مذهب عشق

 

در سکوت سهمگین بیابان چون تک درختی خزان زده روبه غروب ایستاده ام

 درون رگهایم رویا ها اخرین نفسهای خود را زمزمه می کنند

 باد در، تنهائی  وهم آلود بیابان به ترانه رویاهایم  دل می بازد

 و تنفس دشت  را با عطر رویاهایم  آغشته می کند

دشت آبستن رویاها می شود

 و در  پایان  سیاهی یلدا

 سینه دشت خوشه  خوشه گل  های سفید صلح شقایق های سرخ ، عشق و سروهای سبز آزادی را به دستانم  هدیه می کند

 من باتن پوشی از گلهای  سفید وضو می گیرم با اشک  سرخ شقایق

  و سجده می کنم بر قامت  سرو آزادی

 بر مهری از داغ سینه لاله های وحشی

برچسب: , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد