کسی هست مرا یاری کند؟

به قول دکتر شریعتی در کتاب کویر:

در فرار به تاریخ، از هراس تنهایی در حال، برادرم عین القضات را یافتم که در آغاز شکفتن به جرم آگاهی و احساس گستاخی اندیشه- در سی و سه سالگی، شمع آجینش کردند! که در روزگار، حمل شعور خود جرم است و در جمع مستضعفان و زبونان، بلندی روح و دلیری دل، و در سرزمین غدیرها- به تعبیر بودا- “خود جزیره بودن” (اوپا) گناهی نابخشودنی است.

بسیار بوده است که نوشته ای از خویش را می خوانده ام و می یافته ام که برادرم عین القضات نوشته، آنچنانکه این نوشته را در یکی از رساله های او خواندم و چنین یافتم که من نوشته ام که ” خویشاوندی”خود “یکدیگری” دو “خویشاوندی” است- و اینک مقدمه او، بر کویر من و برمن در کویر:

هر چه می نویسم، پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم، همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است یا نانبشتنش.

ای دوست، نه هر چه درست و صواب بود، روا بود که بگویند

و نباید که در بحری افکنم خود را، که ساحلش به دید نبود.

و چیزهایی نویسم بی “خود” که چون “واخود” آیم، برآن پشیمان باشم و رنجور.

ای دوست، می ترسم- و جای ترس است- از مکر سرنوشت-

حقا، و به حرمت دوستی، که نمی دانم که این که می نویسم راه “سعادت” است که می روم، یا راه “شقاوت”

و حقاً نمی دانم که این که نبشتم “طاعت ” است یا “معصیت”؟

کاشکی، یکبارگی، نادانی شدمی تا، از خود خلاصی یافتمی!

چون در حرکت و سکون، چیزی نویسم، رنجور شوم، از آن، بغایت!

و چون در معاملات راه خدا چیزی نویسم، هم رنجور شوم!

چون احوال عاشقان نویسم، نشاید،

چون احوال غافلان نویسم، هم، نشاید،

هر چه نویسم هم نشاید،

و اگر گویم نشاید،

و اگر خاموش شوم هم نشاید!

                                                                                                                       از: رساله عین القضات همدانی

 

اکنون من نیز به چنین حالی رسیده ام:

امروز بیست ودوم اسفند است و دقیقا شش ماه از راه اندازی این سایت می گذرد.

نگاهی به آمار زیر بد نیست:

تعداد مطالب ارائه شده در بخش های مختلف سایت:        حدود 350      مورد

متوسط مطالب ارائه شده در روز:                                    حدود     2       مورد

تعداد بازدید کنندگان در شش ماه گذشته:                        حدود 23000    مورد

متوسط تعداد بازدید کنندگان روزانه:                                 حدود   130      مورد

تعداد نظرات ارائه شده:                                                  حدود    630     مورد

متوسط تعداد نظرات روزانه:                                         حدود    دو ونیم   مورد

حداکثر تعداد بازدید کنندگان روزانه:                                        705            نفر

 حداقل بازدید کنندگان روزانه:                                                 5                نفر

می توان گفت در حال حاضر روزانه حدود سی نفر همراه دائمی داریم که امیدوارم همدل نیز باشیم .از اين سي نفر ده نفري فعالانه در مباحث و نوشته ها نظر مي دهند و بيست نفري هم تنهامي آيندومي خوانند وميروند،اما بواسطه حضور دائمي آنها نيز صاحبخانه اند و جالب اينكه در ميان اين عزيزان افرادي از كلمبيا و نروژ و آلمان و كانادا و آمريكا هم حضور دارند(البته ايراني ساكن در آن مناطقند.) بقیه افرادی هستند که گاهی به ما سر می زنند.به نوعی می توان گفت ،یک خانواده هدفمند سی نفره و مهمانانی که به این خانه می آیند و می روند و صد البته که قدمشان روی چشم و هرچه بیشتر بیایند،بهتر.

 

باید صادقانه اعتراف کنم ،با وجود تلاش زیادی که کردم هنوز حتی 5%از خواسته هایم هم در مورد این سایت تحقق نیافته است!و این دو دلیل عمده دارد:

-کمبود وقت

-لزوم رعایت محدودیت ها(خطوط قرمز)

به نظر من همانگونه که در بالا ذکر کردم ،اکنون این سایت به 5%اهداف خود دست پیدا کرده و اگر کتابخانه را هم فعال کنیم(که بیش از دو هزار عنوان کتابهای الکترونیکی آماده بارگذاری هستند)،می توان گفت به 10%خواسته ام رسیده ام و اگر بخش های کارآفرینی و خلاقیت را هم راه اندازی و فعال نماییم به 30%خواسته ها.

و بالاخره اگر بخش دریافت و واگذاری ایده های نو و تازه را هم فعال نماییم و به عمل هم درآیند(یعنی تعامل اجرایی بین ارائه دهندگان و جویندگان ایده ها برقرار گردد)،به تمام اهداف این سایت رسیده ایم.

و مشگل همینجاست!

من به هیچ وجه تا بحال نتوانسته ام وقتی برای انجام تمام امور فوق آزاد نمایم و فکر می کنم با بکار گیری یک نفر هم بطور کامل این مشکل حل نمی شود ،چرا که نه وقت کامل او کافی خواهد بود و نه انجام همه این امور در دایره تخصص یک نفر خواهد گنجید.

پس چه باید کرد؟

پیشنهاد من “مدیریت گروهی”این سایت است.به این معنی که اگر حداقل چهار نفر حاضر شوند که هریک مسئولیت یکی از بخش های فوق را بپذیرند و به من هم اجازه نظارت و مدیریت بدهند،انشالله بتوانیم از پس این مهم برآییم.

لطفا فکر کنید و به سه سوال زیر پاسخ دهید:

1-آیا این سایت ارزش ادامه دادن و توسعه دادن را دارد؟

2-آیا شما حاضرید متولی یکی از بخش ها بشوید؟

3-اگر پاسخ سوال دوم مثبت است،کدام بخش؟

هم برای هم اندیشی و دادن پاسخی به سوالاتم و هم بعلت سفری که برای دیدن فرزندم در پیش رو دارم،از امروز تا بیستم فروردین از ارائه هرگونه مطلب در سایت و وبلاگ خودداری خواهم نمود و پس از آن بستگی به نظراتی که دریافت خواهم کرد در مورد ادامه کار و شکل مناسب آن تصمیم گیری خواهم نمود.

به امید در پیش داشتن سالی پر از موفقیت و شادکامی و تندرستی بر ای تک تک مردم خوب ایران و جهان.

بدرود!

برچسب: , , , , , , , , , , ,

14 نظرات لـ “کسی هست مرا یاری کند؟”

  1. کفشدوزک گفت:

    سلام
    خداحافظی موقت تان هم تلخ و هم شیرین است. امیدوارم سفرتان بی خطر باشد و به شما و خانواده خوش بگذرد.
    همه معبد نشینان منتظرتان خواهند ماند تا به سلامت برگردید و با نشاط تر از سال 89 ، کار مدیریت سایت را ادامه دهید.
    اما در مورد سوالات طرح شده :
    1- این سایت ارزش ادامه دادن دارد چون مشتمل بر چکیده مطالب و واگویه هایی است که اینجا بصورت دسته بندی شده ، ارائه شده اند اما بررسی تنوع مطالب و پاسخ ها ، به زعم من نشان میدهد مراجعین به این سایت ، به مطالب عرفانی و احساسی توجه بیشتری نشان میدهند تا سایر مطالب. بنابراین بهترین شخص برای قضاوت در مورد ادامه کار این سایت خود شما هستید که بهتر می دانید هدفتان از ایجاد این سایت چه بوده است و تا چه اندازه مخاطبین همسو با ماموریت های سایت ، جذب شده اند.
    2- هیچکس بهتر از خود شما نمی تواند مدیریت محتوای سایت را بر عهده داشته باشد چون تا جایی که من دیده ام ، عمده مراجعین به سایت ، از جمله مریدان و دوست داران شما به دلایل مختلف هستند که به هر حال طبعا بدنبال تعامل روحی و عرفانی با شخص شما هستند.
    ببخشید خیلی زیاد شد ولی بهرحال ، به قول شما اداری ها ، منوط به اوامر عالی است!
    در سال 90 موفق تر و شاد تر و سربلند تر باشید.

  2. نسیم گفت:

    سلام
    من دو روز است که به سایت شما سر می زنم و در کل تازه واردم، کمی در سایت شما دور زدم من نیزبا کفشدوزک موافقم
    با آرزوی سالی نکو در کنار خانواده محترمتان و همچنین از خداوند متعال آرزوی سفری بی خطر را برای شما خواستاریم دعا خیر ما بدرقه راه شما باد.
    دلم فریاد می خواهد ولی در گوشه ای تنها
    چه بی ازار با دیوار نجوا می کنم‌هرشب

  3. سینا گفت:

    به نام خدا
    کفشدوزک عزیز از مریدان گفت و من با تکیه به قول همدلی که “از ذوب شدگان ولایت مرزبانی” می گفت، معتقدم که :
    1- سایت بیش از آنچه که تصور میکنید ارزش ادامه دادن دارد
    الف – به خاطر همان ذوب شدگان
    ب- مطالب ارائه شده دارای طیف موضوعات قابل تامل، آموزنده، نکته دار و معناداری هستند که در بیش از 50 درصد موارد ، خواننده را جذب یا حداقل وادار به فکر کردن میکند و این تلنگر برای فکر کردن در دوره ای که “غم نان” فرصت فکرکردن را ربوده، بسیار ارزشمند است.
    ج – رسالت سایت تنها در فلسفه های مورد بحث خلاصه نشده است و همانگونه که خود فرمودید درهای دیگر این سایت هنوز کاملاً گشوده نشده است و چشم به راههایی دارند.
    2- در متولی شدن امر خیر که جای پرسشی نیست و احتمالاً در تنها کاری که اینجانب توانایی ادامه اش را داشته باشم، همان بخش کتابخانه الکترونیک سایت هست.
    3- با پوزش از تکرار پیشنهادهای قبلتر، چون تعداد پستهای یک روز ، معمولاً زیاد هستند ، بعضی از مطالب که احتیاج به تامل یا نظر دادن دارند ، قربانی بخشی از مطالبی خواهند شد که ضمن جذاب بودن ، قابل چشم پوشی نخواهند بود که با استقاده از یک امکان ستاره دادن یا درجه بندی ، علاوه بر اینکه ارزش مطلب هم نادیده گرفته نشده است،میتوان پستهای مختلف را از نظر میزان علاقه مندی خوانندگان درجه بندی و دسته بندی کرد.

    با آرزوی سفری خوش و سالی خوش

  4. فرشته گفت:

    سلام استاد

    دلم گرفت که برای یک مدت نیستین ، امیدوارم که سفر به شما خوش بگذرد ….
    استاد مدیریت سایت رو اگه می خواهین گروهی کنین فکر خوبیه ،اما وبلاگتون دست خودتون باشه ، اخه وقتی یک جواب از ادمین می اد و می دونم اون آقای مرزبانیه نیروئی تازه می گیرم و چندین بار جوابتون رو می خونم ،لطفا این وبلاگ رو خودتون اداره کنین

  5. ترنم گفت:

    سلام من هم با نظر آقا سینا موافقم
    سایت بیش از آنچه که تصور میکنید ارزش ادامه دادن دارد.

    چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو

    روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به

    همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون در معبد نودوستی»!

  6. باران گفت:

    سلام؛
    سال 89 نيز روزهاي پايانيش را پشت سر مي‌گذارد بنابراين ابتدا دوست دارم كه آغاز سال 90 را به همه دوستان و شما تبريك بگويم. اميدوارم تجربه بهار، براي همه ما تجربه‌ي نو و جديد و از جنس روئيدن و رستن و روياندن باشد.
    من فكر مي‌كنم در ارتباط با اين مطلب مجبور شوم چند تا كامنت بگذارم. به سبب اين‌كه موضوع قابل بحثي است؛ اما هم‌اكنون دو موضوع مهم به ذهنم مي‌رسد:
    – نخست اين‌كه هر چند همه ما وقتي به اين سايت مرور مي‌كنيم يك سري اهداف كلي در ذهن‌مان از اين وبلاگ و وب سايت نقش بسته است، اما اهداف دقيق نيستند. نخست اين‌كه بايد بدانيم دقيقاً چه هدفي را دنبال مي‌كنيم، از چه ابزارهايي براي تحقق اين هدف مي‌خواهيم استفاده كنيم؟ آيا از ساير ابزارها نيز مي‌خواهيم بهره بگيريم و يا فقط ابزار الكترونيكي و وب سايت است و … در هر صورت فكر مي‌كنم بسياري از كساني كه به اين وب سايت مراجعه مي‌كنند، كساني هستند كه يا مديريت خوانده‌اند يا اين‌كه در اين زمينه تجربه دارند كه خود نگارنده اين وب لاگ در هر دو زمينه پرتجربه دارند، بنابراين فكر مي‌كنم ابتدا بايد اهداف را دقيقاً مشخص كرد، حداقل از نگاه من هنوز اهداف كمي مبهم است، هر چند براي نگارنده آن كاملاً مي‌تواند واضح باشد.
    – دوم اين‌كه من هم مثل فرشته عزيز بر اين باورم كه خود شما بايد ادامه دهنده وبلاگ باشيد، به سبب اين‌كه وبلاگ فضايي است كه يك نويسنده در آن به بيان ديدگاه‌هاي خود مي‌پردازد و حتي پيشنهاد مي‌كنم كه ميزان دست‌نوشته‌هاي خود را براي ما مخاطبان افزايش دهيد. اگر مي‌خواهيم اهداف ديگري را دنبال كنيم، خوب است دنبال ابزارهاي جديدتري هم بگرديم، مثلاً مي‌توانيم يك وب لاگ گروهي ثبت كنيم و اعلام كنيم كه اين يك وبلاگ گروهي است و اين اهداف را دنبال مي‌كند…
    در هر صورت فكر مي‌كنيم كه فضاي مجازي، فضاي خوبي براي تبادل آرا محسوب مي‌شود و با هم‌فكري با يكديگر مي‌توانيم كارهاي خوبي انجام دهيم.
    سالي خوش، سفري پربار، دلي آرام و روزهايي پرنشاط براي شما آرزومندم.

    • admin گفت:

      سلام
      با تشکر از همه اظهار نظرهایی که تا بحال شده است و با امید به دریافت پیشنهادات بیشتر،ذکر چند نکته را تا بحال ضروری می دانم:
      اول اینکه مسلما در همه موارد پس از تایید این بنده حقیر خدا مطالب منتشر خواهند شد(مثل وظیفه یک مدیر مسئول در یک نشریه)
      دوم اینکه وبلاگ را خود بعهده خواهم گرفت
      سوم اینکه نوشتم مطالب بوسیله خودم بستگی به میزان وقت آزاد من دارد اما بازهم تکرار می کنم که مطلب خوب از هرکه باشد در ارجحیت است.
      و چهارم اینکه من درخواست کردم کسانی از همراهان اگر میل دارند کمک به من را در زمینه های کتابخانه،کارآفرینی و خلاقیت،مقالات اجتماعی و مدیریتی،اخبار مدیریتی و خلاقیتی و کارآفرینی و همایش ها،و نهایتا بانک اطلاعاتی دریافت و واگذاری ایده ها را بعهده گیرند.
      تا بحال سینای عزیز آمادگی قبول کمک در کتابخانه را پذیرفته و من در زمینه های دیگر همچنان چشم به راه یارانی برای ادامه پربار تر این راه هستم.

  7. شادی گفت:

    سال 89 با همه ی قشنگیایی که داشت داره میره وما به استقبال یه بهار دیگه میریم امیدوارم بتونیم این سال جدید رو از همه ی سال هایی که تا حالا داشتیم قشنگتر کنیم.
    امسال هم مثل همه ی سال هایی گذشته میمونه ما باید تلاش کنیم تک تک روزاشو قشنگ کنیم و ازش لذت ببریم.به خاطر اینکه قشنگ دیدن زندگی و لذت بردن از اون وقشنگ زندگی کردن دست خود ما ادماست.
    سال نو رو به شما و خانواده ی محترمتون تبریک میگم وارزوی لحظات خوش در کناره خانواده رو براتون دارم.

  8. سعید گفت:

    استاد بزرگوار!
    من از مشتریان دائمی سایت شما هستم اگه خوانندگان سایت شما از هدف اصلی شما در راه اندازی سایت مطلع بشن مطمئنا بیشتر میتونن کمکتون کنن . به عقیده من هر کس دارای توانائیهاییه که میتونه کمک بزرگی به این سایت بکنه . من هم با مدیریت جمعی سایت موافقم . ولی شاید لازمه اینکار یک مدیریت واحد و نظارت دقیق و همدلی همه عزیزان باشه.
    سال نو رو هم تبریک میگم .
    به امید سالی پر از موفقیت برای استاد گرامی و بقیه دوستان.
    یا حق

  9. باران گفت:

    انتظار!
    گاهي سخت؛ درست مثل يك عقده كه با لنف‌هاي گلويت پيوند مي‌خورد و امان زندگي را مي‌ستاند!
    و گاهي آسان، آسانِ آسان!
    آن قدر كه حس مي‌كني در پس همين لحظه به پايان مي‌رسد و آن‌گاه بيشتر نفس مي‌كشي، مشتاق‌تر و باانگيزه‌تر!
    درست مثل بازي زمستان و بهار كه سرانجام سرآغاز بهار با انجام زمستان به ثمر مي‌نشيند و زندگي گلستان مي‌شود!
    تهران اين روزها گلستاني است؛
    بيدهاي مجنون بزرگراه مدرس به استقبال ليلي بهار جامه مي‌درند!
    گاهي ابر است و گاهي باران!
    گاهي نوازش آفتاب بر گونه غنچه‌هاي نورس و
    يك دم مهرباني شميم پيچ امين‌الدوله در پس كوچه‌هاي شهر!
    بازي نسترن‌ها كه خود دنياي ديگريست؛ مينياتوري از عطر و رنگ بر ديواره‌هاي مضطرب شهر!
    و بهار هم‌چنان جاريست و جاري خواهد ماند؛
    تا بيايي و دوباره از زندگي براي‌مان بنويسي!
    از باد و بهار و باران!
    انتظار!
    گاهي سخت است و گاهي آسان!

  10. ساقه گفت:

    با سلام و احترام خدمت استاد بزرگوارم و همه همراهان

    استاد بزرگوار ،پیشنهاد خوبی مبنی بر مدیریت گروهی ارائه نمودید .همیشه کار گروهی نتیجه بهتری دارد و این مشروط بر این است که فرد با تجربه ای چون شما بر “آن نظارت داشته باشد .اما امیدوارم که کار گروهی منجر به این نشود تا حجم مطالب بقدری زیاد شود تا قادر به مطالعه بخشی از آنها نشویم .چرا که در زمانی که جنابعالی به تنهایی مطالب را در این وبلاگ قرار می دادید حجم مطالب بقدری زیاد بود که زمان کافی برای مطالعه تمامی آنها وجود نداشت .
    در خواست من از شما این است که در صورت انجام کار تیمی مطمئنا” حجم مطالب باز هم بیشتر می شود .اگر قرار است مطالب بصورت روزانه ارائه شود اولا” تنوع مطالب بیشتر باشد و در ثانی مطالب کوتاهتر باشد تا فرصت برای مطالعه و اظهار نظر دوستان فراهم شود .
    در خصوص سوالات مطرح شده :
    1- بنظر من این سایت تا بحال بسیار پر بار بوده و قطعا” ارزش ادامه دادن را دارد بخصوص اگر قرار باشد که کار تیمی انجام شود .
    2- من هم به عنوان عضوی از این مجموعه در حد و توان خودم حاضر به همکاری هستم .
    3- همکاری من در زمینه های مطالب علمی و ادبی ، مقاله ، کارآفرینی وخلاقیت و همایش ها می باشد .
    امیدوارم این مکان جایی برای آموزش و آموختن باشد و تلاش کنیم تا آنچه را یاد گرفته ایم در زندگی بکار بریم .

    برای شما استاد گرامی و همه همراهان در این سال جدید آرزوی سلامتی ، شادکامی و توفیق در تمامی مراحل زندگی را دارم .

  11. جوان گفت:

    سلام

    من شاید کمی نظرم نارحت کننده باشه واسه همین تا امروز در این مورد حرفی نزدم. ولی سعی مکنم که خیلی کوتاه نکته هایی که به نظرم میرسه رو خدمتتون بگم.

    1- ما یک برند برای این سایت نداریم. نام دامنه سایت هم به سایت شخصی شبیه هستش و امکان تداعی کردن فلسفه وجودی سایت و اهداف و تصورات به سرویس گیرنده رو نداره بلکه تصوری در مورد ادمین فقط ارائه میده

    2- نوع هدف گزاری و مخاطب هدف مشخص نیست. با بررسی که بر روی مخاطبان داشتم به این نتیجه رسیدم که خیلی از مخاطبان به دلیل مطالب به این وبسایت مراجعه نمیکنند و صرفا به دلیل خود ادمین به این سایت مراجعه میکنند. این خوب هست ولی بد هم نیز هست.

    3- پیشنهاد میدم که یک قسمت بندی بر روی مطالب به صورت واضحتر صورت بگیره.

    4- برخی از روزها مطالب زیادی مطرح میشه و مخاطبان اغلب نمیتونند که با سرعت ادمین همراه بشند. وبلاگ های خوب اغلب در ارائه مطالب روندی آرام تر پیش میگیریند.

    5- حدس میزنم به دلیل مراجعاتی که در سایت میبینم اغلب مخاطبان کارمند باشند. زیرا اغلب در ساعات اداری بیشترین بازدیدها صورت میگیرد. بنابراین مطالب باید کوتاه انتخاب شود.

    6- در مورد کمک هم شاید من بتونم در مورد CSS سایت همکاری کنم که البته اگر طراح اجازه بده.

    امیدوارم این کار روز به روز بهتر بشه

    شاد باشید

    • admin گفت:

      دوست من سلام
      از نظرات بسیار خوبت سپاسگزارم
      با کمال میل در خدمتت هستم تا این اصلاحات پیشنهادی رو عملیاتی کنیم
      لطفا به هر شکل که می توانی برای این کار با من تماس داشته باش

نظر خود را ثبت کنيد