ناله عاشقان

عاشقان را بگذاريد بنالند همه
مصلحت نيست، كه اين زمزمه خاموش كنيد
خون دل بود نصيبم، به سر تربت من
لاله افشان به طرب آمده، مي نوش كنيد
بعد من سوگ مگيريد، نيرزد به خدا
بهر هر زرد رخي، خويش سيه پوش كنيد
غير غم دار و ندارم به جهان چيست مگر؟
رشك كمتر به من ِ هستي بر دوش كنيد
خط بطلان به سر نامه هستي بكشيد
پاره اين لوح سبك پايه ی مخدوش كنيد
سخن سوختگان طرح جنون مي ريزد
عاقلان، گفته ی عشاق فراموش كنيد
معینی کرمانشاهی

برچسب: , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد