حیرانیم!

چشم بگشا و ببین خلق جهان حیرانند
جملگی در پی اوهام و هوس می رانند
کس نداند که چرا پای در این خاک نهاد
همه عالم و هستی،ملک خود می دانند
کار ما خوردن و آسودن وبیعاری نیست
ای خوش آنان که جهان را چو پلی می دانند
چند روزی به جهان خدمت محرومان باش
همچو آنان که به دلهای گرفتار امید می کارند

برچسب: , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد