از فردوسی

ز ایران و از ترک و از تازیان
نژادی پدید آید اندر میان
نه دهقان،نه ترک و نه تازی بود
سخن ها به کردار بازی بود
همه گنج ها زیر دامان نهند
بکوشند و کوشش به دشمن نهند
به گیتی کسی را نماند وفا
روان و زبان ها شود پرجفا
بریزند خون از پی خواسته
شود روزگار بد آراسته
زیان کسان از پی سود خویش
بجویند و دین اندر آرند پیش

برچسب: , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد