برگرد!

4 نوامبر , 2019

ای صفای این دل گمکرده راه خود به دنیا،برگرد
یادگار پاکی ایام همراهی های عصر کودکی،برگرد
تو در این راه مه آلود دائما بیراهه ها را تجربه کردی
مهربانی بهر ما آذین نموده خانه خود، سوی حق برگرد
ما از او خسته ولی او مهربان و منتظر، چشم در راه است
ای گریزان از خود و از رحمت بی حدحق،سوی خدا برگرد

نقد و تحلیل جباریت 16

3 نوامبر , 2019

با توجه به آنچه تاکنون ذكر شد، اگر چه مي توان در يك نظر هراس معطوف به اجتماع را به معناي نوعي سوءاستفاده از رفتارهاي اجتماعي تعبيركرد، اما اين نوع هراس لزوماً با سوءاستفاده از رفتارهاي اجتماعي همراه نبوده و لذا همواره قرين با تحقير انسان ها و ناچيز شمردن معنويات نيست.
در ژرفاي روان فرد ترسوي پرخاش گر، احساس ذلّت و خواري وحقارت نسبت به خود آن چنان متراكم مي شود كه هرگز قابل بازگويي نيست، بدين خاطر او همة آناني را كه به طور ناخودآگاه از آن ها هراس دارد، تحقير كرده و ناچيز مي شمارد . ارادة قدرت طلب اراده اي برآمده ازعطش سيري ناپذير قدرت و تلاش براي كسب آن و سلطه جويي بر ديگران است، پس در اين فرآيند بايد ديگران را ناچيز و حقير شمرد تا بتوان به منظور و هدف اصلي دست يافت.
اگر هستي را به دليل آنكه مملو از تناقض ا ست، جرياني در حال شدن بدانيم، در آن صورت وجود به هم پيوسته همواره توأم با بحران و نقد است.
“نقد”آموزه اي است كه ضمير هوشيار در فرآيند بحران آن را به دست آورده و به ياري آن بحران را از سر مي گذراند. كسي كه حاضر نيست خويشتن را نقد كند يا خود را در معرض نقد و بررسي ديگران قرار دهد، با ناديده گرفتن بحران در واقع روند بحران را تداوم مي بخشد. فرد قدرت طلب همواره در وحشت از انتقاد به سر مي برد و آن را وهن شأن و منزلت خود تلقّي مي كند.
در كنار ما افرادي زندگي مي كنند كه بسيار عادي به نظر مي رسند وهيچ خصوصيت متفاو تي را به نمايش نمي گذارند. حال آن كه همه چيز را به دقّت زيرنظر داشته و تمام جزئيات را به خاطر مي سپارند، همانند خدايان كينه جويي كه مخفيانه به ميان جمعيت كفار و ملحدين مي روند. حال اگرچنين فردي بر اسب قدرت سوار شود . آنگاه در كمال تعجب خواهيم ديد كه در حافظة او هر رخداد كوچك و بزرگي كه از ديدگاه او به نوعي توهين آميزبوده يا هر چيزي كه خاطر او را آزرده كرده، در ذهنش حك شده است . اين افراد رنجيدگي را هرگز از ياد نمي برند.

دل نوشته 27

2 نوامبر , 2019

عزیز الدین نسفی در مقدمه کتاب “انسان کامل” می نویسد:
“ای درویش! به یقین بدان که بیشتر آدمیان صورت آدمی دارند و معنی آدمی ندارند،و به حقیقت خر و گاو و گرگ و پلنگ و مار و کژدمند و باید که ترا هیچ شک نباشد که چنین است.
در هر شهری چند کسی باشند که صورت و معنی آدمی دارند و باقی همه صورت دارند و معنی ندارند.
بدان که انسان کامل آن است که او را چهار چیز به کمال باشد: اقوال نیک و افعال نیک و اخلاق نیک و معارف.”
و ببینید که این سخنان چقدر به رهنمودهای کوتاه زرتشت در راه زندگی نزدیک است:
پندار نیک،گفتار نیک و رفتار نیک.
و این هم یکی دیگر از نشانه های این است که همه مذاهب الهی تنها و تنها یک خدا دارند و بس.
حال که همه ما بندگان یک خداییم،چرا برای رضای این خدای واحد یکدیگر را نابود می کنیم و می کشیم؟!
باز هم عزیزالدین نسفی می نویسد:
“ای درویش، رحمت خدای عام است جملۀ موجودات را، و رحمت انبیا عام است جملۀ آدمیان را، و
رحمت اولیا عام است جملۀ طالبان را. دعوت انبیا این بود، جمله یک سخن بودند و جمله تصدیق
یکدیگر کردند و این سخن هرگز منسوخ نشود.

کلید توسعه ایران 10

30 اکتبر , 2019

برخی از جوانان ما الان می گویند: دین را رها کنیم،چون دینداران وضع درستی ندارند.
اگر مدعیان اخلاق بی اخلاق شدند،چکار کنیم؟اخلاق را به کناری می افکنیم؟
اگر به تفکیک نپردازیم،این همه سرمایه های ما را خواهد سوزاند،عشق را می سوزاند،چون بسیاری از مدعیان عشق،هوسبازند. علم را می سوزاند،چون دانشمندان وابسته،خدمه اهل زور و استبداد می شوند. آدم عاقل محتاج سنجش و تفکیک است،والا همه چیز خود را از دست خواهد داد.

کجا رفتی؟

28 اکتبر , 2019

ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی
چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی
چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی
در روح نظر کردی چون روح سفر کردی
از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی
رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی
ماننده بوی گل با باد صبا رفتی
نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی
از نور خدا بودی در نور خدا رفتی
ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه
وز ننگ چنین خانه بر سقف سما رفتی

دل نوشته 26

26 اکتبر , 2019

قران کریم :
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ

عبادت خدا یعنی چه؟
عزیزالدین نسفی می گوید:
ای درویش! خدای میفرماید که من جنّ و انس را نیافریدم الّا از جهت آن تا مرا بپرستند.
و گفت خدای خلاف نباشد. پس بیقین بدان که هر که هر چیز را که میپرستد، خدای را میپرستد و امکان ندارد که کسی بغیر خدای چیزی دیگر را تواند پرستید. و این سخن بغایت خوب است؛ هر که دریابد، کارهای دشوار بر وی آسان شود و درهای علم بر وی گشوده گردد و با خلق عالم صلح کند و از اعتراض و انکار آزاد آید.
اما زیبا تر از آن راهنمایی معصوم است:
امام جعفر صادق(ع) :
تخلقوا بأخلاق الله

کلید توسعه ایران 9

23 اکتبر , 2019

وطن چیست؟
قراردادی در یک مرز مکانی است.ایران ما تاکنون چقدر قبض و بسط پیدا کرده است؟ یک روز بزرگ بوده و یک روز کوچک. اصلا وطن چیست؟
یک عده ما را به جهان وطنی دعوت می کنند.جهان وطن ما باشد.ولی جهان چیست؟ جهان هم به همان اندازه وطن می تواند موهوم باشد. جهان واقعا چیست و از چه تشکیل شده است؟از چه آدم هایی درست شده؟آیا آدمهای بد هم اهل جهانند یا تنها آدمهای خوب اهالی آن هستند؟آیا جهان امری فیزیکی است؟ اگر فیزیکی است آیا شامل زمین است یا شامل منظومه شمسی یا کل هستی؟جهان وطن در کدام یک از این جهان ها قرار دارد؟
هویت ما انسان ها سطوحی دارد و اگر دایره ای نگاه کنید،هویت ها دایره در دایره در هم قرار گرفته اند.مثلا ما یک هویت شخصی داریم،من آدمی هستم خاص. هویت جنسی داریم،هرکسی مرد است یا زن.بعد دایره بزرگتر،هویت خانوادگی و بعد هویت قومی،من ترکم،تو کردی،او عرب است. و هویت ملی هم همینطور.وقتی در خارج باشید،مزه هویت ملی را می فهمید.گاه دلت می خواهد کسی پیدا شود با او فارسی صحبت کنی. این هم بخشی از هویت من است.
آن هایی که دم از جهان وطنی می زنند،مسئله مهمی را مطرح می کنند.اگر در جهان وطنی انحصار طلب نشوند،حرفشان خوب است. اگر بگویند وطن و جهان در کنار هم،سخن بجایی است.ما امروزه بیش از هر زمانی به هویت جهانی نیاز داریم،چون بیش از هر زمانی ضرورت این هویت مطرح شده و تعصبات ملی آسیب زایند.همانطور که هویت قومی در حد قومیت قومی آسیب زاست و همانطور که هویت جنسی من هم باید در منطقه خودش قرار داشته باشد

تصویر نوشته 138

22 اکتبر , 2019