روزها

چونک گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت
چونکه زاغان خیمه بر دنیا زدند
بلبلان پنهان شدند و تن زدند
در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد
روزها گر رفت گو رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

برچسب: , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد