رسالت بشر چیست؟(26)

یعقوب ابن اسحاق کندی

یعقوب بن اسحاق کندی (185-260 هجری قمری) معروف به فیلسوف و شاهزاده عرب ملقب به کندی از بارزترین فلاسفه اسلامی عرب است. وی از دودمان ملوک بنی کندی و معاصر با مامون، معتصم و متوکل عباسی بود و در بغداد زندگانی می کرد. از واژگان یونانی و سریانی به قدری آگاهی داشت که به عنوان مترجم این زبانها شهرت یافت. کندی نخستین نماینده تفکر ارسطویی و نوافلاطونی بود و می کوشید وحی قرآنی را با فلسفه هماهنگ کند. او در منطق، فلسفه، هندسه، موسیقی، نجوم، طب و داروشناسی تبحر وافری داشت و در اغلب علوم متداوله عصر خویش و نیز کثرت تالیفات، هم عرض ارسطو و ابوعلی سینا و امثال آن به حساب می آمد. تا آنجا که ابن ندیم با لحن مبالغه آمیز درباره او گفته است: «کندی در معرفت علوم قدیم، فاضل دهر و یگانه عصر خود بود». او طبیبی حاذق، فیلسوفی شهیر، منجمی ماهر و ریاضیدانی بزرگ بود. به تمام جنبه های معرفت توجه می کرد و آثار درخشانی از خود باقی گذاشت، چنانکه فرانسیس بیکن درباره او گفته بود: «کندی و ابن هیثم در صف اول و در ردیف بطلمیوس بودند.»

کندی می خواهد میان فلسفه و دین سازگاری ایجاد کند. او می گوید که فلسفه و دین، هر دو علم به حق هستند، او در رساله ای به قدرت عقل اشاره می کند و می گوید: «به جان خودم سوگند که گفتار پیغمبر راستگو محمد(ص) و هر چه را که از جانب باری عزوجل آورده چون به مقیاس عقل سنجیده شوند، قابل پذیرش باشند و جز کسانی که از نعمت عقل بی بهره باشند به انکار آنها برنخیزند.» در نظر کندی، فلسفه اولی، شریفترین اقسام فلسفه و ارجمندترین آنهاست. فلسفه اولی، یعنی علم به ذات احدیت که علت همه موجودات است. از این رو باید فیلسوف کامل که اشرف از مردم دیگر است به این اشرف علوم (علم به ذات احدیت) محیط باشد. زیرا علم به علت، اشرف از علم به معلول است. بنابراین از نظر کندی، هر کس که فلسفه را انکار کند، حقیقت را انکار کرده است و کافر است. او می گوید: آنها که فلسفه را انکار می کنند، مردمی هستند دور از حق، هر چند که به ناحق نام حقانیت بر خویش نهاده باشند از بیان و درک حقیقت عاجزند و از آنچه صاحبان رای در خور آنند محروم هستند و حسد بر نفسهای حیوانی صفت ایشان مستولی است. ارباب فضایل انسانی را پست می شمارند؛ زیرا خود از نیل به آن فضایل ناتوانند. خلاصه آن که از نظر کندی، فراگرفتن فلسفه واجب است و از این رو خود در طلب آن مجدانه می کوشد و روش عبارت است از پیروی از اقوال قدما و بیان آن اقوال به ساده ترین وجه، تا همه کسانی که طالب آنند بتوانند به آن دست یابند.

اخلاق

کندی انسانها را فرا می خواند تا نسبت به امور مادی، زهدپیشه کنند و از شهوت دوری جویند و خود را به فضایل بیارایند. او فضیلت ها را 4 نوع می داند:

1- حکمت: عبارت است از علم به حقایق اشیا و بهره گیری از این حقایق که استفاده از آنها واجب است.

2- شجاعت: عبارت است از ناچیزشمردن مرگ در جلب آنچه سزاوار و واجب است و دفع آنچه ناپسند است.

3- عفت: عبارت است از بسنده کردن به برخورداری از آنچه برای تن – به قدر نیازمندی آن – ضروری است.

4- عدل: آن است که آنچه را واجب و سزاوار است بخواهی و از حد میانه فراتر نروی.

پس فضیلت حد وسط افراط و تفریط است که هر دو از جمله رذایلند، مثلا شجاعت حد وسط تهور و جبن است.

برچسب: , , , , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد