نقد و تحلیل جباریت 18

تاريخ نگاري رسمي در زمينة توصيف توده هاي مردم بسيار كوتاهي كرده و به نحو شگفت آوري حتي از ذكر نقش تودة مردم در جامعه نيزخودداري كرده است.
به روايت اين تاريخ، اهرام مصر را فراعنه ساخته اند . جنگ ها را فرماندهان پيش برده اند، فرهنگ بشري محصول دربار پادشاهان و حاكمان است و مرگ بزرگان و نجيب زادگان مصيبت بزرگي به شمار مي رود. دراين تاريخ اگر جايي هم از مردم سخن گفته شده از آنان هم چون اعضاي يك گروه كوچك تئاتر خياباني نام برده شده است . يك توصيف ترحم آميز ازافراد يك لاقباي بيكس و كار، شرحي تكراري از فقر و بيچارگي در گذر تاريخ، توده مردم همواره گمنام به سر برده و با نام هاي مستعار، ارابة تاريخ را به پيش برد ه اند. اين كه مردم عوام ساده لوح، زودباور،كودن و هيجاني هستند و از درك و حفظ منافع خود ناتوانند، يك نتيجه گيري عجولانه و بي زحمت است . با توجه به اين كه رويدادها و اتفاقات كنوني قرن حاضر نيز چنين برداشت و برآوردي را تقويت مي كند،اين جاست كه روشنفكران و شاهدان واقعه نيز قواعدي مانند نظريات گوستاولوبن را كه مملو از خشم و كينة عميق نسبت به رفتار و اعمال تودة مردم است، درست و به جا مي دانند.
پس از چهار سال و نيم تحمل رنج و مشقّات يك جنگ جهاني،همگان سوگند ياد مي كردند كه آن فاجعة بزرگ را هرگز فراموش نخواهند كرد. اما علي رغم اين قول ها هنوز آب كفن قربا نيان جنگ خشك نشده بود كه تمام آن سوگندها به فراموشي سپرده شد . آيا اين حافظة ضعيف وفراموش كار، خود نمي تواند دليلي بر بلاهت و اختلال حافظة تودة مردم باشد؟ اعتقاد پيدا كردن به خودكامه اي كه در جست وجوي كسب مقام است و باور كردن تمام وعده هاي ضد و نقيض او، نا ديده گرفتن سابقه و وضعيت قبلي خود، از ياد بردن درس ها و عبرت هاي گذشته و … آيا تمامي اين پديده ها صحت نظرية گوستالوبن را كه مي گويد : عوام فقط تحت تأثيرهيجانات هستند و با عقل و خرد سر و كاري ندارند تأييد نمي كند؟

برچسب: , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد