باز هم از عشق

هندویی عقربی را در حال غرق شدن در مردابی یافت.هندو به قصد کمک دستش را به طرف عقرب دراز کرد اما عقرب تلاش کرد تا نیشش بزند ! با این وجود مرد هنوز تلاش میکرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد اما عقرب دوباره سعی کرد او را نیش بزند !!! مردی در آن نزدیکی به او گفت : چرا از نجات عقربی که مدام نیش میزند دست نمیکشی ؟! هندو گفت : عقرب به اقتضای طبیعتش نیش میزند طبیعت عقرب نیش زدن است و طبیعت من عشق ورزیدن … چرا باید از طبیعت خود که عشق ورزیدن است فقط به علت این که طبیعت عقرب نیش زدن است دست بکشم ؟!  هیچگاه از عشق ورزیدن دست نکش همیشه خوب باش حتی اگر اطرافیانت نیش بزنند… 

برچسب: , , , ,

یک نظر لـ “باز هم از عشق”

  1. کفشدوزک گفت:

    سلام
    راستش من با این تفکر بشدت مخالفم چون اگر آدم های خوب که تعدادشون هم به نسبت کل افراد جامعه خیلی کمه ، به نیش عقرب صفتان به سادگی از بین بروند ، دیگر امیدی به بهبود سایر آدم بدهایی که به کشندگی عقرب نیستند ، باقی نمی مونه . . .
    تازه عاشقی هم نمی مونه که بخواد بین سایر مردم دست به اصلاحات بزنه
    بنظرم حیفه که عاشقی به نیش عقربی بمیره . . .

نظر خود را ثبت کنيد