رسالت بشر چيست؟(18)

کوروش

کوروش بزرگ، سردودمان و مؤسس سلسله ی هخامنشی، جذاب ترین قهرمان دوران باستان، رهایی بخش ملت ها بوده است. او پسر کمبوجیه ی اول بود که در بعضی از مآخذ او را کوروش دوم و برخی وی را کوروش سوم نامیده اند. یا او را آستیا گس خوانده اند و بدین گونه پادشاهی از قوم ماد به قوم پارس منتقل شد. کوروش هم چنین، ارمنستان را فتح کرد و با بابلیان جنگید و بابل و لودیه «لیدی» را مسخّر ساخت و گرزوس پادشاه لودیه را پس از اسارت مورد عفو قرار داد و فریگیا را ضمیمه ایران کرد. کوروش، یهودیانی را که در بابل اسیر بودند آزاد کرد و به آنان اجازه ی بازگشت به بیت المقدس داد.

كورش از چند جهت دارای معروفیت میباشد:نخست آنكه پیامبران بنی اسرائیل او را ستوده اند و برای او احترام زیادی قائل بوده اند. دیگر آنكه كورش در نظر مورخان قدیم و جدید،بانی بزرگترین دولت مقتدر می باشد. همواره حامی كیش یزدان پرستی باش، اما هیچ قومی را مجبور نكن كه از كیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش كه هر كسی باید آزاد باشد تا از هر كیشی كه میل دارد پیروی كند .هر كس باید برای خویشتن دوستان یك دل فراهم آورد و این دوستان را جز به نیكوكاری به دست نتوان آورد.از كژی و ناروایی بترسید .اگر اعمال شما پاك و منطبق بر عدالت بود قدرت شما رونق خواهد یافت ، ولی اگر ظلم و ستم روا دارید و در اجرای عدالت تسامح ورزید ، دیری نمی انجامد كه ارزش شما در نظر دیگران از بین خواهد رفت و خوار و ذلیل و زبون خواهید شد

«آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم مقدم مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های مردم بابل را به سوی من گردانید،…، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. او بر من، کوروش که ستایشگر او هستم و بر کمبوجیه پسرم، و همچنین بر کَس و کار [و، ایل و تبار]، و همه سپاهیان من، برکت و مهربانی ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان “مردوک”، همه شاهان بر اورنگ پادشاهی نشسته اند. همه پادشاهان از دریای بالا تا دریای پائین [مدیترانه تا خلیج فارس؟]، همه مردم سرزمین های دوردست، از چهارگوشه جهان، همه پادشاهان “آموری” و همه چادرنشینان مرا خراج گذاردند و در بابل روی پاهایم افتادند [پاهایم را بوسیدند]. از…، تا آشور و شوش من شهرهای “آگاده”، اشنونا، زمبان، متورنو، دیر، سرزمین گوتیان و همچنین شهرهای آنسوی دجله که ویران شده بود ــ از نو ساختم . فرمان دادم تمام نیایشگاه هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه ها را به جاهای خود بازگرداندم . همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند، به جایگاه‌های خود برگرداندم و خانه های ویران آنان را آباد کردم . همچنین پیکره خدایان سومر و اکد را که “نبونید”، بدون هراس از خدای بزرگ، به بابل آورده بود، به خشنودی مردوک “خدای بزرگ” و به شادی و خرمی به نیایشگاه های خودشان بازگرداندم. باشد که دل ها شاد گردد …بشود که خدایانی که آنان را به جایگاه‌های نخستین‌شان بازگرداندم،…»

«اینک که به یاری “مزدا” تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهارگوشه جهان را به سرگذاشته ام اعلام می‌کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد، دین و آيین و رسوم ملت هايی را که من پادشاه آن‌ها هستم، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من، دین و آيین و رسوم ملت هايی که من پادشاه آن‌ها هستم یا ملت های دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین كنند… من امروز اعلام می کنم که هر کسی آزاد است که هر دینی را که میل دارد بپرستد.»

با توجه به اینکه مردم بابل به جز پیروان موسی علیه‌السلام همگی بت پرست بودند و بلاد دیگر نیز اغلب به فرقه های خرافی گرایش داشتند؛ اولاً از این مفاد نتیجه می گیریم که کوروش رسالتی الهی و در راستای مکتب پیامبران نداشته است و بلکه این نشان از زیرکی کوروش دارد که برای تسلط کم چالش بر مناطق تحت تصرفش و همراه کردن مردم آنجا با خود، آنان را در طریقت و مذهب خود آزاد می گذارد.

 

برچسب: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد