زنده بنمودی مرا

زنده بنمودی از آن شهد لبان بار دگر
جان بیمار مرا ای چشمه لطف و صفا
از نوازش های پرمهر و صفای باطنت
من جوانی باز یافتم،یار پر لطف و وفا
نیست در عالم زبانی کو تواند بعد این
شکر این نعمت کند،ای مظهر مهر خدا
تو لطیفی و معطر، مثل باران بهار
تو دوای خسته جانی،میدهی دردم شفا
تو نگه بر این گنهکار پریشان دل مکن
همچو باران رحمتت را بر تنم جاری نما
تا که باز با قطره های همچو در لطف تو
نم نمک شادی بیاید ،من شوم غرق سما

برچسب: , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد