نقد و تحلیل جباریت 33

جمع ديگري كه آرزوي”رییس شدن” را در سر مي پرورانند، ساده انگارانه فكر مي كنند كه اگر اين مسائل را افشا كرده و براي مردم بازگو كنند جناب خودكامه دستگير شده و به عقوبت مي رسد. اما همة آنان به شدت دراشتباهند. اطلاعات شخصي آن ها به هيچ كاري نمي آيد چرا كه جنبش هاي توده اي از قانون مندي هاي خاص خودش تبعيت مي كند و با قول و قرارها و قواعد گروه هايي كه آن ها را تأسيس كرده و هدايت آن را بر عهده دارند ،تفاوت بسيار دارد . در اين جاست كه انشعابيون و همچنين آناني كه به فرد خودكامه وفادار مانده اند در كمال حيرت و با نگراني مي فهمند كه افسانه پردازي هايشان در خصوص فرد خودكامه شكل يك واقعيت مستقل به خود گرفته و با افشاي آن كاري از پيش نمي رود. اين واقعيت از نظر خود فرد قدرت طلب نيز دور نمي ماند. بنابراين او گستاخ تر و با شك و ظن بيشتري عمل مي كند. او نيك مي داند كه چه كارهايي را مي تواند انجام دهد كه قبلاً حتي تصور آن ممكن نبوده است . با اين وجود به اشتباه رفته ايم اگر فكر كنيم كه اين وضعيت باعث تقويت اعتماد به نفس او شده و صلابت دروني بيشتري برايش به ارمغان مي آورد. شكي وجود ندارد كه اوبه مقام والايي رسيده است ولي با اين وجود نه تنها احساس آرامش وتعادل دروني نمي كند بلكه از آرزوي هميشگي اش احساس دوري بيشتري مي كند و آن فاصلة اوليه بين موقعيت ضعيف و ناتوان او تا هدف غايي (جبران ضعف ها و كمبودها ) نه تنها كم نشده بلكه بيشتر هم شده است.
حالا آن شك و ترديد دروني به شكل احساس عدم اطمينان بر تمام وجود اوسيطره يافته است چرا كه اكنون با دست يابي به آن چيز هايي كه دارد، يك مبناي واقعي براي ترس و نگرانيش به وجود آمده كه در واقع ترس و واهمه براي از دست دادن آن همه دستاورهاي فراوان است . او با خود مي انديشد كه اگر روزي بدشانسي بياورد آن وقت همه چيز را يك باره ازدست خواهد داد . او خود از احتمال فرا رسيدن آن روز به خوبي آگاه است.

برچسب: , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد