نقد و تحلیل جباریت 48

حاكم مستبد و خودكا مة مخلوع از قدرت توسط مردم تحقير و مسخره مي شود، چرا كه حالا هركسي مي تواند در خصوص كارهاي او به حقايق گوش فرا دهد . او به وفورمورد لعن و دشنام مردم قرار مي گيرد و آناني كه فريب او را خورده اند از اودلگيرند، چرا كه تنها او را مسؤول فريب خود مي دانند. اين در حالي است كه در چنين شرايطي معمولاً اكثر مردم ادعا مي كنند كه از مدت ها قبل متوجه فريب و نيرنگ او شده بودند . اكنون حقيقت امر (كه تاكنون مردم شهامت و توان فهم و پذيرش آن را نداشتند ) به روشني آشكار مي شود، دراينجا افرادي كه كارشان مهمل بافي و ساختن افكار عمومي است، با سرعت تمام وارد ميدان شده و چنين فرياد برم ي آورند: ديگر هرگز چنين فريب ونيرنگي به اين سرزمين باز نخواهد گشت و اين ملت به چنان درجه اي ازفهم و آگاهي رسيده كه ديگر هيچگاه استبداد و خودكامگي را برنمي تابد!

در اين جاست كه حاكم خودكامة مخلوع مي فهمد كه اين اوست كه رودست خورده و با فريب همة زندگيش، رؤياهايش، قدرتش و شأن ومقامش را از دست داده است، او به دام نيرنگ همان هايي افتاده كه حالا اورا لعن و طعن مي كنند. در اين شرايط او به اين فكر مي افتد كه مبادا ايمان و اعتقاد بي روية مردم به او، او را به يك افسون گر تبديل كرده باشد . اما حتي در چنين اضواع و احوالي نيز او باور دارد كه داراي سحر و جادوي خاصي است و هنوز قدرت افسون توده ها را دارد و در خلوت تبعيدگاه با مخفي گاهش منتظر است كه مردم دوباره او را به مقام و قدرت خود فرا بخوانند و اتفاقاً چنين مواردي نيز ديده شده كه گاهي مستبد خودكامه اي دوباره به كارش بازگردانده شده است.

برچسب: , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد