دلم از غصه لبریز است

دلم از غصه لبریز است،کاسه صبری دگر خواهم

بسوخته تار و پودم را،کنون جانی دگر خواهم

نمودی خلق قمر را و زمین و هم زمان را تو

مسخر چون نمودند این قمر،ماهی دگر خواهم

چو شمست را خریدارم به جان و دل ،بسوزانم

بسوزان پای خاکی را،که من پای دگر خواهم

فرستادی عرب مردی که یاری ها کند با ما

پیامش را رها کردند،چو او را من دگر خواهم

نه او می گفت که دانش را ز گهواره بجوییم تا گور؟

من این امی رسولت،آن محمد را دگر خواهم

برچسب: , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد