نقد و تحلیل جباریت 6

نكته اين جاست كه انسان وقايع و حوادث نيك و بد را مشاهده مي كند و از كنارشان ميگذرد. اما تجربة يك امر، چيز ديگري است، چرا كه انسان آن را به طور شخصي انجام مي دهد و از آن درس مي گيرد. وانگهي مشاهدات هرگز به طور قطعي بر چيزي دلالت نمي كنند. چرا كه مشاهدة يك امر يكسان، در آدم هاي مختلف، تجارب مختلفي را شكل مي دهد. حالا مي توان به روشني فهميد كه چرا تأثير برخي تجارب ومشاهدات متحول كننده مانند جنبش هایي كه به خون ميليون ها نفرآغشته اند، اين قدر زودگذر است.
اكنون بهتر مي توان اين نكته را درك كرد كه چرا موارد هشداردهندة خاطرات و مشاهدات تاريخي، فقط براي كساني هشداردهنده بوده است كه في نفسه به چنين اخطارهايي نياز چنداني نداشته اند. به قول پاسكال آناني كه به دنبال درس و عبرت اند، مدت هاست كه آن را يافته اند. اما اكثر مردم به دنبال آموختن نيستند، چون طلسم شدة حقيتِ شخصي يا به قول آدلر “سبك زندگي” خويش اند.طلسمی که سایه شومش را بر “سبک زندگی” آنها گسترده و تعیین کننده ضمیر هشیار نظام ارزشها و ریشه روانی (طرح واره) تمامی ادراکاتشان – به معنای همان حقیقت شخصی شان – است. این تنها تغییرات زیربنایی اجتماعی است که می تواند تجربه خاصی را به اذهان تحمیل کند،از آن دست تجاربی که نه تنها ساختگی نیستند ،بلکه خود سازنده انسان و تاریخ اند.

برچسب: , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد