کار مشترک من و حافظ!

عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده
به جز از عشق تو،باقی همه فانی دانست
عشق سبحان،مرهم درد و غم ماست اگر
به هوای وصل رویش،میلی از ما برخاست
عشق،گنجینه اسرار و امانت زخداست
عشق همراه تو باشد، حواست به کجاست؟
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
گر مسلح شوی ای دوست به عشق خالق
یاد تو زنده و جاوید به بام دنیاست
با دلی سوخته از جور و جفای دوستان
فال حافظ زدم و شیخ همی گفت به من
آتش زهد ریا خرمن دین خواهد سوخت
حافظ این خرقه ی پشمینه بینداز و برو

برچسب: , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد