نقد و تحلیل جباریت 45

همان گونه كه قبلاً گفته شد، نظام استبداد و خودكامگي كارگرداناني در پشت صحنه دارد كه حاكم خودكامه نسبت به آنان متعهد بوده ويكسري مسؤوليت هايي در رابطه با آن ها بر دوش دارد . البته اين احتمال مي رود كه در فرآيند دست يابي به قدرت فرد خودكامه وسوسه شود كه عليه آن ها نيز اقداماتي انجام دهد و منافعشان را زيرپا بگذارد . با آن كه هر حاكميتي وسيله اي در دستان حاكمان اصلي آن است اما مكرر ديده شده كه اين دستگاه نيز دست به نافرماني مي زند. براي نمونه، فرد خودكامه زماني كه خطري پيش آيد، قبل از آنكه به فكر دفاع از كل نظام باشد، ضرورت حفظ زندگي خود را در اولويت قرار مي دهد . از اين روست كه در چنين نظام هايي شرايطي را مي توان ديد كه در آن فرد خودكامه (كه از مردم واهمه داشته و مي داند كه ترس و نگرانيش بي دليل نيست ) از سوي ديگري نيز مورد حمله قرار مي گيرد، به اين معنا كه گاهي پيش مي آيد كه شخصيت هاي پشت پرده تصميم مي گيرند كه او را كنار گذاشته و يكي از زيردستان او را به جاي او بگمارند و يا اساساً به دنبال آنند كه شورش جديدي به راه انداخته و از او حمايت كنند . اين جاست كه حاكم خودكامه(به ناچار ) دست به مانور زده و تصميم مي گيرد كه از تودة مردم (به عنوان حربه اي تهديد آميز) عليه اربابان عهدشكن پشت صحنه بهره برداري كند.
بدون شك اگر اين قسمت از كار او به مرحلة جدي كشيده شود، توده مردم از او همانند روزهاي اول حمايت مي كنند.
از ديدگاه روان شناختي، موقعيت ثانوي حاكم خودكامه نسبت به روزهاي اولية كارش تفاوت زيادي ندارد و همة تهديدات هم چنان وجود دارند. دستاورد فرد خودكامه هر چه باشد، باز هم احساس كمبود كرده و درچشم او بي مقدار و خالي از هر نوع امنيت ديده مي شود. در چنين وضعيتي گاه تاريخ ميدان واقعه اي مي شود كه شاهدان غير روان شناس هيچ گاه تصورآن را نمي كنند. حاكم خودكامه تصميم مي گيرد كه كناره گيري كرده واستعفا دهد . البته نه استعفا از قدرت بلكه كناره گيري از شرايط بسيار خطيرتصميم گيري و او بخش بسيار مهمي از مسائل و مشكلاتي را كه بايد حل شوند به عهدة ديگران مي گذارد و خود نيز به عنوان داور نهايي نظاره گرقضايا مي شود. در چنين مواقعي است كه حاكم مستبد و خودكامه به دليل اضطرابي كه تمام وجودش را فرا گرفته گاهي از اخود انعطاف هايي نيزنشان مي دهد.

برچسب: , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد