از این به بعد حق ندارید از من تیتر و عکس صفحه اول داشته باشید. این نهی جدی بود که ایشان آن روز کردند و برای ما درس بود. درس توجه به واقعیات حاکم بر جامعه، پرهیز از گزافه‌گویی، مجیزگویی، تملق‌گویی و درس توجه به خدمتگزاران اصلی و واقعی که در جامعه منشأ خدمت و اثر هستند.
بعضی‌ها خواستند بگویند که به دلیل محبوبیتی که وجود دارد، جامعه از ما توقع دارد. اگر به این نکات نپردازیم، ما را بی‌اعتنا و بی‌توجه و احیانا مخالف تلقی خواهند کرد. امام تأکید کردند که : اینها توجیهات شما است و من راضی نیستم و از این به بعد حق ندارید.
فاعتبرو یا اولی الابصار

کلید توسعه ایران 19

8 ژانویه , 2020

قبل از پرداختن به دوره کودکی،لازم است روی مادران هم سرمایه گذاری جدی انجام دهیم.مادران ویژگی های منحصر بفردی دارند از جمله اینکه پر از شفقتند.بر اساس آموخته های علمی و روان شناختی متاخر،شفقت درمانی،یکی از آخرین شیوه های درمانی روان شناسی امروز است. مادران در واقع کارخانه های شفقت درمانی هستند و شاید لازم باشد که قبل از کودکان،آموزش مادران شروع کنیم. اگر مادران بدانند که با روش های غلط خود چه بلایی بر سر ظرفیت های وجودی کودکان خود می آورند،آنگاه چون مخزن شفقت هستند حتما خود را اصلاح می کنند و برای آموزش خود همکاری می کنند. اگر مادر بداند که برای اینکه کودکش سالم و توسعه یافته تر وارد جامعه شود باید مراقب بیست ویژگی یا سرمایه در کودکش باشد،آنگاه تمام سعی خود را خواهد کرد که همه این سرمایه را تامین کند. در ایران امروز تعداد زیادی از مادران با سوادند،یا دیپلم دارند و بخش های زیادی هم دارای تحصیلات عالی هستند.باید برای آشنایی مادران با شیوه های توسعه کودکان،برنامه ریزی کنیم و آگاهی ها،نگرش ها و مهارت های لازم به آنها منتقل شود.در این مسیر و در شرایط منونی خیلی به دولت و حتی نظام سیاسی امیدی نیست.چرا که آنها درگیر الویت های دیگری مثل رکود یا مسائل خارجی هستند. به گمانم امروز نقش نهادهای مدنی،گروه های مرجع،نخبگان و سرمایه های نمادین محلی و منطقه ای می تواند خیلی برجسته باشد.بنابراین برای نجات آینده توسعه کشور،همه نهادهای مدنی باید باهم مشارکت کنند. قیامی برای حرکت به سوی آگاهی بخشی و توانمندسازی مادران در جهت پرورش کودکانی توسعه آفرین.

تصویر نوشته 148

7 ژانویه , 2020

چه دانم من کیم؟

6 ژانویه , 2020

چه دانم که کیم من در هیاهوی زمانه
مرادی یا مریدی،سالکی گمگشته راهی
اسیری،عاشقی، مستی ز غوغای حریفان
یکی مجنون خسته از سفرهای فراوان
اگر روزی وصال یار دیرین حاصلم شد
ز او پرسم چرا این رنج هستی قسمتم شد؟
ز چه آوردیم دراین سرای پر ز نیرنگ و ریایی
نمی خواهم، نمی دانم که از من تو چه خواهی؟
من انسانم،وجودی بس هوسباز و گنهکار
پناهم ده ،مران از درگهت در این شب تار
چنان سرگشته و گیجم در این دنیای واهی
ندارم اختیار و انتخاب، خواهی نخواهی

نقد و تحلیل جباریت 25

5 ژانویه , 2020

تاريخ چنين مي گويد كه غير از تود ه هاي نيازمند و شخص عوام فريب،نيروي سومي نيز در استقرار استبداد و خودكامگي نقش دارد، نيرويي كه عامل موفقيت و سازماندهي نيروهاي فرد عوام فريب مي شود و در واقع فرد
عوام فريب را چون عنصر مستعدي براي برقراري ديكتاتوري و استبداد پرورش مي دهد و در موقع مناسب به صحنه سازي هاي جنجالي وسازماندهي برنامه هاي عوام فريبانه و جذّاب او مي پردازد و خلاصه آنكه از”هیچ کس” ، “مردی تمام عیار” می سازد تا به وسیله این “هیچ کس” و با نام مستعار او بر اوضاع مسلط شده و بر خر مراد سوار شود.
مقاطعي در تاريخ بوده است كه حكام سلطه گر خود را همتاي خدايان و يا از اصحاب نزديك آنان قلمداد مي كردند به محض اين كه اين نسبت بي رنگ مي شد، حاكمان به دست و پا مي افتادند و ترس وجودشان را فرا مي گرفت كه مبادا جبروت و عظمت جادويي حكومتشان نابود شود . از اين رو به جست وجوي يافتن يا “بلاگردان” می گشتند.در این میان کسی را یافته و بعنوان “ناجی” به مردم معرفي مي كردند وخود در پشت سر او پنهان شده، از پشت پرده او را هدايت مي كردند،البته اين موضوع بدان معنا نبود كه حاكمان اصلي به قدرت جادويي اين تازه وارد اعتقاد داشته باشند، چرا كه “استراتژی کار” آنها عاقلانه تر از آن بود. آن ها از عنصر ناجي استفاده مي كردند تا به اين وسيله از سردرگمي و التهاب و بي تصميمي مردم و اين اضطرارِ ترسناك كه مثل جادوشده ها منتظر نجات بودند، در جهت منافع خاص خودشان بهره برداري كنند.

دل نوشته 36

4 ژانویه , 2020

در کتاب کلیدر محمود دولت آبادی در جلد دهم شخصیتی به نام سیدشرضا تربتی ،گل محمد قهرمان داستان را نصیحت می کند:
من به قیمت خونم این مردم را، این رعیت مردم را شناخته ام گل محمد. تو خود هم در این ایام باید دستگیرت شده باشد که با چه جور خلایقی سر و کار داشته ای.
مردمی که تا بخواهی طمعکار هستند و در همان حال مثل مورچه به کمترین رزق و روزی هم قانعند. جماعتی ذلیل و دروغگو که امید و آرزوهایشان هم مثل خودشان ذلیل و کوچکند. این جور آدمها مرد کارهای بزرگ نیستند. پیش پای پهلوان زانو میزنند، پهلوان را می پرستند،اما خودشان پهلوان نیستند. نمی توانند پهلوان باشند. اینست که همیشه ی خدا چشم و دهانشان باز است تا دیگری برایشان کاری بکند. برای همین است که قدرت پرست هستند، تفاوتی هم برایشان ندارد که این قدرت از کجا، کی و چی باشدفقط دنبال این هستند تا قدرتی را پیدا کنند، حتی قدرتی را برای خود بسازند و بتراشند و آن را بپرستند. فرقی برایشان نمیکند،این قدرت یک روز تو هستی و یک روز دیگری. برای همین، همیشه مهیا هستند تا تو را پیش پای قدرتی قدرتمندتر قربانی کنند. چون به قدرت اعتقاد باطنی. ندارند، فقط آن را می پرستند. می ترسند و می پرستند این جماعت، این جماعتی که من می شناسم به دو چیز عادت کرده اند: نکبت و قدرت. نکبت را با قناعت تحمل می کنند و قدرت را با ترس و پرستش. پس دشمن نکبت و قدرت هم باید بتواند با تازیانه و قدرت با آنها سخن بگوید. بندگان قدرت! قدرت هر چقدر قوی تر باشد، آنها در برابرش نرم تر تسلیم می‌شوند و سر فرود می‌آورند.

لابد فکر می کنی که چرا همه اش چشم به دیگری دارند! این برای آنست که هرگز خودشان را آدم حساب نمی‌کنند. از من بشنو گل محمد،این مردمی که من دیده ام هرگز خودش را به چشم آدم مختار و صاحب حق نگاه نمیکند. هرگز در باطن خودش به دنبال خودش نمی‌گردد. همیشه ی خدا چشم به یک چیزی،به یک قدرتی دارد که ظهور کند و نجاتش بدهد. من فقط یک چیز را میدانم و یقین دارم و روی این یقینم حاضرم قسم بخورم، حاضرم قسم بخورم که ما مردم هنوز صغیر هستیم و هنوز به کفیل، محتاجیم. یکی دیگر، یک چیز دیگر، همه اش یک چیزی یک قدرتی که ما باورمان بشود با ما فرق دارد، که ما باورمان بشودکه غیر از خودمان است.همیشه ما به دنبال آن هستیم.چرا؟برای اینکه ما به خودمان ایمان نداریم، ما خودمان را دخل آدم حساب نمیکنیم. اینکه دیگران مارا آدم حساب نکنند یک چیز است، اما اینکه ما خودمان را آدم حساب نکنیم یک چیز دیگر است. این مردمی که من می شناسم هنوز به خود نیامده، هنوز خودش را به حساب نمی آورد.برای همین هم نمیتواند از خودش بگذرد،‌نمی تواند خودش را فدای خودش بکند. هیچ امیدی به خودش ندارد. هیچ چیزی را از خودش نمی داند. خودی ندارد و باوری به خودش ندارد.

کلید توسعه ایران 18

1 ژانویه , 2020

بعد فرهنگی رفتارهای توسعه در دوره کودکی شکل می گیرد. در واقع،سرمایه گذاری برای تولید رضایت،باید در کودکی و بر روی کودکان ما انجام شود و سرمایه گذاری برای تولید رفاه،باید بر روی نوجوانان و جوانان ما انجام شود.
دبستان،پیش دبستان و خانواده،محل سرمایه گذاری بر روی بعد فرهنگی و رفتاری توسعه است که به معنای سرمایه گذاری برای تولید رضایت در نسل بعدی است. در همان دوران کودکی است که احترام به قانون،رعایت قوانین رانندگی،مدارا،توانایی نقد عقلایی و توانایی گفتگوی اخلاقی و عقلانی شکل می گیرد و اینها همان مولفه هایی هستند که موجب رضایت می شوند.
دقت کنیم که اگر در مدیریت ها به بن بست می رسیم به خاطر این است که هرکس در موضع شغلی خود دیکتاتورمابانه عمل می کند.از نانوا گرفته تا رییس بانک و نظائر آن. در واقع چون ما در نسل قبل،انسانهایی پرسشگر و عقلانی و دارای توانایی نقد کنندگی م نقد شوندگی بار نیاورده ایم،کم کم عادت کرده ایم در موضع ضعف،سکوت و کرنش و در موضع قدرت،دیکتاتوری کنیم. ما هنوز یاد نگرفته ایم که اگر کسی در جمع،ما را نقد کند به معنای توهین و اهانت نیست.