آخر الزمان 22

چنانکه ملاحظه می‌شود موضوع آخرالزمان و رسیدن ملکوت الهی به چند صورت ناهمسان و ظاهراً متناقض در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید مطرح شده و این کیفیت از نخستین ادوار تاریخ مسیحیت موجب اختلاف‌نظر در میان اصحاب کلیسا و ناهماهنگی در تفاسیر بوده است. گروهی از آباء اولیه کلیسا و پیروان آنان رجعت عیسی و وقوع‌ آخرالزمان را، با همه علائمی که در مکاشفات برای آن آمده است بسیار نزدیک می‌دیدند، گروه دیگر خود را در هزاره آخر (ششم) که پایان آن آغاز هزاره مسیح و شهدا (هزاره هفتم) خواهد بود می‌پنداشتند و گروه سومی که اکثریت مسیحیان را شامل می‌شد، کلیسای اولیه، یعنی جامعه مؤمنان مسیحیت را که از آن به پیکر عیسی تعبیر شده بود، حضور مسیح و روح‌القدس و مقدمه تحقق ملکوت الهی می‌دانستند. گرایش اول، با گذشت زمان و بی‌نتیجه ماندن انتظارها، به انتظار رجعت و وقوع احوال آخرالزمان در آینده‌ای نامعلوم تبدیل شد و از آن هنگام تاکنون هر حادثه بزرگ طبیعی یا غیرطبیعی، جنگهای شدید، رواج بی‌دینی و همانند این گونه رویدادها از علائم رجعت و ظهور مسیح تصور می‌شده است (نک‍ : بوسه، ۱۵۴ به بعد، ۱۹۵ به بعد). گرایش دوم، یعنی امید به آمدن هزاره مسیح گرچه در آغاز طرفدارانی داشت و در دوره‌های بعد نیز گهگاه می‌شد، لیکن هیچ‌گاه به صورت عقیده‌ای رایج و شایع درنیامد.
اما گرایش سوم اساس فکر مسیحیت در کلیسای کاتولیک روم و کلیسای ارتودکس شرقی شد. کلیسا (جامعه مؤمنان) مظهر ملکوت الهی است، و روح‌القدس در آن یعنی در جامعه مؤمنان و در روح هر مؤمن حضور دارد و تأسیس کلیسا آغاز و طلیعه تحقق حکومت خداوند است. جهان بیرون از کلیسا قلمرو شیطان و عرصه گناه است و هر که به جامعه مؤمنان بپیوندد، خود را از سییطره شیطانی رها کرده و نجات یافته است. کلیسا در حال گسترش است و سرانجام به کمال خود خواهد رسید و تمامی جهان را فراخواهد گرفت. و آنگاه ملکوت الهی بیرون از این جهان و بیرون از این تاریخ، در جهانی نو برقرار خواهد شد. این نظر با رسمی شدن و قدرت یافتن کلیسا در امپراطوری روم (از سده ۵ م به بعد) و با آثار و تبلیغات کسانی چون قدیس اگوستین، قوت و سیطره تمام گرفت و در شوراهای متعدد تأیید شد و امروز از اصول اعتقادی کلیسای کاتولیک روم و کلیسای ارتودکس شرقی است و کلیساهای پروتستان نیز غالباً، با تفاوتهایی از برخی جهات، کلاً آن را پذیرفته‌اند. در سده ۱۹م به سبب پیشرفتهای علمی و صنعتی جدید و غلبه شیوه‌های تفکر تعقلی (راسیونالیستی) بسیاری از اصول اعتقادی مسیحیت مورد تردید و حتی انکار قرار گرفت و طبعاً در میان متفکران مسیحی کوششهایی در جهت سازگار کردن دین با علم و توجیه و تبیین این گونه مسائل آغاز شد. دانشمندان به تحقیق در متون کتاب مقدس و نقادی آنها از لحاظ موضوعی و تاریخی و زبان‌شناسی پرداختند و از آن زمان تاکنون در باب مسائل مختلف کلامی و اعتقادی و تاریخی و نیز در توجیه اختلافاتی که در موضوعات مربوط به فرجام‌شناسی در بخشهای مختلف کتاب عهد جدید دیده می‌شود، نظریات و آراء خاص عرضه داشته‌اند.

برچسب: , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد