بخشنده یا ساده لوح؟ 3

حدود پنج سال پیش در خیابان شریعتی در ماشینم که کنار خیابان پارک شده بود،نشسته بودم که مردی نزدیک شد و با لحنی خسته و کشدار به من گفت که: دخترش در کنکور قبول شده و او خجالت می کشد که دست خالی به خانه برود و پولی هم ندارد.از من کمک خواست.
اینطور گمان بردم که معتاد است،پس با وجود اصرار های بیش از حد او هیچ چیز به او ندادم تا به کام قاچاقچیان مواد مخدر نرود.
هنوز هم از این کار احساس رضایت می کنم!

برچسب: , , , , , , , , ,

نظر خود را ثبت کنيد